لیست مطالب
آلترناتیو – سخنرانی مریم رجوی
1 شکل گیری یک آلترناتیو یک شبه ره صد ساله
در سالهای اول حکومت خمینی جنایتکار، راستی جنبش ما چرا و چگونه توانست یک شبه ره صد ساله را طی کند؟
چون همة اعضای آن روز سازمان بهحقانیت راه و حقانیت مسعود و صداقت و فداکاری یارانش ایمان راسخ داشتند.
سازمان مجاهدین از سرمایههای آرمانی و تجربههای تشکیلاتی بزرگی برخوردار بود. این سرمایهها خیلی زود در بستر مواضع اصولی سیاسی و مرزبندی با حاکمیت ارتجاعی از حالت فشرده بیرون آمد و در گسترة جامعة ایران شکوفا شد.
تاریخ این ۴۶ سال تأیید میکند که حضور مسعود در قلب کشاکش میان رژیم و مقاومت مردم ایران چه اثر عمیقی داشته و تا آنجا که بهسرنوشت و حیات و موجودیت مقاومت و آلترناتیو در برابر رژیم مربوط است، تعیینکننده بوده است.
روز ۳۰ دی،۱۳۵۷ سرآغاز فصل تازهیی از تاریخ مجاهدین و نقطة شروع مقاومت به هر قیمت در برابر سارقان انقلاب و در برابر استبداد دینی و روز آغاز ایستادن بر سر موضع است.
2 مسعود رجوی رو در روی رژیم آخوندی
اگر مسعود در برابر خمینی و دود و دم اسلامپناهی یا مستضعفگرایی ضد مردمی او نمیایستاد،
اگر یک تشکیلات منسجم و گسترده را در فرصت بسیار محدود آن هم بعد از پیروزی انقلاب
برپا و شکوفا نمیکرد،
و قانون اساسی ولایت فقیه را نفی نمیکرد
اگر شورای ملی مقاومت را بهمثابه یک جایگزین دمکراتیک، کثرتگرا و مستقل و پرچمدار یک راهحل انقلابی و مردمی تاسیس نمیکرد،
و در اوج هیستری جنگافروزانة خمینی، ارتش آزادیبخش ملی را برپا نمیکرد و جام زهر آتشبس را بهحلقوم خمینی نمیریخت،
اگر زنان و مردان مجاهد را در کورة انقلاب و آزمایش صدق و یگانگی آبدیده نکرده بود
و اگر استراتژی نبرد آزادیبخش را به هزار اشرف و کانونهای شورشی بالغ نمیکرد تا قیامها و جنبش عظیم اعتراضی مردم را به سرنگونی رژیم سوق بدهد،
راستی چه پاسخی برای شرایط انقلابی و جوشان جامعه و هدایت آنها علیه سرکوب و کشتار ولایت فقیه وجود داشت؟
3 بعد از آخوندها چه کسی بیاید
بناکردن جایگزین دموکراتیک یعنی ائتلاف شورای ملی مقاومت ایران بود که چکیدة مبارزات مردم ایران از انقلاب مشروطه بهبعد و از شروع کارش بر نفی شیخ و شاه استوار بود.
یعنی نفی دو جریانی که در تمام سدة اخیر ایران را لگدکوب استبداد و ویرانگری خودشان کردهاند. شورای ملی مقاومت که با همین شالوده تأسیس شد، برای سرنگونی رژیم راه باز کرد و طی این سالها در حفاظت از ارزشها و اصول آزادیخواهانه مردم ایران نقشآفرینی کرده است.
حالا در شرایطی که قیام در میهن ما جاری است، بسیار مهمه و بسیاراهمیت دارد که با درسآموزی از راهگشاییهای مسعود در مورد هر یک از این سیاستها، آن را برای درک اوضاع حاضر و هم چنین عبور درست و اصولی از آن، به کار بگیریم.
4 سیاستهای رژیم آخوندی
سیاستهای این رژیم در قبال مسائل مختلف می دانید که بسیار دجالانه بود از بین آنها بیشتر از همه جنگ ضدمیهنی هشت سالة خمینی با عراق، دعوای ارتجاع – لیبرال، روابط خمینی و جانشینانش با آمریکا، داعیة اصلاحطلبی جناحهای درونی حکومت و هم چنین بازی رژیم با بقایای دیکتاتوری سلطنتی.
بله اینها از اهمیت بیشتری نسبت به بقیه مسایل برخوردار است.
استراتژی و رویکرد سیاسی مجاهدین و مقاومت ایران در قبال هر یک از این مسائل، البته به بررسی مفصلی نیاز دارد. ولی در بین آنها به مناسبت قیام و هم چنین سرباز کردن رشتهیی از مسائل مزمن و ریشهدار باید به مرزبندی با شاه و شیخ توجه بیشتری بکنیم.
این شعار پاسخ یکی از مهمترین مسائل نظری مبارزه با رژیم از چهار دهه پیش تا امروز است.
5 نه شاه نه شیخ چرا؟
آخوندها بقایای دیکتاتوری سابق را بهعنوان دندة کمکی به کار میگیرند.
مرزبندی نه شاه، نه شیخ، همة کوششهای مبارزاتی را بهسرنگونی رژیم ملاها سوق میدهد.
در همین قیام، در حالی که شعار سلبی، شعار مرگ بر خامنهای است، اما شعار تضمین کننده انقلاب، شعار مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر است.
و این دقیقاً باطلکنندة شعارها و جهتگیریهایی است که برای فروکاستن قیام به اعتراضهای بیخطر برای رژیم صورت میگیرد.
اینجاست که با توجه به تجربه یکصد سال گذشته، اصل پایهیی ”نه شاه- نه شیخ“ بهمعنی نفی هرگونه دیکتاتوری و وابستگی نتیجه میشود.
6 هیستری مذهبی یا…
تقدم بخشیدن به تضادهای فرعی و جبههبندی ناروا حول چنین مسائلی، چگونه در خدمت بازگشت به گذشته قرار میگیرد؟
مسعود با یادآوری این که هیستری مذهبی و هیستری ضدمذهبی عکسبرگردان هم هستند و هر دو در انحراف از اصل موضوع یعنی حاکمیت سیاسی اتحاد عمل دارند، توضیح میدهدکه: «گویا که دعوا نه با حاکمیت شیخ و فیزیک حکومت آخوندی بر روی زمین، بلکه با متافیزیک دینی، در آسمان و بر روی هواست.
نتیجهاش هم این میشود که دنده عقب بگیرید و به قرن گذشته برگردید. به طرف شاه و پدرش و بعد هم بچهاش و حتی نوهاش!
باید به خاطر انقلاب مشروطه از محمدعلی شاه و شیخ فضلالله و به خاطر انقلاب ضدسلطنتی از شاه و رضا شاه معذرتخواهی کرد و عذر تقصیر خواست. سس آن هم مشتی لفاظی و فحاشی به مجاهدین است».
7 نقطه وحدت شاه و شیخ
بهرغم تفاوتهای بسیار در سوابق، فرهنگ و ایدئولوژی، شاه و شیخ چرا در دشمنی با مجاهدین و شورای ملی مقاومت به اشتراک نظر با همدیگر رسیدهاند؟ مسعود توضیح میدهد:
«ما نه بخشی از مشکل بلکه تمامی مشکل بر سر راه ارتجاع و استعمار و مشخصاً دیکتاتوری و وابستگی هستیم».
بنابراین «در رویکرد شیخ و شاه، مجاهد را باید کشت والا نظم دنیای وحشی ارتجاع و بهرهکشی را برهم میزند و برمیشورد».
در حالی که بقایای شاه با فراموش کردن عمدی جنایتهای رژیمِ سرنگون شده، خود را طرفدار دمکراسی جا میزنند، در چه نقطهیی بر سر سرکوب و کشتار با آخوندهای حاکم همسو و همنظر میشوند؟ مسعود میگوید:
«در محک تجربه، همة قول و غزلها و لاف و گزافهای آزادیخواهی و حقوق بشری مدعیان وقتی بهمجاهدین میرسد رنگ میبازد. پردهها کنار میرود و درندهخویی رضاخانی یا نوع خمینی آشکار میشود.
8 مرزبندی ملی ایرانیان
راستی انقلاب دموکراتیک نوین با این مرزبندی اساسی با دو دیکتاتوری چه پیوندی دارد؟ پیوند اینها چیست ؟ مسعود میگوید:
«سیاست نه شاه نه شیخ میراث و ادامة تکامل تاریخی راهبرد مصدقی موازنة منفی است».
این «مرزبندی ملی و تاریخی ایرانیان در انقلاب دموکراتیک نوین» است. و « این تنها سیاست ملی و میهنی برای ایران و ایرانی و ملیتهای تحت ستم مضاعف است. هر چیزی غیر از این فریب و غیرواقعی است».
بنابراین وقتی در کنار نفی شیخ، ما شاه را هم نفی میکنیم،یا همه کسانی که این کار را میکنند، هدف چوب زدن به مرده نیست.
اصل موضوع همسویی و اتحاد عمل آنها در اوضاع حاضر است. چرا که این دو مسیر هر دو در یک چیز حیات پیدا میکنند و آن سرکوب و انهدام آلترناتیو دموکراتیک است.
9 موفقیت های مقاومت
خوشبختانه ،خوشبختانه قیام و مقاومت ما در همین جهت به موفقیتهای درخشانی دست پیدا کرده. از یک طرف همهگیر شدن شعار سرنگونی خامنهای، یک ضربة جبران ناپذیری به رژیم ولایت فقیه وارد کرده و از طرف دیگر راه جریانهای مددکار این رژیم مسدود شده.
بهاین صورت که در سال ۹۶، شعار پایان ماجرای اصلاح طلب و اصولگرا بساط اصلاحطلبان را جمع کرد، و در سال ۱۴۰۱ شعار مرگ بر ستمگر؛ چه شاه باشه چه رهبر، بازی رژیم با بقایای دیکتاتوری سلطنتی را به هم زده.
10 نقش تاریخی و آرمانی در رهایی زن
نمیتوانم به راهگشایی و نقش تاریخی و آرمانی مسعود در رهایی زن اشاره نکنم
نقشی که از نظرگاه و عملکرد عمیقا ضداستثماری و توحیدی مسعود ناشی میشود و یادم هست که او از همان فردای انقلاب ضد سلطنتی، در روشن کردن مسیر ضد استثماری مجاهدین، به همة خواهران و برادران مجاهد و به میلشیای مجاهد خلق آموزش داد و به خصوص برای زنان مجاهد و دختران میلیشیا راه گشود که آن را در صدها و صدها گزارش و نامه از دختران و زنان شهید مجاهد خلق که بسیاری از آنها در شکنجهگاههای خمینی نوشته شده، دیدهایم. و همه اونرو شنیدیم.
در واقع پیشتازی زنان مجاهد در رویارویی با رژیم آخوندها، از شروع انقلاب ضدسلطنتی و در دل زندانها و در مقاومت دربرابر دژخیمان خمینی که زمینه اعتلای زن مجاهد خلق شد، به دلیل رهبری یگانهساز و اندیشه ضداستثماری مسعود است.
11 پنج دهه مقاومت
نه جامعه بهپاخاستة ما به وضعیت قبلی بر میگردد، نه رژیم شرایط قبلی خود را به دست میآورد. و نه زنان قهرمان در صحنة این نبرد کوتاه میآیند، هم چنان که نسل اندر نسل آنها بیش از ۵ دهه است که در میدان مقاومت و مبارزه ایستادهاند و قیمت دادند و از هیچ چیز نهراسیدهاند
هم چنین جوانان ما صحنة نبرد را انتخاب کردند، ولو طنابهای دار در انتظارشان باشد.
آری این رژیم، در هر حال از سرنگونی به دست ارتش بزرگ آزادی گریزی ندارد.
زنان و مردان شجاعی که در شکنجهگاههای خامنهای مقاومت میکنند،
یاران و همیارانی که جان و زندگی خود را برای تأمین مالی مجاهدین بهخطر میاندازند
و همة زحمتکشان و رزمآورانی که دستاندرکار پایاندادن به این رنج طولانی و ساختن آیندهاند،
به همراه مجاهدین خلق ایران بیشک پیروزی را بهدست میآورند.










