لیست مطالب
سیاست دولت آمریکا در برابر رژیم چیست؟
قبل از هر چیز باید این را بدانیم که هیچگاه خواست آمریکا سرنگونی رژیم نبوده و الان هم نیست آمریکا خواستههای مشخصی از رژیم دارد و تنها خواهان همان است. ترامپ اخیرا هم اعلام کرده که تنها چیزی که دربارة ایران گفتم این است که نمیتوانند سلاح هستهای داشته باشند و اینکه راه حل در یک توافق است که بایستی تضمینی با ۱۰برابر راستیآزمایی داشته باشد.
بنابراین؛ سیاست دولت جدید آمریکا در قبال رژیم یک سیاست یک وجهی و مستقیم نیست. پارامترهای مختلف در آن دخیل است. از جنگ روسیه و اوکراین گرفته تا مسائل منطقه و اروپا و از همه مهمتر یک سیاست و شعار محوری دارد و آن هم «آمریکا را دوباره عظمت ببخش» است به همین خاطر در دولت جدید آمریکا نسبت به رژیم ایران دو مسیر متفاوتی وجود دارد. یک جناح مبَلغ ِیک سیاست انزواگرایانه و درنتیجه مبلغ مذاکره با رژیم است و مدعی است که رژیم ضعیف شده و در میز مذاکره به خواسته آمریکا تن میدهد و نیاز به اهرم دیگری نیست و جناح دیگر کاملا در نقطه مقابل، خواهان یک برخورد تهاجمی در برابر رژیم و سیاست فشار حداکثری است و مدعی است این رژیم تنها زبان تعادل قوا و زور را میفهمد و اگر فشار بالا برود درپای میز مذاکره امتیاز لازم را میدهد.
1 در نهایت؛ دولت آمریکا چه سیاستی در قبال رژیم در پیش میگیرد؟ اعمال ِ فشار حداکثری/ یا تلاش برای مذاکره و رسیدن به یک توافق؟
مشکل هیچوقت در طرف آمریکا نبوده و الان هم نیست؛ مشکل اصلی در طرف رژیم است چرا که آمریکا خواسته مشخص خودش را اعلام کرده و این خامنهای است که باید تصمیم بگیرد که آیا وارد مذاکره مستقیم یا غیر مستقیم با آمریکا میشود یا نمی شود؟ آیا حاضر به یک توافق جدید میشود یا نمی شود؟ به بیان دیگر این خامنهای است که باید تصمیم بگیرد که قصد امتیاز دادن و عقبنشینی در زمینه های مختلف ازجمله هستهای را دارد یا ندارد؟
2 مشکلات پیش روی خامنهای برای تصمیم گیری بر سرمذاکره با آمریکا چیست؟
خامنهای برای مذاکره با آمریکا با این مشکلات روبروست:
اول. قانون حاکم بر مذاکره…. قانون تعادل قواست؛ طرف برتر امتیازهای خودش را به طرف ضعیفتر دیکته میکند و الان نظام در ضعیفترین نقطه خود در این مذاکره قرار دارد یعنی خامنهای اهرم جدی برای گرفتن امتیاز مانند گذشته در اختیار ندارد.
دوم. دادن امتیازی که آمریکا میخواهد دست کشیدن از اتمی است و این برای خامنهای به منزله از دست دادن یک عامل جدی در قدرت برای حفظ نظام است!
سوم. خامنهای در صورت از دست دادن اتمی باید حساب؛ بیش از سه دهه سرمایه گذاری برای اتمی شدن و هزینهای بالاتر از دوتریلیون دلار را پس بدهد! (مشابه همان سوالاتی که در رابطه با سوریه از خامنهای شد!)
چهارم. ورود به مذاکره و تسلیم شدن؛ هژمونی خامنهای در درون نظام را هدف قرار میدهد در نتیجه شکافهای درونی نظام افزایش پیدا میکند و خامنهای قادر به بستن چنین شکاف هایی نیست و منجر به از بین رفتن هژمونی خامنهای میشود.
پنجم. دستگاه سرکوب نظام بو میکشد و حس میکند که خامنهای توان حفظ نظام را ندارد و فشار پذیر و رفتنی است لذا توان سرکوب خود را از دست میدهد و این زمینه ساز شرایط مساعد برای قیام میشود.
ششم. هشتم. خامنه ای مذاکره برای رژیمش را سم مضاعف خوانده بود و بارها گفته بود؛ مذاکره اصلاً معنی ندارد! و الان باید با ترامپی مذاکره کند که گفته بود؛ مذاکره با آمریکا نداریم و اگر هم داشته باشیم با ترامپ نخواهیم داشت. سران نظام گفته بودند؛ پرونده ایران نه پای میز مذاکره بلکه در خیابانهای بیروت و بغداد حل خواهد شد!
هفتم. حباب این همه گرد و خاک های ضد آمریکایی خامنه ای در این سالیان به ویژه در یک سال اخیر نزد نیروهای نیابتی در منطقه می ریزد و همه می بینند که تا کجا حرفهایی که زده شده پوشال و بی پایه بوده و همه برای حفظ نظام بوده و الان هم وقتی پای حفظ نظام پیش بیاید همه را یک جا کنار می گذارد.
هشتم. رژیم با اجلاس شورای حکام آژانس بینالمللی اتمی در ماه مارس روبروست و گزارش یا تصمیم احتمالی شورای حکام در این اجلاس میتواند نقطه شروع فعال کردن مکانیزم ماشه باشد
نهم. مهلت قطعنامة2231 که مکانیزم ماشه هم در آن آمده در ماه اکتبر2025 به پایان میرسد. قرار داد برجام در این ماه تمام میشود و سه کشور اروپایی میتوانند تحریمات سازمان ملل را مجددا اعمال کنند و رژیم تا این مقطع باید اتمی خود را تعیین تکلیف کند.
3 نقش خامنهای در مذاکره با آمریکا چیست؟ آیا میتواند خودش را از این ماجرا خلاص کند؟ ومذاکره و عواقب مذاکره را به گردن یک باند در درون نظام بیاندازد؟
مذاکره آن هم با آمریکا بخشی از سیاست کلان رژیم است لذا همواره و منجمله در همین مورد مشخص که مذاکره را با دولت پزشکیان و ظریف دنبال میکند برعهد خامنه ایست یعنی صفر تا صد تصمیم گیری و تعیین مواضع در مذاکرات تحت هدایت کامل و مطلق خامنهای صورت گرفته و میگیرد. از این رو رفتن یا نرفتن پای مذاکره و عواقب هر مسیر تماما به پای خامنهای نوشته میشود.
4 خامنهای چگونه میخواهد این بن بست را بشکند؟
هیچتردیدی نیست که خامنهای در موقعیت مشکلی قرار گرفته است چرا که از یکطرف برای جلوگیری از فشار حداکثری به مذاکرات نیاز دارد و از سوی دیگر تحولات به نقطه جوش نزدیک شده و سازش با رژیم بر سر اتمی شدن اگر نگوییم غیرممکن، حداقل خیلی مشکل شده است و از طرف دیگر قیمت مذاکره در این شرایط سنگین است.
بنابراین در چنین شرایط خامنهای تلاش خود را میکند که هر جا که امکان دارد دم به تله تسلیم شدن ندهد ولی این مساله یک «تا» دارد و دست خامنهای نیست و باید به این بازی خاتمه بدهد چون فرصت بازی و مانور جدی ندارد. حال اینکه خامنهای چه تصمیمی میگیردو پا در کدام گزینه میگذارد برعهده خودش است. ولی انچه که مشخص است هر گزینه پس لرزههای خاص خودش را دارد و خامنهای بهتر از هرکس میداند که اگر تسلیم شود یا اگر بیایستد چه هزینهای برایش دارد.
5 حرف وموضع مردم و مقاومت ایران در این رابطه چیست؟
آنچه که از بررسی همه تحولات بر میآید؛ هیچ چیزی جز بن بست خامنهای ونظام نیست و انتهای هر مسیری که خامنهای انتخاب کند و برود سرانجام به قیام وسرنگونی ختم میشود.
مقاومت ایران بارها گفته است:« هدف خامنهاي، حفظ ولايت و هژموني بر سرير قدرت به هر قيمت است؛ دوباره و صد باره مي گوييم كه بفرماييد هر چه مي خواهيد با اين رژيم مذاكره و معامله و مصالحه كنيد؛ برجام ديكتاتوري ديني همان فرجام ديكتاتوري سلطنتي است. قيام آتشين مردم ايران پايان كار ولايت است» و گفته است: « بفرمایید مذاکره و صلح کنید. خواهش میکنیم مذاکره و صلح کنید. زودتر عقب بنشینید و واپس بتمرگید. در این صورت ما قیمت کمتری خواهیم داد» /
از این رو مذاکرات با هر نتیجهای که باشد؛ تغییری در دستگاه سرکوب نظام نمی دهد چرا که سرکوب به مثابه اکسیژن برای ادامه بقای نظام است. بنابراین به رغم تمامی تابلوها و گزینههای مختلف؛ اصل و قانون طلایی برای مردم و مقاومت ایران همان اصل «کس نخارد» است یعنی بدون هیچ شکافی میتوان گفت که تغییر نظام در هر شرایطی؛ نه از بیرون بلکه توسط مردم ومقاومت سازمانیافته و آن هم با قهر و آتش در خاک ایران صورت میگیرد؛ عوامل خارجی و گزینههای مختلف تنها نقش شرط بیرونی را دارند. به همین اعتبار تکیه به مردم و مقاومت ایران شاقول و شاهراه اصلی رسیدن به قیام سرنگونی است و تبلیغ تکیه به بیرون برای سرنگونی و مشی خشونت پرهیز و بی هزینه؛ خیانت به آرمان آزادی مردم ایران به حساب میآید.










