مقدمه
تحلیل قیام سراسری ایران در روز ششم و گسترش ان به شهرهای مختلف میهن و همچنین پیامهای حمایتآمیز شخصیتهای بینالمللی و سیاسی از سراسر جهان ما را وادار میکند که حداقل یک تحلیل ساده، اما فراگیر و مقایسه این قیام با قیامهای ضدحکومتی علیه رژیم جمهوری اسلامی داشته باشیم.
بخش اول : تحلیل قیام سراسری ایران وضعیت فعلی قیام: ششمین روز و گسترش سراسری
در روز ششم اعتراضات سراسری در ایران که از روز اول زمستان ۱۴۰۴ آغاز شده است، شهرهای متعدد از تهران، ایذه، کازرون، فولادشهر تا لردگان و ازنا شاهد تجمعات و درگیریهای گسترده بین مردم و نیروهای امنیتی بودهاند. در جریان این اعتراضات، گزارشهای مستقل و رسانههای بینالمللی از تشدید تنشها و استفاده از خشونت توسط نیروهای حکومتی حکایت دارند؛ از حمله به مراکز انتظامی و حوزههای دینی تا آتشزدن ساختمانها و سر دادن شعارهای صریح علیه رهبری علی خامنهای منجر شد..
این قیام در آغاز بهصورت اعتراضی اقتصادی به تورم، سقوط ارزش پول ملی، افزایش هزینه زندگی و فساد اقتصادی شکل گرفته است و در بسیاری از شهرها به فراخوانهای سیاسی و انتقادات گسترده علیه ساختار قدرت تبدیل شده است.
در فولادشهر اصفهان نیز جمعیت زیادی در مراسم خاکسپاری «شهید قیام» داریوش انصاری شرکت کردند، نشانهای از شکلگیری نمادهای جمعی در جنبش.
علاوه بر این، رسانههای رسمی حکومتی نیز ناگزیر گزارشهایی از تجمعات در شهرهایی چون قزوین و کازرون منتشر کردهاند، اگرچه با لحنی امنیتی و تلاش برای تضعیف مشروعیت اعتراضات.
بخش دوم: واکنشهای بینالمللی و موضع سیاستمداران
تحلیل قیام سراسری ایران و واکنشهای جهانی نسبت به اعتراضات اخیر:
دولت استرالیا
دولت استرالیا سرکوب معترضان در ایران را محکوم کرده و بر دفاع از حقوق بشر تاکید نموده است. نیوز استرالیا گزارش داده که استرالیا «خشونت علیه تظاهرکنندگان را نمیپذیرد» و از مردم ایران حمایت میکند.
بلژیک
مقامات بلژیکی نیز رژیم ایران را به دلیل برخورد با معترضان «غیر قابل تحمل» خوانده و بر حق آزادی تجمع تاکید کردهاند.
سازمان حقوق بشر و سازمان ملل
عفو بینالملل و گزارشگر ویژه سازمان ملل نسبت به کشتهشدن معترضان ابراز نگرانی کردهاند و خواستار رعایت حق آزادی تجمع و آزادی بیان شدهاند.
سیاستمداران خارجی
چهرههای سیاسی اروپایی و آمریکایی نیز اعتراضات مردم ایران را نشانهای از کوشش برای دستیابی به آزادی، عدالت و تغییر ساختاری سیستم سیاسی ایران دانستهاند. سناتور ماتئو رنزی، نخستوزیر پیشین ایتالیا، ضمن اعتراض به سرکوب، خواستار توجه جهانی به خواست مردم ایران برای آزادی و عدالت شد.
گرچه از سوی رسانههای رسمی ایران تلاش میشود اعتراضات را «فاز دوم ضد انقلاب» معرفی کنند، واکنش بینالمللی اغلب ناظر بر دفاع از حقوق بشر و رد اعمال خشونت است.
بخش سوم : چرا این قیام متفاوت است؟
قیام زمستان ۱۴۰۴ اگرچه با اعتراضات اقتصادی شروع شده، به سرعت به یک جنبش فراگیر با مطالبات سیاسی تبدیل شده است. این جنبش را میتوان **ترکیبی از مطالبات اقتصادی و سیاسی» دانست که با افزایش نارضایتی عمومی، گفتمان ضد حکومتی را پررنگ کرده است.
عدم تمرکز بر یک واقعه خاص
برخلاف قیام ۱۴۰۱ که با مرگ مهسا امینی آغاز شد و حول محور اعتراض به حجاب اجباری شکل گرفت، اعتراضات کنونی بیش از آن که به یک ماجرا خاص مربوط باشند، به شرایط اقتصادی شکننده و فساد سیستماتیک بازمیگردند.
اتحاد طبقات مختلف
در قیام ۱۴۰۴ گروههای مختلف اجتماعی : بازاریان، کسبه، دانشجویان، کارگران : نسبت به قیامهای گذشته که بیشتر از یک طبقه یا گروه اقلیتی شکل میگرفتند، درگیر شدهاند و این گسترش را به یک پدیده ملی و چندطبقهای تبدیل کرده است. DW News
کمبود رهبران سنتی
در قیامهای گذشته مانند ۸۸ یا ۱۴۰۱، رهبران شاخص سیاسی یا اجتماعی وجود داشتند که رهبری اعتراضات را بهعهده میگرفتند. در قیام ۱۴۰۴، حرکت بهصورت بدون رهبر واحد و خودجوش از پایین شکل گرفته است، امری که میتواند باعث تداوم و سختتر شدن خاموش کردن آن شود.
بخش چهارم: نقش کانونهای شورشی در شکلگیری و تداوم اعتراضات
یکی از مؤلفههای کمتر گفتهشده اما کلیدی در تحلیل قیام زمستان ۱۴۰۴، نقش کانونهای شورشی در ایجاد، گسترش و تداوم تجمعات اعتراضی است. این کانونها که طی سالهای اخیر بهعنوان شبکههایی کوچک، غیرمتمرکز و منعطف شکل گرفتهاند، توانستهاند در شرایط سرکوب شدید، خلأ سازماندهی کلاسیک را تا حدی پر کنند.
برخلاف ساختارهای سنتی حزبی یا رهبری متمرکز، کانونهای شورشی بر ابتکار محلی، اقدامهای نمادین، فراخوانهای کوتاهمدت و ایجاد جو روانی اعتراض تکیه دارند. همین ویژگی باعث شده است که اعتراضات اخیر، علیرغم نبود یک مرکز فرماندهی آشکار، در شهرهای مختلف تقریباً همزمان و با شعارها و الگوهای مشابه شکل بگیرد.
گزارشهای میدانی و تحلیلهای رسانهای نشان میدهد که در بسیاری از شهرها، آغاز تجمعات نه از طریق فراخوانهای رسمی، بلکه از طریق حرکتهای کوچک اما پیوسته صورت گرفته است؛ حرکتهایی که با ایجاد جسارت جمعی، ترس عمومی را شکسته و مردم عادی را به خیابان کشاندهاند. در این چارچوب، کانونهای شورشی نقش «جرقههای اولیه» را ایفا کردهاند؛ جرقههایی که بر بستر نارضایتی عمیق اقتصادی و سیاسی، به آتش اعتراضات سراسری تبدیل شدهاند.
جرقههای شورش: کانونهای محلی، نقش کلیدی در آغاز و تداوم قیام
اهمیت این کانونها تنها در آغاز اعتراضات خلاصه نمیشود، بلکه در تداوم و بازتولید اعتراض نیز نقش دارند. در شرایطی که سرکوب میتواند تجمعی را موقتاً متوقف کند، پراکندگی و انعطاف این شبکهها امکان بازگشت اعتراض در زمان و مکان دیگر را فراهم میسازد. به همین دلیل، حکومت با پدیدهای روبهروست که نه بهراحتی قابل شناسایی است و نه با سرکوب نقطهای از بین میرود.
از منظر جامعهشناسی سیاسی، حضور کانونهای شورشی را میتوان نشانهای از گذار اعتراضات ایران از فاز واکنشی به فاز کنشگرانه سازمانیافته اما غیرمتمرکز دانست؛ الگویی که در بسیاری از جنبشهای معاصر جهان نیز مشاهده شده و توانسته است دوام و اثرگذاری اعتراضات را افزایش دهد.
بخش پنجم : مقایسه تاریخی با قیامهای مهم ایران
برای درک بهتر این جنبش، لازم است آن را در چارچوب تاریخ معاصر ایران قرار دهیم:
قیام ۱۳۵۷ (انقلاب اسلامی)
این قیام یک انقلاب فراگیر علیه نظام سلطنتی بود که منجر به سرنگونی شاه شد. اعتراضات در سراسر کشور به سالها بیعدالتی، فساد سیاسی و وابستگی به قدرتهای خارجی پاسخ داد. فشار اقتصادی، فجایع سیاسی، و اتحاد طبقات مختلف موجب شد تا انقلاب پیروز شود هرچند که نبود رهبری با کفایت سیاسی در صحنه باعث شد که خمینی به سرعت رهبری انقلاب را بربایدو این بدلیل خدمتی بود که شاه به خمینی کرده بود، شاه با دستگیری و شکنجه و اعدام و یا حکمهای زندانی طویلالمدت برای رهبران جنبشهای سیاسی، عملا آنها را دور از جامعه نگه داشته بود و این بهترین فرصت ممکنه برای خمینی بود.. The Iran Primer
اعتراضات ۱۳۸۸ (جنبش سبز)
بعد از انتخابات ریاستجمهوری بحثبرانگیز، اعتراضات گسترده در شهرهای مختلف شکل گرفت. این جنبش سیاسی بود، تمرکز زیادی بر تقلب انتخاباتی داشت و شعارهای سیاسی فراگیر مطرح شد. اگرچه گسترده بود، اما در نهایت با سرکوب شدید متوقف شد.
اعتراضات ۹۶ و قیام ۹۸
در سال ۹۶ برخی اعتراضات اقتصادی و صنفی در برخی شهرها روی داد، اما عمق و گسترش قیام ۱۴۰۴ را نداشتند، هر چند که در قیام ۹۸ بدلیل گران شدن بنزین، مردم به خیابانها آمدند و بصورت علنی و بارز خشم خود را نسبت به این حرکت ضدمردمی جمهوری اسلامی نشان دادند آنگاه که با به آتش کشیدن پمپ بنزینها و بانکها که نماد ثروت و تاراج مردم بود، باعث قیامی فراتر از حد تصور شد بطوریکه بیش از ۱۵۰۰ نفر در طول این قیام بدست نیروهای دولتی شهید شدند.
قیام ۱۴۰۱ (پسا مهسا امینی)
این اعتراضات گسترده بود و نماد «مهسا امینی» را به یکی از مهمترین شعارهای مقاومتی در ایران تبدیل کرد. این قیام در سطح ملی، با حضور قوی زنان و جوانان، اما در نهایت با سرکوب شدید مواجه شد، زنان میهن که از حجاب اجباری و ستمهای مضاعفی که توسط رژیم مذهبی حاکم بر ایران به عصیان آمده بودند، پیشتازان این قیام بودند و خیلی از کسانی که در طول این قیام بدست نیروهای دولتی کشته و شهید شدند، زنان آزاده و تحصیلکردهای بودند که با آمدن به خیابان و جلوداری این قیام عملا صحنه قیام را تغییر داده بودند.

بخش ششم : چرا قیام ۱۴۰۴ ممکن است متفاوت باشد؟
قیام زمستان ۱۴۰۴ اگرچه هنوز در مراحل اولیه است، چند وجه تمایز واقعی نسبت به گذشته دارد:
۱) ترکیب اقتصادی و سیاسی
در قیامهای گذشته معمولاً یک دلیل محوری (مانند حجاب اجباری یا انتخابات) باعث شعلهور شدن اعتراض میشد. این بار ترکیب بحران اقتصادی، سقوط پول ملی، فساد و سرکوب سیاسی بهطور همزمان مردم را به خیابانها کشانده است.
۲) حضور گسترده طبقات مختلف
بازاری، دانشجو، کارگر، جوانان طبقه متوسط و حتی بخشهایی از طبقه متوسط شهری مشارکت دارند : چیزی که در قیامهای گذشته همیشه در این سطح نبوده است.
۳) گفتمان مشترک و شعارهای سراسری
شعارهای هماهنگ ضد رهبران سیاسی و ساختار قدرت، نشاندهنده انسجام فکری و نمادین جدید است : گفتمانی که فراتر از اعتراض به یک موضوع خاص است و به درخواست تغییر ساختاری میانجامد.

تحلیل قیام سراسری ایران: آیا این قیام میتواند مسیر آینده ایران را تغییر دهد؟
قیام زمستان ۱۴۰۴ برخلاف بسیاری از قیامهای گذشته ایران، از یک اعتراض اقتصادی ساده فراتر رفته و به یک جنبش اجتماعی-سیاسی وسیع تبدیل شده است. حضور اقشار مختلف، شعارهای ضد حکومتی، واکنشهای جهانی، و شکل خودجوش این اعتراضات، آن را وارد حوزهای کرده است که نه فقط نارضایتی از شرایط زندگی، بلکه نقد اساسی به ساختار سیاسی را در خود دارد، در عینحال که تاکنون همبستگی گسترده جهانی بهمراه خود داشته است.
اگر این جریان بتواند سازماندهی داخلی، شبکههای ارتباطی موثر، و حمایت جهانی قویتری کسب کند، در آینده میتواند نهفقط سرکوبگری حکومت را به تجدیدنظر وادارد، بلکه مسیر جدیدی برای مطالبات آزادی و عدالت در ایران رقم بزند.










