لیست مطالب
گزینه هایی پیش روی نظام برای مذاکره باآمریکا چیست؟
1 مهمترین مشغله و صورت مساله رژیم در شرایط کنونی حول چه موضوعی دور میزند؟
در مقطع کنونی؛ مهمترین مشغله نظام، پس از ترس و وحشت از قیام، تنظیم رابطه با غرب و بهطور مشخص مذاکره با آمریکاست. زیرا به دلایل تحولات منطقه و جهان؛ دورانی عوض شده و به این دلیل نظام در یک سرفصل تعیین کننده قرار دارد و خامنهای باید مسیر کلی برای حفظ نظام را مشخص کند. بخصوص که راه اندازی دود و دمهای خامنهای برای همه طرفها حسابها، لو رفته و چند ماه گذشته شاهد بودند که چگونه خامنهای در سوریه فرار را بر قرار ترجیج داد.
2 چه گزینههایی پیش روی خامنهای وجود دارد؟ و خامنهای برای حفظ رژیم ؛ کدام مسیر را انتخاب میکند؟
عوامل و پارامترهای مختلفی روی تعیین نقشه مسیر خامنهای اثر میگذارد و تصمیم گیرنده نهایی شخص خامنهای است به همین علت هیچ پیش بینی ِفیکسی وجود ندارد و باید گزینههای مختلف را در نظر داشت. حال با توجه به این موضوع دو گزینه کلی برای نظام وجود دارد.
یکم. تعامل با غرب و به صورت مشخص آمریکا
دوم. ایستادن و ادامه مسیر تقابل از طریق جنگ افروزی و تقویت نیابتیها و اتمی شدن….
3 آیا گزینه سومی وجود ندارد؟
عدهای و منجمله خامنهآی اعتقاد به گزینه سومی دارند و اینکهترامپ به دلیل هزینه بسیار بالای جنگ؛ پای گزینه جنگ با رژیم نمی رود و مذاکره میخواهد و معتقد هستند کهترامپ سیگنالهای مشخصی هم در این مدت به نظام داده است؛ از این رو میتوان با بازیهای هوشیارانه در مذاکره با آمریکا زمان خرید و رژیم را برای یک دوره هرچند کوتاه از این ستون تا ستون بعدی حفظ کرد. خامنهای در ۹بهمن۴۰۳ گفت: باید با هوشیاری، چشم باز و حواس جمع با دولت کنونی آمریکا معامله کرد….
4 این گزینه تا کجا واقعیست؟
خامنهای براساس این گزینه سالهای گذشته توانسته مانور کند ولی در شرایط فعلی این گزینه زمینه مادی ندارد چرا که عواملی که در گذشته امکان چنین مانوری به خامنهای میداد از بین رفته است به عنوان مثال میتوان به این عوامل اشاره کرد: باز شدن چشم جهان به سرمار آتش افروزی رژیم در منطقه وتروریسم/ دخالت در جنگ اکراین/ رسیدن به زمان پایان برجام (اکتبر۲۰۲۵) به عبارتی میتوان گفت که در شرایط کنونی کشورهای منطقه و جهان نمی خواهند و نمی توانند به پدرخواندهتروریسم و جنگآفروزی در منطقه وتروریسم در جهان اجازه بدهند که اتمی بشود یا مجددا موتور نیابتیها در منطقه را روشن کند بخصوص اینکه معتقد هستند که کمر رژیم در ضربات اخیر شکسته و نباید گذاشت مار زخمی ولایت خود راترمیم کرده و مجددا به صحنه برگردد.
5 صورت مساله اختلاف باندهای رژیم در همین رابطه بر سر چیست؟
در این رابطه یک سگدعوای جدی وجود دارد. منشاء اصلی این سگدعوا هم با عناوین آخوند ساخته «اصلاحطلب» و «اصولگرا» تعریف نمیشود. بلکه برخاسته از بحران بقای رژیم است چون الان نظام عملا به دوراهی سرنوشت سازی رسیده که برای رژیم بود و نبود است و چون هر دو باند؛ قویاً نگران بقای نظام هستند و چون هر دو باند اشراف کامل به موقعیت ضعیف و شکننده رژیم دارند و هر دو خطر قیام را بسیار نقد و نزدیک میبینند؛ لذا برخلاف گذشته دیگر نمی توانند از راه کار خود برای حفظ کوتاه بیایند هر دو باند خود را سرنشینان کشتی نظام میبینند لذا نمی خواهند کشتی به صخره قیام خورده و غرق شوند.
6 راه کارهای باندهای رژیم چیست؟
یک باند میگوید برای بقای رژیم باید به آمریکا آویزان بشویم و تبعات آن را هم بپذیریم و باند دیگر میگوید این خودکشی ازترس مرگ است و مدعی هستند که اگر در گردونه دادن امتیاز به آمریکا بیافتیم و تبعات آن را هم بپذیریم؛ مانند دومینو از هستهای به نیابتی و از آنجا به موشکی و پهپادی و سرانجام هم به حقوق بشر میرسد و چنین پروسهای قیام را فراهم کرده و به مرگ محتوم نظام ختم میشود.
7 مقایسه چین با رژیم برای رفتن به سمت تعامل با غرب تا کجا واقعیست؟
باند طرفدار مذاکره؛ ایران را با چین مقایسه میکنند که توانست با حفظ ساختار و نظامش وارد تعامل با غرب شود. ولی این مقایسه غلط است زیرا اولا شرایط جهانی مطلقاً تغییر کرده در ثانی چین در همان زمان هم ابر قدرت و یک قدرت اقتصادی و صاحب بمب اتم بود. ثالثا و از همه مهمتر اینکه رژیم الان هشتش گرو نهاش است و با یک مقاومت و آلترناتیو برانداز سازمانیافته و با کانونهای شورشی گسترده در تمامی شهرها، روبروست و قیامهایی داشته و یک پتانسیل انفجاری عظیم را در خود حفظ کرده و هر لحظه آماده اشتعال و انفجار است.










