لیست مطالب
راهبرد یا استراتژی – قسمت چهارم
1 مجاهدین با اسرایی که از نیروهای رژیم میگرفتند چه کار کردند؟
مسعود رجوی به فرماندهان ارتش آزادیبخش دستور داده بود هرکسی از نیروهای دشمن، بدست شما اسیر شد، مثل خانواده من است.
او با همین اعتقاد، به عنوان فرمانده کل ارتش آزادیبخش، اسرای جنگی را با اطلاع هیأت صلیب سرخ در بغداد، به مناسبتهای ملی یا مذهبی، خیلی زود آزاد میکرد.
مثلا روز ۱۸ آبان ۶۶، به مناسبت میلاد پیامبر اسلام، ۱۷۰ اسیر و روز ۲۰ اسفند ۶۶ به مناسبت عید نوروز، ۲۰۰ نفر از زندانیان جنگی با فرمان مسعود رجوی آزاد شدند.
آزاد کردن اسرا شامل همه پرسنل ارتش و پاسداران اسیر شده بود.
در سال ۶۷ که عملیات ارتش آزادیبخش مراکز لشگرهای رژیم را هدف قرار میداد، در میان اسرای آزاد شده فرماندهان گردان، حتی رئیس ستاد لشگر ۱۶قزوین نیز بودند که همگی آزاد شدند.
2 چرا مسعود رجوی بیش از ۴۴۰۰ اسیر را یک طرفه آزاد کرد در حالی که خمینی مجاهدین را دسته دسته اعدام میکرد؟
قلب قضیه ایران در همین نقطه است. دیدگاه و روشهای رجوی مطلقا ضد دیدگاهها و روشهای خمینی و ولایت فقیه او بوده و هست.
خمینی جنگ را پوش سرکوب آزادیها و مطالبات برحق مردم کرد و به همین دلیل مجاهدین را که برای آزادی مردم مبارزه میکردند، دسته دسته میکشت.
خمینی اقشار مختلف مردم را با فریب و اجبار به جنگ میبرد
مسعود رجوی میگفت اسرای جنگی که مجاهدین گرفته اند نباید آنها را با خمینی یکی گرفت و باید آزاد بشوند.
ده سال حکومت خود خمینی و بعد خامنهای گواهی میدهند که خمینی با ولایت فقیهاش برای مردم درد و رنج تولید میکرد و به دردهایی که شاه تولید کرده بود، اضافه میکرد
نظر برخی این است که دیدگاه و روش خمینی خامنهای درد است اما دیدگاه و روش رجوی درمان. نظر شما چیست؟
3 درد در جامعه ایرانی چیست و درمان کدام است؟
مردم ایران چهل و چهار سال است با تمام وجود خود درد و رنجهایی که خمینی و خامنهای برایشان تولید کرده و میکند، آنچنان رنج و عذاب میکشند که دل هر انسانی به درد میآید.
اما در مقابل خمینی، رجوی درمان مردم را آزادی میدانست. او در ۴بهمن ۵۷ یعنی چهار روز پس از آزادی از زندان گفت: «آزادی، خجسته آزادی گفتم آزادی یعنی روح، جوهر و ماهیت انسان، اون چیزی که شهدا بخاطرش جان باختند، اسرا به زندان افتادند تبعیدیان مهاجرت کردند و خلق قهرمان قیام کرد، آزادی»
خمینی همه اموال غارت شده مردم توسط شاه را در چنگال خود گرفت. اما رجوی میگفت این اموال باید به مردم برگردد.
خمینی میگفت جنگ جنگ. مسعود رجوی برای از بین بردن جنگ ضدمیهنی ارتش آزادیبخش تأسیس کرد.
4 آیا ضربات ارتش آزادیبخش ملی، روی ماشین جنگی خمینی اثری داشت؟
مسعود رجوی میگوید: «در اين زمان ارتش آزاديبخش در كمتر از يكسال، در بيش از ۹۰ رشته عمليات، صدها ميليون دلار سلاحهاي جنگي به غنيمت گرفته و بيش از ۲۰۰۰ نفر هم از خميني اسير گرفته بود و ميرفت تا براي عمليات بزرگ و متمركز از قبيل “آفتاب”و“چلچراغ” و جارو كردن تيپها و لشكرهاي ولايت فقيه خيز بردار»
در فروردین ۶۷ تیپهای رزمی ارتش آزادیبخش، در عملیاتی بنام آفتاب، لشگر ۷۷ خراسان را کمرشکن کرد علاوه بر انبوه غنایم، تعداد ۵۰۸ نفر اسیر گرفت. در خرداد ۶۷،رزمندگان ارتش آزادیبخش پس از تسخیر قرارگاه لشگر ۱۶ زرهی ارتش و قرارگاه تاکتیکی لشگر ۱۱ سپاه پاسداران، وارد شهر مهران شدند. تعداد ۱۵۰۰ اسیر گرفت ومجموع غنایم بدست آمده حدود ۲ میلیارددلار ارزیابی شد.
5 خمینی پس از انهدام سه لشگر خود و از دست دادن بیش از ۲ میلیارد دلار سلاح، چه نتیجهای گرفت؟
برای پاسخ به این سئوال از وقایع آن روزها کمک میگیریم.
اولا-قطعنامه ۵۹۸ یک سال قبل از فتح مهران یعنی در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ درشورای امنیت تصویب شد. عراق بلافاصله آن را پذیرفت اما خمینی آنر رد کرد و نپذیرفت.
ثانیا-خمینی در ۱۲ خرداد ۶۷، رفسنجانی را « با تمام اختيارات به جانشينی فرماندهی كل قوا منصوب» کرد و در ۷ماده وظایف او از جمله «ایجاد ستاد فرماندهی کل» «تمرکز» کلیه امورات پشتیبانی و تبلیغی «و تنبیه متخلف در هر رده» را مشخص کرد.
ثالثا-خمینی حتی در ۱۴ تير ۶۷ در راديو تلويزيون رژیم اعلام کرد: «تا خشت آخرِ تهران، ايستاده و ميجنگيم!»
میبینیم حتی دو هفته پس از فتح مهران توسط ارتش آزادیبخش، خمینی «تا خشت آخر تهران» به جنگ ادامه خواهددهد.










