ثروتهای ملی چی شد؟ (۶۹)
نگاهی به سرنوشت فولاد خوزستان و پرسش بزرگ مردم
فولاد خوزستان، دومین تولیدکننده بزرگ فولاد در کشور، سالهاست که بهعنوان یکی از مهمترین منابع درآمد ارزی ایران معرفی میشود. تنها در سال ۱۴۰۰، این مجموعه بیش از دو میلیون تن شمش فولادی صادر کرد؛ رقمی که بنا بر گزارشهای رسمی، حدود ۱.۳ میلیارد دلار ارزآوری برای کشور به همراه داشته است. در ظاهر، این آمار چشمگیر باید به تقویت اقتصاد، ایجاد اشتغال پایدار و بهبود وضعیت معیشتی مردم منجر شود. اما پرسش اصلی اینجاست: این ثروت عظیم کجا رفت و سهم مردم از آن چه بود؟
برای تولید این حجم عظیم فولاد، میلیاردها لیتر آب مصرف شده است؛ آبی که در شرایط بحران آب خوزستان و فشار بر کشاورزی و زندگی روزمره مردم، ارزش آن از همیشه بیشتر است. در سالهایی که مردم این استان با تشنگی، خشکسالی، ریزگردها و فرونشست زمین دست و پنجه نرم میکنند، برداشت این حجم آب برای صنعت فولاد نهتنها یک هزینه زیستمحیطی، بلکه یک هزینه اجتماعی و انسانی سنگین به شمار میرود. این وضعیت بارها اعتراض کشاورزان و فعالان زیستمحیطی را برانگیخته است؛ آنها میپرسند چطور ممکن است آبی که باید نجاتبخش زندگی مردم باشد، در اختیار صنایع پرمصرف قرار بگیرد، اما سود آن هیچگاه در سفره مردم دیده نشود.
ارز حاصل از صادرات فولاد خوزستان کجا رفت؟
نکته مهمتر آن است که ارز حاصل از این صادرات نه به توسعه استان و نه به معیشت مردم اختصاص یافت. در ساختار اقتصادی موجود، سود اصلی به جیب هستههای قدرتِ وابسته به راس حاکمیت یعنی شخص خامنهای و نهادهای وابسته به سپاه پاسداران میرود. بخش عمدهای از درآمدهای کلان صنایع بزرگ، به جای ورود به بودجه عمومی و سرمایهگذاری در زیرساختهای حیاتی مانند آب، برق، آموزش و سلامت، در قالبهای غیرشفاف به سمت شرکتهای امنیتی–اقتصادی هدایت میشود. مردم خوزستان با چشم خود میبینند که استانی با منابع بیپایان نفت، گاز، فولاد و آب، امروز جزو محرومترین استانهای کشور است. این سؤال دیگر فقط یک گلایه نیست؛ یک مطالبه ملی است: این ثروتها در کدام جیبها گم شدند؟
تا وقتی ساختار اقتصادی بر پایه رانت است توسعه وجود ندارد.
در یک نگاه کلانتر، فولاد خوزستان تنها یک نمونه از دهها صنعت عظیمی است که بدون نظارت شفاف و بدون تخصیص عادلانه منابع فعالیت میکنند. سالهاست که مردم از مسئولان میپرسند چرا درآمدهای صادرات نفت، گاز، پتروشیمی و فولاد در زندگی مردم بازتابی ندارد؟ چرا با وجود این ثروتها، کشور با تورم مزمن، بیکاری گسترده، بحران آب و رکود اقتصادی مواجه است؟ پاسخ روشن است: تا وقتی ساختار اقتصادی بر پایه رانت، فساد و شبکههای قدرت بسته اداره شود، ثروتهای ملی نهتنها نقش توسعهای پیدا نمیکنند، بلکه خود به عامل نابودی منابع کشور و فشار بیشتر بر مردم تبدیل میشوند.
در پایان، پرسش «ثروتهای ملی چی شد؟» تنها یک شعار نیست؛ صدای مردمی است که حق دارند بدانند سرنوشت منابع طبیعی و درآمدهای ملیشان چه شده و چرا سهم آنان از این ثروت چیزی جز فقر، بیکاری و بحرانهای زیستمحیطی نبوده است. این پرسش تا زمانی که پاسخ شفاف نگرفته، همچنان پابرجاست و هر روز بلندتر شنیده میشود.
رصدبورس: اول آذرماه ۱۴۰۴
در همین رابطه بیشتر بخوانید:
ثروتهای ملی چی شد؟ (۳۵-۳۶-۳۷)
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










