آموزههای مسعود رجوی-قسمت صدونهم
اگر امام حسین امروز بود چه میکرد؟
وظیفه امروز
اگر امام حسین امروز بود چه میکرد؟ با رژیم بجا مانده از خمینی و دیکتاتور جلادی به نام خامنهای، امام حسین در آن زمان به اون قتله گفت: ای آدمهای بدکردار نکوهیده، بعد از من دیگه به هیچ چیزی شما رحم نخواهید کرد. از کشتن هیچ کسی باک نخواهید کرد.
والله از روزی هم که خمینی و حکام شرعش و پاسداراش جان و اموال و عرض و ناموس مجاهدین رو مباح شمردند، معلوم بود که دیگه به هیچ چیزی و صغیر و کبیری رحم نخواهند کرد. به هیچ ارزشی، تا آتش زدن کعبه، تا انفجار حرم و ضریح امام رضا. گفتم هدف از این صحبتها درمیان گذاشتن این سوال اصل هاست، مخصوصاً با نسل جوان که امروز در راه امام حسین، در راه صاحب عاشورا چه باید کرد؟
آموزههای مسعود رجوی-قسمت صدودهم
اگر امام حسین امروز بود چه میکرد؟
امروز کسی اگر بخواد خلص و خالص به راه امام حسین بره و فقط به گفتار بسنده نکنه، باید چیکار کنه؟ خوب در ظاهر میبینین که رادیوی رژیم، تلویزیون رژیم، آخوندهای رژیم، رسانههای رژیم، ظواهر رژیم پر است از اسم و نه رسم، پر است از ظاهر و نه باطن امام حسین. سوال اینه که اگر کسی بخواد خالص و خلص گام در مسیر امام حسین برداره، چه باید بکنه؟
اون جوونهایی که درهم میشکستند و به آتش میکشیدند مظاهر حاکمیت رژیم رو، به این سوال جواب دادن، اما میخوایم کمی تعمیقش کنیم. میخوایم از همه کسایی که زیر سلطه رژیمن بپرسیم، کسی که بخواد خالصاً لوجهالله خط امام حسین رو بره، اگر خط تمامشدهای نیست، اگر بازم موضوعیت داره، چیکار باید کنه امروز؟
آموزههای مسعود رجوی-قسمت صدویازدهم
اگر امام حسین بود چه میکرد؟
و اصلاً اگر خود امام حسین بود، چیکار میکرد؟ اصلاحطلبی پیشه میکرد؟ درصدد این بود مثل باند غالب که دوباره بازگردد به تعادل قبلی؟ مثل تمام جناحین رژیم درصدد این بود که سر از بدن مجاهدین جدا کنه؟ چشم میدوخت به شکافهای داخل رژیم که از این شکافها یه چیزی دربیاره؟ نصیحت پیشه میکرد؟
چیکار میکرد؟ یا فدای مطلقه، یا تهاجم حداکثر، چی رو سفارش میکرد؟
رزمآوری در ارتش آزادی رو، مجاهدت تمامعیار رو، یا کنار اومدن با این رژیم رو؟ چون این رویه رو که بزنیم به کنار، ظاهرسازیهای رژیم رو، دجالگریهاشو، به چی میرسیم؟
عهد و پیمانها
وَمَا کانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَیتِ إِلاَّ مُکاء وَتَصْدِیهً، آیهای داره قرآن در توصیف مرتجعان حقستیز که حتی وقتی میان توی کعبه نماز میخونن، نماز اینا چیزی نیست جز صغیر کشیدن، سوت زدن، دستک زدن. تمام این تعزیهداریهای رژیم و رژیمیها عبارتست از دستک و دمبک زدن، مُکاء وَتَصْدِیهً و سوت و صغیر و غیر از این هیچ چیزی نیست.
چون سوال اصلی به قوت خود باقیست. مثلاً امام حسین میاومد میگفت که بله، یه ولی فقیهی هست که انتساب داره به وحی، بله این ارادهایست که حتماً باید بر ملت ایران حاکم باشه؟ یا میگفت آقا همچنان که در اون سخنرانی مشهورش در مکه گفت: آقا شما همه عهد و پیمانها رو زیر پا گذاشتید، همه مرزهای سرخ رو درنوردیدین. چی میگفت بالاخره؟ آیا نمیگفت که شما بدترین الدخصام، بدترین دشمنان اسلام و انسان و ایران هستین، کثیفترین، رذلترین، سبعترین؟ کدومش رو میگفت؟ آیا اصلاحطلبی پیشه میکرد؟ یا سکوت میکرد و آروم مینشست؟
شجره ملعونه
السلام علیک یا ثارالله، خون خدا و شرافت انسان. منهای این، منهای این خون، دیگه چه شرافتی، چه چیزی باقی میمونه؟
امام حسین رفت در مکه… برخی گفتن 1000 تا، برخی گفتن 700 نفر از سابقهدارها، از قدیمیها، از روشنفکران، اونایی که حالیشون بود، گفتن مگه نمیبینید همه عهد و پیمانها درهم شکسته، همه موازین، همه حدود؟ راستی اصلاً این خمینی از روزی که برگشت، عهد و پیمان و موازین و حدود و آزادی حاکمیت مردم و اسلام حضرت علی، مگه چیزی حالیش بود؟ مگه غیر از گراز وحشی بود که مزرعه بیصاحبی وارد شده باشه؟ این کدوم شجرهست؟ شجره امام حسین اینه؟
کدوم شجرهست؟ خودش که میگه آقا شیخ فضلالله. شیخ فضلالله کیه؟ سابقه تاریخیش، محمدعلی شاه، اونایی که مجلس رو به توپ بستن.
شرافت انسانی فرق با بهائم
برگردیم به عقب، برمیگردیم به آخوندهایی که یکی از این آخوندها در اون روزگار اسمش بود حجتالاسلام شمر، چون آخوند بود. شمر آخوند خیلی اهل بحث و فحص بود. بعدها که ازش میپرسیدن حیا نکردی که امام حسین رو با اون وضعیت کشتی، اونم از پشت با تیغ هندی، گفت اه، اگر حکم خلیفه زمان رو نمیبردم که با بهائم فرقی نداشتم.
شرافت خودش رو بر حیوان اینطوری میگفت. گفت فرق من با چهارپایان اینه که حکم خلیفه زمان رو من اطاعت میکنم، حیوانات اطاعت نمیکنن. لاجوردی هم خیلی اهل بحث و فحص بوده تو زندان، ما یادمون هست. اینطوری نبود که چیزی حالیش نباشه.
عدالتخواهی
در اون زمان امام حسین گفت سرزمینها رو ببینید، این همه کورها، لالها، زمینگیرها در شهرها بیسرپرست افتادهان و هیچ ترحمی بر اونها نیست. پس کجاست مسئولیت شما؟ انگار داره روزگار امروز ایران رو میگه، از اطفال خیابانی گرفته تا دختران بیسرپرست تا میلیون میلیون گرسنه و بیکار.
یکی از آدمهای خاتمی چندی قبل گفته بود که امام حسین هم اصلاحطلب بود. پس چرا خودش میگه من اومدم امور رو اصلاح کنم؟ این شد همون آخوندی که وارد ده شد، گفت آقا مار اینه یا اونی که من میکشم؟ چون طرف نوشته بود مار، این گفت نه، این که مار نیست، مار اینه. به خاتمیچیها باشه، هر گردی گردوست…
مصلحین بزرگ انبیا در ورای انقلابیون بودن، نه مادون اونها.
در همین رابطه:
آموزههای مسعود رجوی (۷۷-۷۸-۷۹)
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










