ترس از قیام چگونه به راز بقای آتشبس تبدیل شده است؟ بررسی استراتژی رژیم ایران در حفظ وضعیت موجود، صدور بحران و بنبست سیاسی و اقتصادی.

ترس از قیام؛ دلیل پافشاری رژیم ایران بر وضع موجود
در فضای ملتهب ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۶، خاورمیانه بار دیگر در لبه پرتگاهی ایستاده است که پیامدهای آن از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و شریانهای اقتصادی جهان را تحت تأثیر قرار داده است. رژیم حاکم بر ایران، در حالی که از یک سو با بحران مشروعیت بیسابقه و قیامهای داخلی و ترس از قیام مواجه است و از سوی دیگر با تهدید نظامی مستقیم ایالات متحده روبروست، استراتژی پیچیدهای را در پیش گرفته است: استقبال از آتشبس همزمان با تشدید تهدیدهای تلافیجویانه.
این مقاله به واکاوی این موضوع میپردازد که چرا تهران در عین ترس از قیام و هراس از سرنگونی، به سیاست «صدور بحران» ادامه میدهد و چرا تنها راه برونرفت از این بنبست، نه در مذاکرات دیپلماتیک، بلکه در دستان ارتش آزادیبخش ملی و مقاومت سازمانیافته داخلی است.
۱. استراتژی «آتشبس مسلحانه»: هراس از جنگ و ترس از قیام
گزارشهای اخیر رسانههای معتبر از تایم و رویترز نشان میدهد که رژیم ایران در وضعیتی متناقض گرفتار شده است. پس از ماهها درگیری، یک آتشبس ناپایدار از ۸ آوریل برقرار شده، اما مذاکرات برای بازگشایی دائمی تنگه هرمز همچنان به بنبست خورده است.
علت استقبال رژیم از آتشبس ساده است: ترس از نابودی کامل. یک جنگ تمامعیار با ایالات متحده، زیرساختهای نظامی و اقتصادی رژیم را از بین خواهد برد و عملاً هیچ ابزاری برای حفظ قدرت در برابر موج اعتراضات داخلی باقی نخواهد گذاشت. با این حال، حکومت تهران میداند که «صلح پایدار» برای او مرگبارتر از جنگ است و صلح واقعی به معنای پذیرش شروط واشینگتن یعنی:
• خروج کامل از برنامههای هستهای.
• توقف برنامه موشکهای بالستیک.
• قطع حمایت از نیروهای نیابتی (هلال شیعی).
پذیرش این شروط به معنای فروریختن ستونهای استراتژیک رژیم است. حکومتی که بقای خود را با سرکوب داخلی و صدور بحران به خارج گره زده، بدون این ابزارها در برابر مردم ایران «خلع سلاح» خواهد شد.
بیشتر بخوانید
آتشبس ایران و آمریکا؛ آیا توافق پایدار است؟
تغییر حکومت در ایران؛ چشمانداز آینده
چرا مذاکرات ایران و آمریکا متوقف شد؟
۲. صدور بحران: مکانیزم بقای داخلی
رژیم ایران دهههاست که از سیاست «صدور بحران» به عنوان سپری برای پنهان کردن ضعفهای داخلی و هراس از قیام مردم استفاده کرده است. هر زمان که شعلههای قیام در تهران، مشهد یا زاهدان زبانه میکشد، ماشین تبلیغاتی رژیم با ایجاد یک تنش منطقهای، افکار عمومی را به سمت «دشمن خارجی» منحرف میکند.
در هفتههای اخیر، در حالی که جهان نظارهگر بنبست در تنگه هرمز است، رژیم از فضای آتشبس برای تسویه حساب با معترضان داخلی استفاده کرده است. به گزارش منابعی همچون مجاهدین دبلیو.اس، از ماه مارس تاکنون دهها زندانی سیاسی، از جمله اعضای هستههای شورشی، به اتهام واهی «جاسوسی» و «همکاری با دشمن» اعدام شدهاند. این نشان میدهد که رژیم از وضعیت «نه جنگ و نه صلح» برای تثبیت قدرت داخلی و اعدام معترضان تحت لوای امنیت ملی استفاده میکند.

۳. تهدیدهای جدید: انتقام دردناک و بازدارندگی مافوقصوت
در پاسخ به گزینههای نظامی جدید ایالات متحده—که شامل” و حملات هدفمند به زیرساختهای هستهای است—فرماندهان نظامی ایران لحن تهاجمی بیسابقهای اتخاذ کردهاند.
مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، هشدار داده است: «در صورت تجدید حملات واشینگتن، ضربات طولانی و دردناکی به مواضع منطقهای و کشتیهای جنگی آمریکا وارد خواهیم کرد.»
همزمان، مجتبی خامنهای با تاکید بر حفظ کنترل تنگه هرمز، اعلام کرده است که فناوریهای موشکی و هستهای «دارایی ملی» هستند و هرگز واگذار نخواهند شد. این تهدیدات با هدف «منطقهای کردن بحران» صورت میگیرد. تهران میخواهد به کشورهای حوزه خلیج فارس و متحدان آمریکا بفهماند که هزینه هرگونه حمله به ایران، نابودی کل صنعت نفت منطقه و رسیدن قیمت بشکهای نفت به ارقامی فراتر از ۱۲۶ دلار فعلی خواهد بود.
۴. بنبست اقتصادی و تنگه هرمز
، قیمت نفت برنت را به بالاترین سطح چهار سال اخیر رسانده است. بر اساس گزارش تایم، این اختلال باعث ایجاد شکاف میان آمریکا و متحدان اروپاییاش شده است. رژیم ایران از این فشار اقتصادی به عنوان اهرمی برای لغو تحریمها بدون دادن امتیازات واقعی استفاده میکند. اما حقیقت این است که اقتصاد ایران تحت فشار محاصره دریایی و فساد ساختاری در حال فروپاشی است و این رژیم را بیش از پیش در برابر قیامهای مردمی آسیبپذیر کرده است.
۵. ارتش آزادیبخش ملی: تنها مسیر تغییر
با توجه به اینکه رژیم نه توان جنگ دارد و نه ارادهای برای صلح، مردم ایران به این نتیجه رسیدهاند که کلید صلح جهانی در تهران نهفته است، اما نه در راهروهای دیپلماسی، بلکه در خیابانهای ایران.
شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) با اعلام ضرورت گسترش گروههای شورشی و پیوستن به ارتش آزادیبخش ملی، مسیری را ترسیم کرده است که هدف آن سرنگونی استبداد مذهبی و استقرار یک جمهوری دموکراتیک است.
• تغییر رژیم: تنها راهی است که به صدور بحران پایان میدهد.
• جمهوری دموکراتیک: تضمینکننده صلح پایدار با همسایگان و پایان دادن به پروژههای هستهای هزینهبر است.
بدون تغییر بنیادین در تهران، خاورمیانه در چرخه دائمی تهدید، اعدام و نوسانات قیمت انرژی باقی خواهد ماند. گسترش ارتش آزادیبخش در داخل خاک ایران، کابوس اصلی رژیم است؛ زیرا این نیرو برخلاف ارتشهای خارجی، ریشه در بطن جامعه دارد و قابل مهار با موشکهای بالستیک نیست.
عباس تبریزی
منابع:
Oil prices hit new wartime high before easing, as gas prices expected to go up | CBC News
UK Parliament conference condemns executions in Iran, supports democratic republic |
Iran Threatens Painful Retaliation If US Renews
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










