بحران آب و خشکسالی در ایران که بیسابقه است دیگر فقط یک هشدار نیست؛ واقعیتی است که امروز در چشمههای خشک، سدهای خالی و قطعیهای پیدرپی آب خودش را نشان میدهد. حالا بیش از دوسوم مخازن آبی کشور تهی شده و ۱۹ سد بزرگ در آستانه مرگ کاملاند؛ بحرانی که نه از آسمان، بلکه از سیاستهای نادرست حکومتی ناشی میشود که ابزاری برای حل مسائل اجتماعی جز سرکوب ندارد.
بحران آب و خشکسالی در ایران؛ واقعیت محیطزیستی یا بحران سیاسی؟
بحران آب و خشکسالی در ایران؛ ابعاد و واقعیتها
ایران با بحرانی مواجه است که همزمان ابعاد محیطزیستی، اقتصادی و سیاسی دارد: بحران آب و خشکسالی. خشک شدن رودخانهها، کاهش روانآبها، افت سطح آبهای زیرزمینی و فرونشست زمین در شهرهایی مانند اصفهان، تهران و خوزستان، نشان میدهد که این بحران صرفاً یک مشکل محیطزیستی نیست، بلکه نتیجه مدیریت نادرست، سیاستهای غلط و دخالتهای اقتصادی خاص نیز هست.
بر اساس آمارهای رسمی و گزارشهای کارشناسان، سالانه حدود ۴۰ میلیارد مترمکعب آب در ایران هدر میرود. این میزان شامل حدود ۳۰ درصد هدررفت در کشاورزی و ۴۰ درصد هدررفت در شبکه آب شهری است و معادل یکسوم کل آب مصرفی کشور میباشد. این هدررفت نشان میدهد که مدیریت منابع آبی کشور از نظر علمی و اجرایی ناکافی است و باعث تشدید بحران آب و خشکسالی در ایران شده است.
پیامدهای این وضعیت گسترده و شدید هستند: کاهش تولید محصولات کشاورزی، تهدید امنیت غذایی، افزایش قیمت کالاهای اساسی، فرونشست زمین، نابودی تالابها و خشک شدن دریاچهها. مناطق خشک و نیمهخشک ایران که تنها ۱۰ تا ۱۲ درصد منابع آبی کشور در آن جریان دارد، بیشترین آسیب را متحمل شدهاند. بحران آب و خشکسالی در ایران اکنون به یک معضل ملی تبدیل شده که هر گونه اصلاح و برنامهریزی بدون درک ابعاد سیاسی و اقتصادی آن ناکافی است.
همدستی همه جناحهای حکومت در سدسازی بیرویه در ایران
سدسازی بیرویه و نقش سپاه پاسداران در تشدید بحران
یکی از عوامل اصلی تشدید بحران آب و خشکسالی در ایران، سدسازی بیرویه است که عمدتاً توسط قرارگاه خاتمالانبیاء سپاه پاسداران انجام شده است. این قرارگاه که پروژههای کلان اقتصادی و صنعتی سپاه را مدیریت میکند، نیمی از سدهای کشور را ساخته و بسیاری از آنها به دلیل فقدان لایروبی، مطالعات علمی و مدیریت محیطزیستی، عملاً غیرقابل استفادهاند.
- احداث ۱۴ سد بر روی رود کرخه باعث خشک شدن این رودخانه و کاهش جریان طبیعی آن شده و برنامه ساخت ۳۶ سد دیگر نیز در دستور کار قرار دارد.
- ۴۰ سد بر روی رود کارون موجب کاهش شدید جریان آب و خشکسالی در خوزستان شده و طرح احداث ۵۰ سد دیگر نیز در دست اجراست.
- پروژههای انتقال آب به مناطق خشک و مرکزی کشور برای مصارف صنعتی، اقتصادی و هستهای نمونهای از اهداف اقتصادی و سیاسی پشت سدسازی است.
با وجود اینکه بهانههایی مانند تأمین برق یا آب آشامیدنی مطرح میشود، واقعیت این است که تنها ۱۰ درصد برق کشور توسط سدها تأمین میشود و تنها حدود ۱۰ درصد از نیاز آب کشاورزی کشور از سدها تأمین میشود. بنابراین هدف اصلی این پروژهها سود اقتصادی و تقویت نفوذ سیاسی سپاه است، نه حل بحران آب و خشکسالی در ایران.
سدسازی بیرویه علاوه بر ایجاد مشکلات محیطزیستی، با توجه به موقعیت جغرافیایی و اقلیمی ایران، تأثیر مستقیمی بر کاهش منابع آب زیرزمینی و خشک شدن رودخانهها داشته است. به طور مثال، در استانهای کویری و خشک، تبخیر شدید آب سدها و ورود مواد آلاینده کشاورزی، باعث کاهش کیفیت آب و ایجاد مشکلات بهداشتی شده است. این مسئله خود نشان میدهد که تنها نگاه اقتصادی و سیاسی باعث شده مدیریت منابع آب کشور به شیوهای غیرعلمی و غیرکارآمد پیش رود.

پیامدهای بحران آب و خشکسالی در ایران و ضرورت اصلاحات ساختاری
پیامدهای سدسازی بیرویه و مدیریت ناکارآمد منابع آب باعث تشدید بحران آب و خشکسالی در ایران شده است:
-
خشک شدن تالابها و دریاچهها:
- دریاچه ارومیه حدود ۸۸ درصد خشک شده است.
- تالاب گاوخونی و بختگان حقابه خود را از دست دادهاند.
- تالاب انزلی کاهش ۱ تا ۲ متر ارتفاع آب را تجربه کرده است.
-
فرونشست زمین و کاهش آب زیرزمینی:
- برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی برای کشاورزی و صنعت باعث فرونشست زمین در شهرهای بزرگ شده و زیرساختهای شهری را تهدید میکند.
-
تهدید امنیت غذایی:
- کاهش آب و خشک شدن رودخانهها، به ویژه در استانهای گندمخیز مانند خوزستان، تولید گندم را کاهش داده و قیمت نان و گوشت را در سراسر کشور افزایش داده است.
-
آلودگی آب و مشکلات بهداشتی:
- سدهای ساخته شده در مناطق کم ارتفاع و گرم، به دلیل تبخیر زیاد و ورود مواد آلی و فاضلابهای کشاورزی، کیفیت آب را کاهش دادهاند و مشکلات بهداشتی برای مردم ایجاد کردهاند.
کارشناسان معتقدند که اصلاح بحران آب بدون اصلاحات سیاسی و کاهش نفوذ سپاه پاسداران امکانپذیر نیست. سپاه ستون اصلی نظام ولایت فقیه است و کنترل آن بدون تغییر بنیادین حکومت امکانپذیر نیست. تجربه قیامهای اخیر نشان داده که تنها انقلاب مردمی و هدایت کانونهای شورشی میتواند زمینه اصلاحات اساسی را فراهم کند.
بحران آب در ایران؛ واقعیت یا سیاست؟
ایران با کمبود آب بیسابقهای مواجه است که زندگی مردم، کشاورزی، صنایع و حتی شهرها را تهدید میکند. خشک شدن رودخانهها، تالابها و دریاچهها، کاهش روانآبها و فرونشست زمین در شهرهایی مانند اصفهان و تهران نشان میدهد که این بحران تنها یک مشکل محیطزیستی نیست، بلکه ابعاد کلان سیاسی و اقتصادی نیز دارد.
با وجود هشدارهای کارشناسان، سیاستهای سدسازی بیرویه و مدیریت نادرست منابع آب کشور باعث شده که نه تنها کمبود آب رفع نشود، بلکه بحرانهای جدیدی نیز ایجاد گردد. سالانه حدود ۴۰ میلیارد متر مکعب آب در ایران هدر میرود، که ترکیبی از هدررفت در بخش کشاورزی (۳۰ درصد) و شبکه آب آشامیدنی (۴۰ درصد) است. این میزان هدررفت معادل یکسوم کل آب مصرفی کشور است و نشان میدهد که مدیریت منابع آب کشور از جنبه علمی و اجرایی ناکافی است.
کدام سدهای کشور خشک شدهاند؟
در روز شنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۴، شمار سدهایی که کمتر از پنج درصد آب دارند، به ۱۹ سد رسیده است. یعنی تقریباً از هر ده سد فعال، یکی در آستانه خشک شدن کامل قرار دارد. در ابتدای آبان، فقط ۸ سد در چنین وضعیتی بودند؛ یعنی در کمتر از دو هفته، تعداد سدهای بحرانی بیش از دو برابر شده است.
سدهای فریمان، کریت، دوستی، بار و طرق از حوضه فلات مرکزی و شرقی، سدهای بارزو، ووشمگیر، دانشمند، لار و آلاک از حوضه اترک و شمالی، سدهای رودبال، تنگاب و استقلال از حوضه زهره و جنوبی، سدهای عباسآبادلیکه و بانه از حوضه کرخه و غرب، سد قوریچای از حوضه ارس و سدهای آیدوغموش، سفیدرود و سنگهسیاه از حوضه سفیدرود اکنون همگی کمتر از پنج درصد آب دارند.
بحران آب و خشکسالی در ایران؛ اثرات مخرب سدسازی
سدسازی بیرویه موجب خشکی دریاچهها و تالابها شده است:
-
۸۸ درصد از دریاچه ارومیه خشک شده است که علت اصلی آن ساخت ۵۷ سد توسط سپاه در شمال غرب ایران است.
-
تالاب گاوخونی و تالاب بختگان نیز با احداث سدهای متعدد از حقابه طبیعی خود محروم شدهاند.
-
حوضه آبریز تالاب انزلی با ۸۲ سد مواجه شده که باعث کاهش ارتفاع آب یک تا دو متر شده است.

مناطق خشک و کویری ایران
حتی در استانهای خشک مانند سیستان و بلوچستان که رودخانهای ندارد، حدود ۳۰ تا ۴۰ سد توسط سپاه ساخته شده یا در دست احداث است. در مناطق کویر مرکزی که تنها ۱۰ تا ۱۲ درصد آب کشور جاری است، بیش از ۲۰۰ سد ساخته شده یا در دست ساخت است.
مشکلات زیستمحیطی
سدهای ساخته شده بدون تحقیقات علمی و زیستمحیطی کافی طراحی شدهاند. در مناطق جنوبی، تبخیر زیاد آب، ورود فاضلابها و کودهای شیمیایی باعث گندیدگی آب و کاهش کیفیت آن شده است؛ سد میناب نمونه بارز این مشکل است.
سود اقتصادی برای سپاه
سدسازی نیازمند ماشینآلات و سرمایهگذاری سنگین است که تنها با پشتیبانی سیاسی و دولتی امکانپذیر است. قرارگاه خاتم سپاه با نفوذ سیاسی و منابع مالی کلان، از این پروژهها سود میبرد. علاوه بر آن، انتقال آب از رودخانهها به مناطق مرکزی برای پروژههای اقتصادی و هستهای نیز انگیزه دیگری برای سدسازی است.
اشتباهات ساختاری سدها
کمیسیون جهانی سد (WCD) هفت اشتباه بحرانی در زمینه سدسازی را مشخص کرده است که در ایران تکرار شدهاند:
-
انتخاب رودخانه اشتباه
-
بیتوجهی به جریان آب پاییندست
-
آسیب به تنوع زیستی و زنجیره غذایی
-
سیاستها و محاسبات اقتصادی نادرست
-
عدم رضایت عمومی
-
سوءمدیریت خطرات و تأثیرات
-
ساخت و ساز بیرویه
مثالهای اخیر و شدید خشکسالی (۱۴۰۴–۱۴۰۵)
- تهران: در ششمین سال پیاپی خشکسالی، بدترین وضعیت ۶۰ سال اخیر را تجربه میکند. سدهای تأمینکننده آب (لار، لتیان، کرج، طالقان) حدود ۹ درصد پرشدگی دارند؛ سد لار گاهی به ۱ درصد رسیده است. بارش پاییز تقریباً صفر بوده و قطعی آب خانگی (یک روز در میان) ادامه دارد.
- استانهای مرکزی و شمالی (البرز، قزوین، مرکزی، قم): کاهش شدید بارش (تا ۷۸ درصد کمتر از نرمال)؛ رکورد بدترین وضعیت تاریخی خشکسالی.
- استانهای شرقی و جنوبی (سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، هرمزگان): بیشترین تنش آبی؛ پاییز ۱۴۰۴ خشکترین در نیم قرن اخیر بوده و بارش در بسیاری مناطق صفر مطلق است.
- خشک شدن سدها: در آبان ۱۴۰۴، ۱۹ سد مهم کمتر از ۵ درصد آب داشتند (مانند فریمان، کریت، دوستی، طرق، لار، رودبال، شمیل و نیان، وشمگیر). برخی سدها (شمیل و نیان، رودبال، وشمگیر) کاملاً خشک شدهاند.
- پاییز و سال آبی ۱۴۰۴–۱۴۰۵: یکی از خشکترین پاییزهای ۵۰–۶۰ سال اخیر؛ ۱۵–۲۰ استان بدون بارش قابل توجه، کاهش ۵۷–۸۱ درصدی بارش نسبت به نرمال در کشور.
مثالهای تاریخی مهم
- دهه ۱۳۸۰ (۱۳۸۶–۱۳۹۰): شدیدترین خشکسالی ۴۰ سال اخیر با ۴ سال تداوم و خسارت گسترده به کشاورزی.
- دهه ۱۳۷۰ (۱۳۷۷–۱۳۷۸): یکی از بدترین دورهها که بیش از نیمی از جمعیت و ۲۶ استان را تحت تأثیر قرار داد.
این مثالها نشاندهنده تشدید خشکسالی به دلیل عوامل انسانی (سدسازی بیرویه، برداشت بیش از حد، مدیریت ناکارآمد) در کنار تغییرات اقلیمی هستند
جمعبندی و راهکارها
سپاه پاسداران که از سوی اتحادیه اروپا، ایالات متحده، کانادا، استرالیا، اوکراین و چندین کشور دیگر بهعنوان نیروی تروریستی شناخته شده، جز ویرانی و خسارت برای ایران چیزی به همراه نداشته است.
بحران آب، زمینهساز بسیاری از مشکلات دیگر شده است: خشکسالی، خشک شدن دریاچههایی مانند ارومیه، رودهایی مانند زایندهرود، افت شدید تولید کشاورزی، کمبود آب شرب و فرونشست زمین در شهرهای بزرگی چون اصفهان و تهران.
بنابراین حتی برای اصلاح سادهترین مسائل، از جمله بحران آب، ابتدا باید مسئله سیاسی اصلی حل شود: حذف نقش و نفوذ سپاه از ساختار کشور. این تغییر بدون اصلاح بنیادین نظام ممکن نیست؛ زیرا سپاه ستون اصلی حفظ قدرت ولایت فقیه است و ابزار اصلی سرکوب هر جنبش مردمی خواستار تغییر به شمار میرود.
تاریخ نشان داده که چنین تحولی تنها از طریق انقلاب مردمی ممکن است و انقلاب موفق نیازمند نیروی پیشتاز سازمانیافته است. در شرایط کنونی، کانونهای شورشی این نقش را بر عهده دارند. قیام دیماه نشان داد که رژیم از هدایت و سازماندهی این کانونها به شدت هراس دارد؛ به همین دلیل با خشونت گسترده پاسخ داد. اگر این تهدید واقعی سرنگونی احساس نمیشد، چنین سطحی از سرکوب رخ نمیداد.
عباس تبریزی
بیشتر بخوانید:
بحران بیآبی یا غارت سپاه؟ فاجعهای که انفجار اجتماعی را رقم میزند
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










