بحرانهای رژیم: از انفجار تا اعدام، فروپاشی در کمین
مقدمه
عبارت بحرانهای رژیم بهخوبی وضعیت کنونی حاکمیت ایران را توصیف میکند. از فاجعههای انسانی گرفته تا سرکوب گسترده داخلی و بنبست در مذاکرات بینالمللی، رژیم در گردابی از چالشهای خودساخته گرفتار شده است. این مقاله به بررسی سه محور اصلی بحرانهای رژیم در هفته اخیر میپردازد: فاجعه بندرعباس، تشدید اعدامها، و شکست مذاکرات هستهای.
فاجعه بندرعباس: نماد بیکفایتی و جنایت
یکی از بارزترین نمودهای بحرانهای رژیم، فاجعه انفجار بندرعباس است. پس از گذشت ۱۰ روز از این حادثه هولناک، رژیم جستجوها را پایان داد، بدون آنکه عاملان این جنایت را معرفی کند یا آمار دقیق قربانیان را منتشر نماید. رهبر رژیم، در تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر این فاجعه، بدون اشاره به مسئولیتهای حکومتی، تنها به دعوت خانوادههای داغدار به صبر بسنده کرد. این رویکرد نهتنها خشم عمومی را تشدید کرده، بلکه نشاندهنده عمق بحران مشروعیت رژیم است. مردم ایران، که خامنهای و سپاه پاسداران را عامل اصلی اینگونه فجایع میدانند، در حال انباشت خشم برای قیامهای آتی هستند.

تشدید اعدامها: بحران سرکوب و هراس از خیزش
رژیم در تلاش است در حوزه داخلی با تشدید بیسابقه اعدامها سرپوشی بر بحرانهای خود بگذارد. از زمان روی کار آمدن پزشکیان، بیش از ۱۱۲۰ نفر اعدام شدهاند، آماری که در ۳۷ سال گذشته بیسابقه است. در ۴۵ روز ابتدایی سال جدید، اعدام ۸ زندانی سیاسی نشاندهنده وحشیگری رژیم برای مهار جامعه انفجاری است. این سرکوب گسترده، هرچند با هدف ارعاب انجام میشود، نتیجه معکوس داده و هر اعدام، جامعه را یک گام به قیام نزدیکتر میکند. این وضعیت نشاندهنده از دست رفتن تعادل رژیم و ترس عمیق آن از خیزشهای مردمی است.

بنبست مذاکرات هستهای: بحران در سیاست خارجی
در عرصه بینالمللی، رژیم با بحران مذاکرات هستهای دستوپنجه نرم میکند. قرار بود دور چهارم مذاکرات در رم برگزار شود، اما این گفتوگوها به تعویق افتاد. آمریکا شروط سختی پیش روی رژیم گذاشته است. توقف غنیسازی، پذیرش بازرسیهای مستقیم از سایتهای اتمی و پادگانهای نظامی، و قطع حمایت از گروههای نیابتی مانند حوثیها. رژیم، که در موضع ضعف قرار دارد، نه توان پذیرش این شروط را دارد و نه میتواند خطر فعال شدن مکانیزم ماشه و تشدید تحریمها را نادیده بگیرد. خامنهای با تبلیغات توخالی از “پیشرفت مذاکرات” سعی در خرید زمان دارد، اما واقعیت این است که رژیم اهرمی برای اثرگذاری در این مذاکرات ندارد. سرنوشت رژیم نه در میز مذاکره، بلکه در خیابانهای ایران رقم خواهد خورد.

نتیجهگیری
بحرانهای رژیم در سه جبهه فاجعههای انسانی، سرکوب داخلی، و بنبست سیاست خارجی، نشاندهنده وضعیت شکننده حاکمیت است. فاجعه بندرعباس، اعدامهای گسترده، و شکست در مذاکرات هستهای، همگی گواه ناکارآمدی و استیصال رژیم هستند. با این حال، خشم متراکم مردم و پتانسیل قیامهای سازمانیافته، نقطه امیدی برای تغییر است. وضعیت رژیم در تنگنا، تنها با مقاومت مردمی تعیین تکلیف خواهد شد.
حوادث مرگبار یا جنایت عمدی؟ حقیقت تاریک نظام آخوندی
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب










