اول ماه می، روز کارگر، روز زحمتکشان جهان، یادآور مبارزات خونین کارگران از هیمارکت تا امروز است؛ روایتی از حقوق، همبستگی و عدالت اجتماعی.
زمینههای تاریخی: عصر استثمار و انقلاب صنعتی
روز جهانی کارگر: حماسه خون، حق و همبستگی؛ از هیمارکت تا حقوق بنیادین بشر روز جهانی کارگر، که هر ساله در اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) در سراسر جهان گرامی داشته میشود، تنها یک تعطیلی تقویمی یا فرصتی برای رژههای نمادین نیست. این روز، برآمده از بطن یکی از خونینترین و سرنوشتسازترین مبارزات طبقاتی در تاریخ مدرن است.
اول ماه مه، یادآور زمانی است که “نیروی کار” علیه استثمار بیحد و حصر نظام صنعتی بهپا خاست تا کرامت انسانی را در قالب “روز کاری هشتساعته” بازپس بگیرد:
۱. زمینههای تاریخی اول ماه می، روز کارگر:
عصر استثمار و انقلاب صنعتی برای درک اهمیت اول ماه مه، باید به شرایط کاری در اواسط قرن نوزدهم بازگشت. با اوجگیری انقلاب صنعتی در اروپا و ایالات متحده، کارخانهها به “کارگاههای جهنمی” تبدیل شده بودند. در آن دوران، روز کاری استاندارد وجود نداشت؛ کارگران، از جمله زنان و کودکان، مجبور بودند روزانه ۱۰ تا ۱۶ ساعت در شرایطی بسیار خطرناک و غیربهداشتی کار کنند.
مرگومیر ناشی از حوادث کار و بیماریهای شغلی امری عادی بود. در این فضا، ایده “هشت ساعت کار، هشت ساعت تفریح و هشت ساعت استراحت” به شعار محوری جنبشهای کارگری تبدیل شد. اولین جرقهها در استرالیا (۱۸۵۶) و سپس در ایالات متحده زده شد. “فدراسیون اصناف و اتحادیههای کارگری” در آمریکا طی کنوانسیونی در سال ۱۸۸۴ اعلام کرد که از اول ماه مه ۱۸۸۶، روز کاری قانونی باید هشت ساعت باشد.
۲. واقعه هیمارکت: نقطهعطف تاریخ
نقطهعطف تاریخ در اول ماه مه ۱۸۸۶، بیش از ۳۰۰ هزار کارگر در سراسر ایالات متحده دست به اعتصاب زدند. شیکاگو، به عنوان مرکز صنعتی بزرگ آن زمان، کانون اصلی اعتراضات بود. حدود ۴۰ هزار کارگر در این شهر دست از کار کشیدند. اعتصابات در ابتدا مسالمتآمیز بود، اما تنشها میان پلیس و کارگران به سرعت بالا گرفت. در ۳ مه، در جریان درگیری مقابل کارخانه “دروگر مککورمیک”، پلیس به سمت کارگران شلیک کرد که منجر به کشته شدن چندین نفر شد. در پاسخ به این خشونت، فعالان کارگری فراخوانی برای تجمعی در میدان “هیمارکت” در ۴ مه صادر کردند.

در اواخر تجمع میدان هیمارکت، در حالی که جمعیت در حال پراکنده شدن بود، پلیس دستور تخلیه میدان را داد. ناگهان بمبی ناشناس به سمت صفوف پلیس پرتاب شد. پلیس در واکنشی کور، شروع به شلیک به سمت جمعیت کرد. در این واقعه، هفت افسر پلیس و تعداد نامشخصی از غیرنظامیان کشته شدند. این حادثه بهانهای شد برای سرکوب گسترده جنبشهای کارگری و آنارشیستی.
هشت تن از رهبران کارگری دستگیر و در محاکمهای که فاقد شواهد کافی برای ارتباط آنها با بمبگذاری بود، به اعدام محکوم شدند:
آلبرت پارسونز، آگوست اسپایز، جورج انگلو و آدولف فیشر به دار آویخته شدند و بدین ترتیب “شهدای هیمارکت” به نماد جهانی مظلومیت و پایداری کارگران تبدیل گشتند.
۳. بینالملل دوم و جهانی شدن اول ماه می، روز کارگر در سال ۱۸۸۹:
در صدمین سالگرد انقلاب فرانسه، “کنگره بینالمللی کارگران” (بینالملل دوم) در پاریس تشکیل شد. ریموند لاوین، نماینده کارگران فرانسه، پیشنهاد داد که برای بزرگداشت شهدای شیکاگو و مطالبه هشت ساعت کار، یک تظاهرات بینالمللی سالانه برگزار شود.
اولین “روز کارگر” بینالمللی در اول ماه مه ۱۸۹۰ برگزار شد. این فراخوان با استقبالی بینظیر روبرو شد؛ از لندن و پاریس تا برلین و مادرید، میلیونها کارگر به خیابانها آمدند. این همبستگی فراملی نشان داد که رنج کارگر مرز جغرافیایی نمیشناسد.
اول ماه مه وارد تقویم سایر کشورها میشود
درگیریهای شیکاگو در سالهای پس از آن الهامبخش بسیاری از احزاب چپگرا شد.
در جنوب اروپا، اسلوونیاییها و کرواتها نخستین کسانی بودند که این روز را در امپراتوری اتریش-مجارستان گرامی داشتند.
چندی بعد، شرایط سخت کاری، حقوق کم و زمان کار طولانی کارگران صرب را به سازماندهی یک اعتراض در اول مه ۱۸۹۳ واداشت.
پس از جنگ جهانی اول، کارگران سراسر دنیا به خاطر توسعه سریع صنعتی و تحت تاثیر انقلاب کمونیستی در روسیه برای رسیدن به حقوق ابتدایی دست به اعتراض زدند.
در آلمان، روز کارگر در سال ۱۹۳۳ و پس از به قدرت رسیدن حزب نازی تعطیل عمومی اعلام شد.
جالب این که این حزب یک روز بعد از این تصمیم تمامی اتحادیههای کارگری را منحل کرد و در عمل جنبش کارگری آلمان را نابود کرد – البته اتحادیهها پس از جنگ جهانی دوم بازسازی شدند.
۴. تنوع جریانهای فکری در جنبش کارگری:
جنبش کارگری هرگز یک کل یکپارچه نبود. سه جریان اصلی در شکلگیری اول ماه مه نقش داشتند:
یکم. آنارشیستها و رادیکالها:
که معتقد بودند الغای کامل نظام سرمایهداری و مدیریت مستقیم کارخانهها توسط کارگران تنها راه حل است (مانند رهبران هیمارکت).
دوم. سوسیالیستها:
که بر سازماندهی سیاسی، تشکیل احزاب کارگری و تغییر قوانین از طریق پارلمان تأکید داشتند.
سوم. اصلاحطلبان و اتحادیهگرایان:
که هدفشان بهبود شرایط زندگی در درون نظام موجود از طریق چانهزنی جمعی و قراردادهای کاری بهتر بود. تضاد میان این گروهها گاه به جدایی منجر میشد، اما اول ماه مه همواره چتری بود که همه این گرایشها را برای یک هدف واحد -حقوق بنیادین کار- زیر خود جمع میکرد.
۵. مقاومت در برابر اول ماه مه در آمریکا و کانادا در برابر
مدل آمریکایی و کانادایی در ایالات متحده، دولت و کارفرمایان از پیوند اول ماه مه با آموزههای سوسیالیستی و خاطره سرکوب هیمارکت بیمناک بودند. به همین دلیل، رئیسجمهور گروور کلیولند در سال ۱۸۹4، “روز کارگر” را به اولین دوشنبه ماه سپتامبر منتقل کرد. هدف از این کار، قطع پیوند کارگران آمریکایی با جنبش بینالمللی سوسیالیستی و ایجاد روزی برای “تجلیل رسمی” از کارگر بود که فاقد بار انقلابی باشد.
کانادا نیز مسیر مشابهی را طی کرد. با این حال، اول ماه مه همچنان در میان گروههای چپگرا در این کشورها گرامی داشته میشود.

۶. دستاوردهای ماندگار و اهمیت اتحادیههای مستقل فشار جنبش کارگری
این گردهماییهای سالانه و همبستگیها، باعث شد تا در نیمه اول قرن بیستم، “قرارداد اجتماعی” جدیدی شکل بگیرد. دستاوردهایی که امروز بدیهی به نظر میرسند، حاصل خونهای ریخته شده در مسیر اول ماه مه هستند:
• قانون هشت ساعت کار:
اول ماه می، روز کارگر باعث شد که سرانجام در اکثر کشورهای صنعتی قانون هشت ساعت به رسمیت شناخته شد.
• ممنوعیت کار کودکان:
یکی از بزرگترین پیروزیهای اخلاقی جنبش کارگری.
• ایمنی و بهداشت حرفهای: وضع قوانینی که کارفرما را ملزم به تأمین محیط کار امن میکند.
• حق چانهزنی جمعی:
اول ماه می، روز کارگر در به رسمیت شناختن اتحادیهها به عنوان نماینده قانونی کارگران در برابر قدرت کارفرمایان. اتحادیههای مستقل در این میان نقشی حیاتی داشتند. آنها نه تنها برای مزد، بلکه برای “دموکراسی در محیط کار” جنگیدند. هرجا که اتحادیههای مستقل سرکوب شدند (مانند دوران فاشیسم در اروپا یا دیکتاتوریهای نظامی)، حقوق کارگران نیز به سرعت پایمال شد.

۷. اول ماه می، روز کارگر در جهان معاصر:
چالشهای نوین امروز، روز جهانی کارگر در بیش از ۸۰ کشور تعطیل رسمی است. اما ماهیت مبارزه تغییر کرده است. در عصر جهانیسازی و اقتصاد دیجیتال (Gig Economy)، کارگران با چالشهای جدیدی روبرو هستند:
• بیثباتکاری:
از بین رفتن امنیت شغلی و قراردادهای موقت.
• اتوماسیون و هوش مصنوعی:
تهدید جایگزینی نیروی انسانی با ماشین.
• استثمار در کشورهای در حال توسعه:
جایی که شرکتهای چندملیتی برای سود بیشتر، استانداردهای ایمنی را نادیده میگیرند.
اول ماه مه در قرن بیست و یکم، فراخوانی است برای همبستگی با کارگران “اقتصاد پلتفرمی”، کارگران مهاجر و زنانی که همچنان با شکاف دستمزد روبرو هستند.
گزارش سازمان جهانی کار
سازمان جهانی کار در پیشبینی خود از سال ۲۰۲۴ گفت با وجود کاهش نرخ بیکاری و افزایش تعداد شاغلان در بیشتر کشورهای عضو گروه ۲۰ در سال گذشته، افزایش درآمدها کمتر از نرخ تورم بود و ما شاهد کاهش درآمدهای واقعی بودیم.
این سازمان میگوید که در سال گذشته تعداد کارگرانی که در فقر مطلق زندگی میکنند – درآمد کمتر از روزی ۲.۱۵ دلار برای هر فرد بر اساس معیار برابری قدرت خرید – حدود یک میلیون نفر در دنیا بیشتر شد. همچنین، تعداد کارگرانی که در فقر نسبی زندگی میکنند – درآمد کمتر از روزی ۳.۶۵ دلار برای هر فرد بر اساس معیار برابری قدرت خرید – نیز رشدی حدود ۸.۴ میلیون نفری داشت.
نتیجهگیری: انسان در برابر اقتصاد
روز جهانی کارگر، فصلی درخشان از تاریخ تمدن بشری است که در آن، “انسانِ مولد” از جایگاه یک “ابزار تولید” به مقام “صاحب حق” ارتقا یافت. این روز به ما میآموزد که پیشرفت اجتماعی نه از طریق بخشش صاحبان قدرت، بلکه از مسیر سازماندهی، آگاهی و استقامت به دست میآید.
اول ماه مه، یادآور این حقیقت است که اقتصاد باید در خدمت انسان باشد، نه انسان در خدمت اقتصاد.
عباس تبریزی
منابع:
The world’s biggest labor celebration started with a bloody union rally in 19th century Chicago
May Day: Fighting for the Eight-Hour Day | American Postal Workers Union
International Workers’ Day – Wikipedia
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.











