لیست مطالب
نکاتی از جمعبندی تحولات در سالی که گذشت (۲۰۲۴) -قسمت دوم
1 بحرانها و مشکلات نظام در سال ۲۰۲۵ چیست؟
نظام در سال پیش رو با این بحرانها و مشکلات روبروست.
۱.بلحاظ بینالمللی با دولت جدید آمریکا وترامپ و غرب روبروست که از نظام میخواهند که از نیروهای نیابتی در منطقه و اتمی شدن دست بردارد و دست شدن برای نظام از این دو عامل بقای نظام؛ برایش غیر ممکن است در نتیجه سال پیش رو با تشدید تضاد و عواقب آن مواجه است.
۲.بلحاظ منطقهای؛ همه کشورهای منطقه خواهان قطع دخالتهای نظام در امور کشورشان هستند. از لبنان و سوریه گرفته تا کشورهای دیگر عربی و حتی عراق و سایر کشورهای همجوار رهمین خواسته را از نظام دارند و این نیز برای خامنهای که قدرت خود را از جنگ افروزی در منطقه میگیرد؛ مانند خوردن جام زهر میماند.
۳.نیروهای نیابتی که ۴۵سال تمام سرمایههای یک ملت را به پای آنها ریخته بود؛ تا از سرنگونی در امان بماند، مانند برف در آفتاب تابستان در حال تمام شدن هستند؛ خامنهای بشدت به بازسازی آنها نیاز دارد ولی هرگز چنین امکانی برایش فراهم نخواهد شد چرا که منطقه و جهان و حتی مماشاتگران از خواب زمستانی خود بعد از دخالت نظام در اوکراین و جنگ افروزی در منطقه؛ بیدار شدهاند و از سوی دیگر ماهیت نظام برای مردم منطقه نیز روشن شده و الان مردم فلسطین و لبنان و سوریه و عراق جز نفرت و انزجار هیچ خاطره دیگری از خامنهای و سپاه پاسدارانش ندارند. و از سوی دیگر باندهای درون نظام هم با خامنهای همراهی نمی کنند و دست آخر هم خامنهای هیچ پولی در بساط ندارد!
۴.شقه و شکاف در درون نظام. بعد از پزشکیان روز به روز و ساعت به ساعت بر ابعاد شقه و شکافهای درونی نظام اضافه میشود و خامنهای که هژمونی خود را بر جناحها و باندهای نظام به صورت جدی از دست داده دیگر قادر نیست حتی با تقسیم اموال غارت شده مردم بین آنها «وفاق» و اتحاد ایجاد کند. چنین شکافهای روز افزونی روز به روز خامنهای ونظام را در پیشبرد سیاستهای سرکوبگرانه و جنگ افروزانهاش ضعیف و ضعیفتر میکند.
۵.بحرانهای لاعلاج معیشتی؛ زیست محیطی؛ آب و برق و مسکن و بیکاری و مهاجرت و فرارمغزها؛ طلاق و خودکشی و…. این بحرانها تماما در نقطه انفجاری هستند. بحران معیشتی مردم تابع حل مساله اقتصادی نظام است که باتوجه به تحریمها و اف. ای. تی. اف و باتوجه زیرساختهایی فرسوده که بازسازی آنها حداقل به چند صد میلیارد دلار نیاز دارد و با توجه به بالاترین فساد در ساختار این نظام و… هیچ امکان حل آن وجود ندارد.
۶.از دست رفتن پایگاه اجتماعی نظام به صورتی که هیچ چشمانداز و هیچ امکانی برای بازسازی آن وجود ندارد مردم ایران تماما از نظام عبور کرده و خواهان سرنگونی این نظام هستندو نظامی که روی حمایت مردمش سوار نباشد؛ اگر هزار و یک امکان و حمایت ابرقدرتها را هم پشت خود داشته باشد سرانجامش سرنگونی است و در حال حاضر این نظام نه چنین حمایتهایی دارد و نه از حمایت مردم برخودار است به عکس در نقطه کانونی نفرت مردم ایران نشسته است.
۷.و اما اصلیترین مشکل و بحران لاعلاج و کشنده نظام در حقیقت حضور یک مقاومت سازمانیافته سراسری با ریشههای عمیق در دل مردم ایران است؛ مقاومتی که اکنون با کانونهای شورشی خود پیوسته عملیات میکند؛ گسترش پیدا میکند و در مسیر قهر جامعه را آماده برپایی یک قیام پیروزمند میکند.
2 باتوجه به شکستها و بحرانهای لاعلاج چه چشماندازی در پیش روست؟
در شرایط کنونی نظام عمق استراتژیک خود یعنی یک پای اساسی حفظ نظام را از دست داده و جامعه به مراتب در وضعیت انفجاری به سر میبرد تحولات بین المللی تماما علیه نظام در حال شکل گیری است و از همه مهمتر کانونهای شورشی و شورشگران راه ازادز به سمت قهر و یک مقاومت سازمانیافته در حال حرکت هستند.
همانطور که گفته شد؛ نظام هیچ و مطلقا هیچ راه برون رفتی ندارد و تنها در یک مسیر یک طرفه باید به پایان خودش سلام کند؛ از این رو سال پیش رو سال تغییر دوران و سال تعیین کننده برای مردم ایران خواهد بود.
اگر چه همه شرایط برای تغییر و سرنگونی این نظام فراهم است ولی هرگز این روند به صورت خودبخودی یا از طریق قدرتهای خارجی یا در مسیرهای انحرافی خشونت پرهیزی و بی هزینگی تحقق نخواهد یافت. آزادی آن هم در برابر هیولای آخوندی؛ قیمت میخواهد و این قیمتی است که باید زنان ومردان شجاع و پیشتاز ایرانی در پیوند با مقاومت سازمانیافته بپردازند.










