اعتراض دانشجویان و فرار رئیس ساواکی دانشگاه
سال ۱۳۵۰ علاوه بر مسجد دانشگاه، کتابفروشیای تأسیس کردیم که انواع کتابهای تاریخی و سیاسی، از جمله کتابهای مخفی و «جلد سفید» را به دانشجویان عرضه میکرد. نماز جماعت در مسجد دانشگاه پا گرفت و مقالات و خطبههای نهجالبلاغه خوانده میشد. یک روز، رئیس ساواکی دانشگاه، دکتر مرتضی میرشمسی، برای کنترل دانشجویان به مسجد آمد و در صفوف آخر نمازگزاران قرار گرفت. دانشجویان که او را میشناختند شروع به هو کردن و دادن شعار “مزدور برو گم شو” واکنش نشان دادند و او سراسیمه از مسجد خارج شد. ما کفشهایش را مخفی کردیم و او پابرهنه تا دفترش که ۱۵۰ متر فاصله داشت، دوید.










