حذف صفر از پول ملی؛ آرایش فریبکارانه بر چهره تورم و غارت
در حالی که اقتصاد ایران زیر بار تورم لجامگسیخته و نقدینگی بیسابقه ۱۴ هزار هزار میلیارد تومانی به زانو درآمده، تصویب حذف چهار صفر از پول ملی در مجلس رژیم، بیش از آنکه راهحلی باشد، به مثابه آرایشی فریبکارانه بر چهره زخمی بحران اقتصادی عمل میکند. این اقدام نمایشی، که با ۱۴۴ رأی موافق، ۱۰۸ مخالف و ۳۳ ممتنع به تصویب رسید، نه تنها ریشههای فاسد تورم را هدف قرار نمیدهد، بلکه با تغییر ارقام اسکناس، تلاشی بیهوده برای پنهان کردن فاجعهای است که میلیونها ایرانی را به فقر کشانده. پول ملی ایران، به عنوان بیارزشترین ارز جهان، در دام سیاستهای غارتگرانه گرفتار شده و حذف صفرها تنها صفرهای تورم را موقتاً جابهجا میکند، بدون آنکه به بیماری مزمن اقتصاد پایان دهد.
بحران تورم: ریشه در غارت سازمانیافته و سیاستهای فاسد
تورم در ایران، برخلاف ادعاهای رسمی، نه پدیدهای پیچیده، بلکه نتیجه مستقیم چاپ بیرویه اسکناس برای جبران کسری بودجههای نجومی است. رژیم، که تمام منابع ملی از نفت و آب تا صنعت و خاک را به حراج گذاشته، درآمدهای هنگفت را صرف پروژههای اتمی، موشکی و سرکوب داخلی میکند، در حالی که هیچ پشتوانه تولیدی برای نقدینگی ایجاد نمیشود. کارشناسان اقتصادی اذعان دارند که این ساختار فاسد، جایی که الیگارشی قدرت – متصل به بیت خامنهای و سپاه – برنج را با ۸۰ تومان میخرد و ۴۰۰ تومان میفروشد، علت اصلی تورم است. نظام مالیاتی ناکارآمد، که بار سنگین آن بر دوش زحمتکشان افتاده، در حالی که مافیای قدرتمند بدون پرونده مالیاتی عمل میکند، نابرابری را عمیقتر کرده و خشم طبقات محروم را شعلهور میسازد.
حذف صفرها، آرایش غارت
حذف صفر از پول ملی، شبیه عمل زیبایی برای بیماری نیازمند پیوند قلب، تنها مسکن روانی موقتی است. تجربه جهانی نشان میدهد که در دورههای تورمی، صفرها به سرعت بازمیگردند و انتظارات کاذب تقاضا را افزایش میدهد. بدون اصلاحات ساختاری – از استقلال بانک مرکزی تا مهار هزینههای غیرضروری نهادهای فرادولتی و بازنگری بودجه – این اقدام نه تنها بیثمر، بلکه تشدیدکننده بحران خواهد بود. صندوق توسعه ملی خالی و حساب ذخیره ارزی تقریباً ابطالشده، گواهی بر تهی بودن پشتوانههای اقتصادی است که سالها منابع استراتژیک را به باد دادهاند.
اقتصاد گروگان سیاست: بازی با اعداد برای بقای دیکتاتوری
اقتصاد ایران، گروگان سیاستهای ولایت فقیه، در ۴۶ سال گذشته قربانی تصمیمگیریهای سیاسی-نظامی شده که حفظ نظام را بر منافع ملی ترجیح میدهد. حذف صفر از پول ملی، تابع مصلحت سیاسی است و نه علم اقتصاد و تنها ارقام را کوچکتر میکند، بدون آنکه واقعیت غارت را تغییر دهد. الیگارشی فاسد، که ثروت ملی را مکیده و از فقر و گرانی سود میبرد، هیچ تغییری را برنمیتابد. این سیاستها، که میلیاردها دلار نفت را بدون تأثیر بر معیشت مردم بلعیده، نابرابری اجتماعی را به اوج رسانده و فشار ناعادلانه را بر محرومان تحمیل کرده است. برندگان این بازی، گروه کوچک قدرتمندان هستند؛ بازندگان، میلیونها ایرانی که زیر بار مالیاتهای ظالمانه و تورم افسارگسیخته خم شدهاند.
از آرایش غارت تا قیام مردمی
حذف چهار صفر از پول ملی، نمادی از فریبکاری رژیم در برابر بحرانهای مرگبار اقتصادی است. این اقدام صوری، که اقتصاد را در چرخه معیوبی از تصمیمهای سیاسی نگه میدارد، نمیتواند خشم فزاینده زحمتکشان و طبقات محروم را مهار کند. مردم ایران، که دریافتهاند ریشه بحران نه در اسکناس، بلکه در سازوکار فاسد حاکمیت نهفته است و آماده پوستهشکنی و قیام برای سرنگونی هستند. در این چشمانداز، جایی که غارت جای خود را به عدالت میدهد، مقاومت سازمانیافته به عنوان آلترناتیوی واقعی، راه را برای اقتصادی عادلانه و دموکراتیک هموار میکند.
بیشتر بخوانید:
پسا ماشه؛ تحریمها علیه رژیم یا علیه مردم؟
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










