بنیادگرایی و زنستیزی در ایران و جهان
مقدمه
آزادی زنان و مقابله با بنیادگرایی از زمانیکه حکومت فاشیسم مذهبی در ایران حاکم شد، یکی از اصلیترین نگرانیهای زنان ایرانی و خاورمیانه میباشد. بدلیل اینکه این رژیم بر اساس بنیادگرایی مذهبی دوام و قوام گرفته که مظهر تجلی این بنیادگرایی در قانون اساسی و تصویب و پذیرش اصل ولایت فقیه، یعنی کسیکه به همه چیز مردم، از جان و مال و ناموس مسلط است و میتواند با آنها در جهت ماندگاری حکومتش هر کاری بکند و این تجلی هم در پایه براساس سرکوب زنان که علاوه بر سرکوب جمعی اجتماع، مورد سرکوب و ستم مضاعف هم قرار گرفتهاند شکل گرفته است.
مریم رجوی براساس و اشراف بدین دیدگاه، زنان را نیروی سرنگونکننده فاشیسم مذهبی در ایران میداند و سالیان متمادی است که برای رهانیدن آنها از هر جبر تحمیل شده مبارزه میکند و زنان مجاهد خلق بسیاری هم در این زمینه او را الگوی خود ساختهاند، همانطور که زنان او را آزادکننده خود از هر قید وبند اجباری و طبقاتی یافتهاند مردان مجاهد هم به او به چشم یک رهاکننده از هر نوع نگاه و نگرش استثمارکننده مینگرند.
مجموعه زیر قسمت دیگری از سلسله گفتارهای مریم رجوی است که طی سالیان متمادی در اجلاسها و کنفرانسهای مختلف ایراد کرده استک
آزادی زنان و مقابله با بنیادگرایی ضد قوانین زنستیزانه و سرکوب زنان
قوانین نظام آخوندها، زن را از ریاستجمهوری، رهبری و قضاوت محروم میکند. قوانین موضوعه این رژیم هم آکنده از زنستیزی و تبعیض جنسی است.
در نظرگاهها و احکام اسلامی تصریح شده که زن مالک تمامی بضاعت و جسم خویش است. اما مرتجعان، در زیر پوشش تقدس خانواده، مرد را مالک جسم و جان زن میدانند و زن را به برده مرد تبدیل میکنند. این دیدگاه در ایران بهصورت قانون اجرا میشود.
از اینرو قانون مدنی رژیم زنستیز ملاها، ریاست خانواده را از خصایص شوهر میداند و در زمینه مسکن، طلاق، شغل، تابعیت، تحصیل و مسافرت، زن را به مرد مشروط کرده است (۶). قوانین مدنی رژیم بر پایه تبعیض بین زن و مرد تنظیم شده و در فصول مختلف آن، نابرابری به ظالمانهترین شکل آشکار است.
قانون مجازاتهای اسلامی، که قوانین جزایی ایران امروز را تشکیل میدهد، نه فقط زنستیزانه است، بلکه خشونت و شکنجه را رسمی کرده است. هدف قوانینی که این رژیم برای سنگسار وضع کرده، قبل از هر چیز، تحمیل شدیدترین شکنجهها بر قربانی است (۷).
همینجا اضافه کنم که مطلقاً سنگسار نه در قرآن آمده و نه ربطی به اسلام دارد. این یک عادت کهن بوده و در قوانین تلمود و ادیان پیشین هم فرموله شده است. عادتی باقیمانده از جوامع بدوی است (۸).

پیامدهای تبعیض سیستماتیک جنسی
تبعیض سیستماتیک جنسی همراه با سرکوب فیزیکی و روانی، همهچیز زن را له و نابود میکند. نتیجه عملی آن، سرخوردگی فزاینده و ابعاد بیسابقه خودکشی زنان در ایران است. ایران بالاترین نرخ خودکشی زنان در جهان را دارد.
حکومت مذهبی حاکم بر ایران سرکوب و زنستیزی را با بهانههای اخلاقی و مذهبی توجیه میکند. اما تناقض بزرگ این است که در دوره حاکمیت این رژیم، فساد و فحشا در ایران بیداد میکند و بیش از هر زمان دیگر در تاریخ کشور رشد کرده است.
ابعاد این مسئله بهقدری دردناک و فاجعهبار است که هر کسی قدم به ایران میگذارد، آن را به چشم میبیند. بسیاری از گزارشگران خارجی که از ایران دیدن کردهاند، در گزارشهای خود گفتهاند که از شدت رشد فساد و فحشا حیرتزده شدهاند.
به اعتراف خود رژیم، سن فحشا به ۱۳سالگی رسیده و در بین دختران دانشآموز هم رواج یافته است. باندهای آخوندی در تجارت بردگی جنسی که یکی از سودمندترین تجارتها در ایران امروز است، شرکت دارند.
آنها حتی در جریان زلزله بم در زمستان ۱۳۸۲، دختران بیسرپرست را میربودند. این کار آنقدر رواج داشت که اکیپهای خارجی که برای کمک به زلزلهزدهها رفته بودند، در گزارشهایشان به آن اشاره کردند.
آزادی زنان و مقابله با بنیادگرایی علیه صدور بنیادگرایی و گسترش زنستیزی
بنیادگرایی که به اقتضای سرشت خود در داخل مرزها محدود نمیماند، در پیشروی خود به کشورهای دیگر نیز زنستیزی را گسترش میدهد.
حکومت مذهبی حاکم بر ایران از جنون ضدزن، برای صدور ارتجاع و تروریسم به سایر کشورها استفاده میکند. آنها به نیروهای سرخورده و ناآگاه سایر کشورها چنین القا میکنند که بیبندوباری جنسی، هدف نهایی دموکراسیهاست و همه بدبختیها ناشی از این است که پای موجود شوم و فتنهگری بهنام زن به صحنه جامعه باز شده است.
در چنین جوی، با نشان دادن عکس زنان بیحجاب به مشتی متعصب، در آنها کینه ایجاد میکنند و زمینه ترور زنان کارمند و خبرنگار را فراهم میسازند.
صدور بنیادگرایی و گسترش زنستیزی را از سه جهت میتوان مورد توجه قرار داد:
-
استقرار حکومت بنیادگرایی در ایران: رژیم ایران از روز نخست هیچوقت پنهان نکرده که استقرار حکومت جهانی اسلام یک هدف استراتژیک برای این رژیم است. خاتمی، رئیسجمهور سابق، گفته است: در «بسط» نگاه کنیم و نه به «حفظ».
-
عدم سازگاری با دنیای معاصر: بنیادگرایی اسلامی با دنیای مدرن سازگاری ندارد و در هر شرایطی بقای خود را در تهاجم و گسترش به سایر کشورها جستوجو میکند. به همین خاطر بود که خمینی هشت سال بر ادامه جنگ با عراق اصرار کرد و میگفت: «جنگ مایه حیات» و «صلح دفن اسلام» است.
-
زمینهها و بسترهای رشد: دو عامل مهم در دهههای اخیر، فروپاشی اتحاد شوروی سابق و پایان ناسیونالیسم عرب بر اثر بحران و جنگ کویت است. اولین علائم تزلزل اتحاد شوروی، خمینی را واداشت تا در نامهای به گورباچف، رهبر آن کشور، او را دعوت به اسلام کند.
در اولین سالهای دهه ۹۰، مقاومت ایران تأکید میکرد که «بنیادگرایی اسلامی تهدید جدید جهانی» است (۹).

پیامدهای جهانی بنیادگرایی برای زنان
متأسفانه عده کمی در آن زمان این بحث را جدی گرفتند. اما گذشت زمان و فجایع تلخی مثل ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، وضعیت افغانستان و عراق و وضعیت مسلمانان در کشورهای غربی، صحت ارزیابی مقاومت ایران را تأیید کرد.
امروز در کشورهای مختلف جهان، تهدید از ناحیه بنیادگرایان علیه حقوق و آزادیهای زنان بهطور کیفی افزایش یافته است. در برخی کشورها حتی از قوانین زنستیزانه رژیم زنستیز ملاها الگوبرداری شده است.
مجازات سنگسار بعد از اجرای آن در ایران، در برخی کشورها ظاهر شد. حجاب اجباری و سلب حق انتخاب پوشش نیز از ایران به بسیاری از جوامع مسلمان صادر شد.
در کشورهای غربی، بنیادگرایان میخواهند رویارویی کاذبی بین فرهنگ اسلامی و غربی ایجاد کنند. موضوع زنان، جدیترین سوژه این چالش فرهنگی است. گزارشها از وضعیت بخشهایی از زنان مسلمان در این کشورها تکاندهنده است.
ده سال قبل نمیشد تصور کرد که زنانی حتی به قیمت از دست دادن جان خود حاضر نشوند بهوسیله پزشکان مرد معالجه شوند، ولی امروز با این پدیده مواجه هستیم.
در حالیکه در فقه اصیل اسلامی، اصل ساده و راهگشای آن کلمه قرآنی «یُسر» است، بهمعنی سهولت و سادهگرفتن. طبق آیه صریح قرآن، به هنگام بیماری تکلیف روزهگرفتن از فرد بیمار ساقط میشود. بر همین منوال، پذیرش خطر جانی بهخاطر اینکه طبیب مرد است یا زن، پسندیده و مجاز نیست. مراجعه به طبیب چه زن و چه مرد مجاز و بلامانع است، مگر قصد و غرض دیگری وجود داشته باشد.
آزادی زنان و مقابله با بنیادگرایی علیه زنستیزی در کشورهای غربی و اسلامی
واقعیت این است که اکنون زنان مسلمان در کشورهای غربی، بهخاطر نداشتن آلترناتیو قابل قبول دیگر، در دافعه شرایط موجود، به آنسوی طیف میگریزند؛ یعنی در دافعه بیبندوباری و لجامگسیختگی جنسی، به تحجر و قشریگری پناه میبرند.
تنندادن به اندیشهها و عملکردهای بنیادگرایان بهطور اجتماعی، حسرت اجتماعی و تاریخی نسبت به فقدان رویکرد رهاییطلب انسانی را بازتاب میکند.
بنیادگرایی، چه در ایران و چه در اروپا، یک هدف مشخص دارد: خانهنشینکردن زنان و حذف آنها از صحنه اجتماع.
در کشورهای اسلامی و عربی، بهخصوص کشورهای همسایه ایران، حقوق و آزادیهای زنان به میزانی که رژیم زنستیز ملاها موفق شود ارتجاع صادر کند، در تهدید است.
مورد عراق و تهدید منطقهای
عراق به علت ویژگیهای ژئوپلتیک منحصربهفرد، از جمله اکثریت شیعه، مزار شش تن از امامان شیعه و مرز ۱۲۰۰ کیلومتری با ایران، همواره هدف مقدم رژیم زنستیز ملاها برای صدور بنیادگرایی بوده است.
به گفته آخوندها، عراق به یک میوه رسیده برای چیدن تبدیل شده است. مقاومت ایران افشاکننده سلاحهای اتمی و کشتار جمعی رژیم بوده است. اما اکنون خطر روزافزون مداخلات رژیم در عراق صد برابر خطر اتمی این رژیم است.
زنان از اولین قربانیان پیشروی بنیادگرایی در عراق هستند.
۴۵ سال پیش، زنان عراق با تصویب قانون خانواده، تحت عنوان «قانون احوال شخصی»، از حقوقی برخوردار شدند. این حقوق شامل منع طلاقهای خودسرانه توسط مردان، حق سرپرستی کودکان برای مادران طلاقگرفته، دشوارکردن چندهمسری و حقوق مساوی در وراثت بود.
اما بنیادگرایان برای لغو این قانون تلاش زیادی کردند. عوامل رژیم زنستیز ملاها در مناطق جنوبی عراق، به شیوههای مختلف زنان را تحت فشار قرار میدهند.
در دانشگاه بصره، زنان را وادار به ترک تحصیل میکنند. فشارها بهحدی است که در بغداد، زنان علیه ناامنی، خشونت و مشخصاً اهانتها و تحمیلهای عوامل ملایان، دست به تظاهرات اعتراضی زدند.
نتیجهگیری و ضرورت جهانی اقدام
امروز عراق در کانون تحولات نوین منطقهای و بینالمللی قرار گرفته و هدف مشخص تعرض بنیادگرایی است.
چارهجویی در برابر آن نیز یک مسئله جهانی است. زنان اولین قربانیان بنیادگرایان هستند. فعالان جنبش برابری در این زمینه مسئولیت خاصی دارند. پیوند مبارزه برابری با مسائل سیاسی و بینالمللی یک ضرورت شناختهشده است.
پــــانویسها:
– ماده ۱۰۵ قانون مدنی رژيم میگويد: در رابطه بين زن و مرد، رياست خانواده وظيفه مرد است. شورای نگهبان قانون اساسی رژيم اعلام كرده است كه زن بدون اجازه شوهر حق خروج از خانه را، حتی برای رفتن به مراسم ختم پدرش، ندارد.
ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی میگويد كه شوهر میتواند همسرش را از گرفتن شغلهای فنی كه با چارچوب خانواده يا شخصيت وی همخوانی نداشته باشد، منع كند.
ماده ۱۱۳۳ قانون عمومی میگويد: مرد میتواند هر وقت كه بخواهد زنش را طلاق دهد. ضمناً هيچ لزومی ندارد كه اين موضوع را از قبل به زن اطلاع دهد.
۷- بر اساس ماده ۱۰۲ قانون «مجازات اسلامی»، «مرد را هنگام رجم، يعنی سنگسار، تا نزديك كمر و زن را تا نزديكی سينه در گودال دفن میكنند. آنگاه رجم میكنند». ماده ۱۰۴ همين قانون اضافه میكند كه «بزرگی سنگ در رجم نبايد به حدی باشد كه با اصابت يك يا دو عدد، شخص كشته شود». جنايت و بیشرمی در جایجای اين قانون خود را نشان میدهد. همچنين «كوچكی آن نبايد به اندازهای باشد كه نام سنگ بر آن صدق نكند»…
۸- ويل دورانت، تاريخ تمدن، جلد اول، صفحه ۳۸۷.
۹- كتاب «بنيادگرايی، تهديد جديد جهانی» كه در سال ۱۳۷۱ توسط مقاومت ايران منتشر شد، بنيادگرايی را از جوانب مختلف عميقاً توضيح داده و نشان میدهد كه اين پديده از چه پتانسيل خطرناكی برای آينده كشورهای مسلمان و همه جهان برخوردار است.
بیشتر بخوانید:
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










