سرکوب زندانیان سیاسی و مقاومت شکستناپذیر
تبعید سعید ماسوری، از قدیمیترین زندانیان سیاسی ایران، به زندان زاهدان، بار دیگر ماهیت سرکوبگر و درماندهی رژیم را که نه راه پس دارد و نه راه پیش بر ملا کرد.در چنین بنبستی، یکی از حربههای همیشگی رژیم برای حفظ ظاهر اقتدار، سرکوب شدید مخالفان و بهویژه زندانیان سیاسی است.
سعید ماسوری کیست و چرا تبعید شد؟
سعید ماسوری، از هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران، بیش از ۲۵ سال است که بدون حتی یک روز مرخصی در زندانهای مختلف رژیم محبوس بوده است. او نهتنها نماد استقامت و پایداری در برابر دیکتاتوری است، بلکه یکی از فعالترین چهرههای درون زندان در حمایت از جنبشهای اعتراضی بوده است. بهویژه در کارزار سهشنبههای نه به اعدام، او نقشی کلیدی در سازماندهی اعتصاب غذاها و پیامهای اعتراضی دارد.
تبعید ناگهانی او به زندان زاهدان در ۲۵ تیر، بدون اعلام قبلی و با خشونت، از سوی دادسرای موسوم به مقدس صورت گرفت. این تبعید، اقدامی سیاسی برای تضعیف روحیه زندانیان و خاموش کردن جنبش مقاومت داخل زندانهاست.
کارزار “سهشنبههای نه به اعدام”: مقاومت زنده در دل زندان
بیش از یک سال و نیم است که در بیش از ۴۸ زندان سراسر ایران، زندانیان سیاسی کارزار هماهنگی را با عنوان “سهشنبههای نه به اعدام” به راه انداختهاند. در این کارزار، زندانیان با اعتصاب غذا، شعارهای اعتراضی، و پیامهای منسجم علیه اعدام و حکومت ولایت فقیه ایستادگی میکنند.
کارزار در هفته هفتادوهفتم خود به نقطهای رسید که رژیم احساس خطر کرد. تبعید سعید ماسوری نیز درست پس از این مرحله صورت گرفت. اما برخلاف انتظار رژیم، این اقدام بهجای درهم شکستن مقاومت، موجی از اعتراض و همبستگی میان زندانیان به راه انداخت.
واکنشهای درون زندان: جبههای متحد علیه سرکوب
پس از ربایش ماسوری از بند در زندان قزلحصار، زندانیان سیاسی در این زندان با شعارها و تجمع اعتراضی، مأموران را وادار به عقبنشینی کردند.
در زندان فشافویه زندانیان هوادار مجاهدین با انتشار بیانیهای اعلام کردند که “تبعید نمیتواند مشتهای گرهکرده ما را سست کند.”
در زندان قرچک ورامین زنان زندانی سیاسی در بیانیهای شدیداللحن نوشتند: «ما این اقدام را مقدمه جنایات بزرگتری میدانیم و خاموش نخواهیم ماند.»
آنها همچنین به پروندههای دیگر مانند ربایش بهروز احسانی و علی یونسی اشاره کردند که نشاندهنده افزایش موج سرکوب پس از بحرانهای سیاسی اخیر است.
چرا رژیم دست به چنین سرکوبهایی میزند؟
رژیم در حال حاضر با بحرانهای شکافهای درون حاکمیت و بیاعتمادی میان سردمداران، ریزش در دستگاه سرکوب ،فروپاشی اقتدار منطقهای و بینالمللی، خشم عمومی به دلیل بحرانهای اقتصادی، زیستمحیطی و فساد سیستماتیک ورشد مقاومت در کف خیابان و درون زندان روبهروست ودر چنین شرایطی، زندانیان سیاسی، بهویژه هواداران مجاهدین، به کانونهای الهامبخش مقاومت مردمی تبدیل شدهاند. به همین دلیل، رژیم در تلاش است تا با تبعید، منزویسازی و حتی حذف فیزیکی آنها، این خطر را مهار کند.
تجربه تاریخی: از قتلعام ۶۷ تا امروز
بیرحمی کنونی، بیسابقه نیست. در سال ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی تنها به جرم وفاداری به آرمان آزادی، اعدام شدند. اکنون، تبعید، انفرادی، فشار روانی و محرومیت از درمان، مشابه همان الگو در ابعاد جدیدتری در حال اجراست.
سعید ماسوری نیز بارها گفته است: «امروز همانی است که دیروز بود، اما ما هم همانیم که در برابرشان ایستادهایم.»
مقاومت، ستون پایداری در برابر سرکوب
تبعید سعید ماسوری، نهتنها نشانه قدرت رژیم نیست، بلکه بیانگر درماندگی آن در برابر ارادهی شکستناپذیر مقاومت است. کارزار «نه به اعدام»، همبستگی زندانیان، و حمایتهای مردمی، نشان میدهد که سرکوب نمیتواند صدای آزادی را خاموش کند.
رژیم تلاش میکند با حربههای کهنه، شعلهی اعتراض را خاموش کند، اما این مقاومت سازمانیافته، برخاسته از خون شهیدان و ایستادگی زندانیان، همان جریانی است که مسیر سرنگونی را هموار میسازد.
بیشتر بخوانید:
مسیر سرنگونی رژیم ایران: نقش مردم و مقاومت سازمانیافته
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










