رژیم در پرتگاه؛ بنبست مرگبار یا تسلیم تحقیرآمیز
رژیم ایران در پسا جنگ و در بحبوحه بحرانهای داخلی و خارجی، در تنگنایی بیسابقه گرفتار شده است.
خامنهای و نظامش، زیر فشار حملات خارجی، شکستهای دیپلماتیک، و شکافهای فزاینده درونی، راه پس و پیش ندارند.
این بنبست، نهتنها رژیم را در برابر دشمنان خارجی تضعیف کرده، بلکه زمینهساز انفجار اجتماعی در داخل شده است.
شکست دکترین خامنهای و انتقادات داخلی
اظهارات تند داخلی، نشاندهنده عمق استیصال رژیم است. سلحشوری، عضو سابق مجلس ارتجاع، در ۲۲ مرداد با کنایه به خامنهای نوشت:
«جمهوری اسلامی با دکترین ‘امت اسلامی’ نه امتی ساخت، نه ملت ایران را نگه داشت. از ایران ویرانه ماند و از امت اسلامی نفرت.»
او سیاست «نه جنگ، نه مذاکره» خامنهای را به باد انتقاد گرفت و آن را عامل ویرانی ایران دانست.
حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین، نیز خواستار «استراتژی نوین» شد و از ناکارآمدی سیاستهای اخیر رژیم انتقاد کرد.
محسن هاشمی، پسر رفسنجانی، در ۲۰ مرداد در تلویزیون حکومتی، با اشاره به حملات نظامی اخیر و پیشبینی نادرست خامنهای مبنی بر عدم وقوع جنگ، هشدار داد:
«فصل هفتم منشور سازمان ملل اجازه حمله نظامی به ایران را میدهد. اگر تصمیمهای سخت نگیریم، خسرانهای انکارناپذیری در انتظار ماست.»
این سخنان، نشاندهنده وحشت نخبگان رژیم از پیامدهای ادامه مسیر کنونی است.
دوقطبی کاذب: مذاکره یا جنگ؟
در مقابل، شریعتمداری، در کیهان (۲۰ مرداد)، مذاکره را تسلیم در برابر خواستههای آمریکا دانست و هشدار داد که چنین دوقطبیای (جنگ یا مذاکره) واقعی نیست.
او پزشکیان و حامیان مذاکره را متهم کرد که راهی جز تسلیم پیش پای رژیم نمیگذارند.
این جدال لفظی، شکاف عمیق بین باندهای رژیم را آشکار میکند؛ باندی که مذاکره را تنها راه نجات میبیند و باندی که آن را خودکشی سیاسی میداند.
رویترز (۲۳ مرداد) این موقعیت را یک «انتخاب وجودی» برای رژیم توصیف کرد: یا سرپیچی از توقف برنامه هستهای و پذیرش خطر حملات نظامی آمریکا و اسرائیل، یا تسلیم شدن و روبهرو شدن با شکافهای عمیقتر در رهبری. هر دو مسیر، رژیم را در پرتگاهی مرگبار قرار داده است.
بشکه باروت اجتماعی و قیام در کمین
این بنبست، تنها به چالشهای خارجی محدود نیست. جامعه ایران، زیر فشار بحرانهای اقتصادی، قطعی برق، بیآبی، و تورم سرسامآور، به نقطه جوش رسیده است.
قیامهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱ نشان دادهاند که خشم مردم میتواند هر لحظه به طوفانی اجتماعی تبدیل شود. شکافهای درونی رژیم، که در اظهارات متضاد سرکردگانش نمایان است، این آتش را شعلهورتر میکند.
رژیم در پرتگاه فروپاشی
رژیم آخوندی در پرتگاه ایستاده است؛ بنبستی که یا با فشار خارجی و جنگ به فروپاشی میانجامد، یا در نتیجه همین بحرانها جرقه قیام مردمی را شعلهور میکند.
انتخاب بین مرگبارترین بنبستها یا تسلیم تحقیرآمیز، تنها زمان فروپاشی را به تأخیر میاندازد. تاریخ ایران گواه است که اراده مردم برای آزادی، هیچ دیکتاتوری را تاب نمیآورد. این بنبست، نوید طوفانی است که رژیم را در هم خواهد کوبید.
بیشتر بخوانید:
ساختار تروریسم رژیم ایران زیر نظر خامنهای -اسناد مقاومت ایران
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید










