ایستادگی جوانان در میدان ژاله: روایت یک شاهد عینی
به دلیل تهدیدات شاه و تأکید آخوندها بر اینکه تظاهراتی صورت نگیرد، هیچوقت تصور نمیکردیم حرکتی ایجاد شود.
ولی روز ۱۷ شهریور با شگفتی از رادیو شنیدیم که تظاهرات بزرگی شکل گرفته است؛ تظاهراتی که دانشجویان و دانشآموزان جلودار آن بودند.
تظاهرات از میدان سپه شروع شده و در میدان ژاله با رگبار نیروهای گارد جاویدان روبرو شد. نفرات تیر میخوردند و روی هم میافتادند. من زمینگیر شده بودم و اطرافم و روی من نفرات زخمی و شهید افتاده بودند.
وقتی لباسهای خونیام را دیدم، فکر کردم تیر خوردهام، اما دردی نداشتم.
خودم را از زیر جسدی که رویم بود بیرون کشیدم. یکی از مجروحین، پسر محصلی بود که از ناحیه ران تیر خورده بود. او را کشانکشان به سمت پلهها بردم و پناه گرفتیم تا زمانی که مردم با ماشین به کمک آمده و مجروحین را به مراکز درمانی منتقل کردند.










