سخنان باقر خرازی، آخوند حکومتی درباره دولت پزشکیان و مجتبی خامنهای، تصویری از تشدید جنگ قدرت و شکاف در حاکمیت ایران ارائه میدهد، که نشانه تشدید تضادهای درونی حکومتی است که در آستانه سرنگونی قرار دارد.
اظهارات اخیر آخوند باقر خرازی، هرچند از سوی برخی نهادهای حکومتی رد یا کماهمیت جلوه داده شد، اما به دلیل جایگاه و ادعای او درباره ارتباط نزدیک با بخشهایی از هسته قدرت، بازتاب گستردهای در فضای سیاسی ایران برانگیخت. اهمیت این سخنان تنها در ادعاهای مطرحشده نیست، بلکه در تصویری است که از شکافهای درونی، بحران جانشینی و کاهش انسجام در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ارائه میکند. حتی اگر بخشی از این ادعاها قابل راستیآزمایی نباشد، نفس انتشار چنین سخنانی از سوی یک آخوند نزدیک به حاکمیت، نشاندهنده تشدید رقابت میان جناحهای مختلف نظام است.
سخنان باقر خرازی و روایت او از شکاف در بیت خامنهای
در مهمترین بخش سخنان خود، خرازی مدعی شد که مجتبی خامنهای برخلاف تصور عمومی، از پشتوانه تشکیلاتی و سیاسی کافی برخوردار نیست و بسیاری از مراکز قدرت مستقل از او عمل میکنند. او با اشاره به اختلافات در دفتر مجتبی، از نقش چهرههایی مانند محمد محمدی گلپایگانی، حسین حجازی و دیگر افراد نزدیک به بیت سخن گفت و ادعا کرد که مجتبی خامنهای حتی در مقاطعی از چرخه تصمیمگیری کنار گذاشته شده بود. این روایت، تصویری از رقابت شدید در درون بیت رهبری ارائه میدهد؛ رقابتی که سالها درباره آن گمانهزنی وجود داشت اما کمتر از زبان یک آخوند حکومتی بیان شده بود.
خرازی در ادامه تقریباً تمامی طیفهای قدرت را هدف انتقاد قرار داد؛ از دولت مسعود پزشکیان گرفته تا شورای نگهبان، دفتر رهبری، محمدباقر قالیباف و جریان اصلاحات. چنین حمله فراگیری نشان میدهد که نزاع موجود دیگر صرفاً اختلاف میان اصولگرایان و اصلاحطلبان نیست، بلکه به کشمکشی میان مراکز متعدد قدرت در درون ساختار جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ وضعیتی که هر گروه تلاش میکند مسئولیت بحرانهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی را متوجه دیگری کند.
گسترش اختلافات از دولت پزشکیان تا نهادهای اصلی حکومت
به گفته سایت حکومتی خبرآنلاین؛ یکی از جنجالیترین بخشهای سخنان او، پیشبینی پایان نیافتن دولت پزشکیان بود. خرازی مدعی شد که دولت کنونی دوره خود را کامل نخواهد کرد و همزمان از ضرورت سازماندهی یک نیروی ۲۵۰ هزار نفری برای تغییر معادلات سیاسی سخن گفت. این اظهارات، فارغ از امکان تحقق آنها، بیانگر آن است که حتی در میان بخشی از نیروهای نزدیک به حکومت نیز نسبت به ثبات دولت و آینده ساختار سیاسی تردیدهای جدی وجود دارد.
اظهارات او درباره ضعف مجتبی خامنهای نیز از منظر سیاسی اهمیت ویژهای دارد. در سالهای اخیر، پس از انتخاب مجبتی خامنهای بعنوان ولی فقیه جدید، رسانههای حکومتی تلاش کردهاند تصویری از انسجام کامل در رأس نظام ارائه دهند. با این حال، انتشار سخنان افرادی مانند باقر خرازی، در کنار افشای برخی اختلافات داخلی در رسانههای رسمی و حتی صداوسیما، نشان میدهد که مدیریت یکپارچه روایت رسمی با دشواریهای فزایندهای روبهرو شده است.
بحران مشروعیت و رقابت بر سر آینده قدرت
از منظر جامعهشناسی سیاسی، چنین افشاگریهایی معمولاً زمانی افزایش مییابد که ساختارهای اقتدار با بحران مشروعیت و رقابت بر سر آینده قدرت مواجه میشوند. در چنین شرایطی، بازیگران مختلف برای تضعیف رقبای خود، بخشی از اختلافات و اطلاعات پشت پرده را علنی میکنند. در نتیجه، آنچه پیشتر صرفاً شایعه یا تحلیل رسانهای تلقی میشد، به تدریج از زبان افراد نزدیک به حاکمیت نیز مطرح میشود.
در همین چارچوب، حملات شدید خرازی به شورای نگهبان، دفتر رهبری و برخی شخصیتهای بانفوذ، بیش از آنکه صرفاً انتقاد شخصی باشد، بازتابی از شکافهای عمیق در ساختار قدرت است. او حتی جریانهای اصولگرا را نیز از انتقاد مصون نگذاشت و با بیان اینکه «هر کس کار خودش را میکند»، عملاً از نبود فرماندهی واحد در رأس حکومت سخن گفت. این برداشت با گزارشها و تحلیلهای منتشرشده درباره اختلاف نظرهای داخلی بر سر مدیریت کشور و سیاست خارجی نیز همخوانی دارد.
پیامدهای سیاسی افشاگریها برای آینده جمهوری اسلامی
از سوی دیگر، تأثیر سیاسی این افشاگریها را باید در جامعه نیز بررسی کرد. هنگامی که اختلافات درونی حکومت به شکل علنی بروز میکند، بخشی از افکار عمومی آن را نشانهای از تضعیف انسجام حاکمیت تلقی میکند. تجربه بسیاری از نظامهای سیاسی نشان داده است که آشکار شدن شکاف میان نخبگان حاکم میتواند بر ارزیابی شهروندان از ثبات حکومت اثر بگذارد و فضای سیاسی را دستخوش تغییر کند. البته میزان تأثیر این روند بر تحولات اجتماعی به عوامل متعددی از جمله شرایط اقتصادی، میزان سازمانیافتگی نیروهای اجتماعی و واکنش نهادهای امنیتی بستگی دارد.
سخنان باقر خرازی چه تأثیری بر آینده و ثبات رژیم ایران خواهد داشت؟
در نهایت، افشاگریهای باقر خرازی را میتوان بیش از آنکه یک مجموعه اظهارات فردی دانست، نشانهای از مرحلهای جدید در کشمکشهای درون حاکمیت ارزیابی کرد. این سخنان تصویری از رقابت شدید بر سر قدرت، اختلاف در بیت رهبری، انتقاد از دولت، حمله به نهادهای کلیدی و تردید نسبت به آینده ساختار سیاسی ارائه میدهد. هرچند بسیاری از ادعاهای مطرحشده هنوز به طور مستقل تأیید نشدهاند، اما انتشار آنها از زبان فردی با سابقه حضور در فضای حکومتی، خود گویای افزایش تنشهای داخلی و دشوارتر شدن حفظ انسجام در رأس نظام است. از همین رو، این اظهارات را میتوان بخشی از روند گستردهتر آشکار شدن تضادهای درونی جمهوری اسلامی دانست؛ روندی که احتمالاً در ماههای آینده نیز در قالب افشاگریها، اختلافات علنی و رقابت میان جناحهای قدرت ادامه خواهد یافت.
عباس تبریزی
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.











