آغاز سومین سال یک مقاومت شرافتمندانه
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در روز سهشنبه ۷ بهمن، وارد سومین سال حیات خود شد؛ کارزاری که از دل تاریکترین و سرکوبشدهترین نقطه جامعه ایران زاده شد: زندانهای جمهوری اسلامی. جایی که حاکمیت همواره انتظار سکوت مطلق، تسلیم و فرسایش روح انسان را دارد، اما درست از همانجا، صدایی برخاست که امروز به یکی از ماندگارترین و اخلاقیترین اشکال مقاومت مدنی در ایران بدل شده است.
این کارزار در آغاز، حرکتی ساده و انسانی برای «نه گفتن به اعدام» بود؛ نه به گرفتن جان انسان، نه به دار، نه به کشتار دولتی. اما با گذشت زمان و با پیوستن زندانهای مختلف در سراسر کشور، این حرکت از یک اعتراض انسانی فراتر رفت و به یک کنش سیاسی–حقوقبشری گسترده علیه کلیت نظام اعداممحور جمهوری اسلامی تبدیل شد.
زندان؛ جایی که قرار بود صدا خاموش شود
رژیم حاکم، زندان را نه فقط محل حبس، بلکه ابزار شکستن اراده، خاموشکردن صدا و نابودسازی هویت زندانی میداند. در زندانهای جمهوری اسلامی، شلاق، شکنجه، سلول انفرادی، محرومیت و طناب دار، زبان رسمی حاکمیت است. با این حال، «سهشنبههای نه به اعدام» نشان داد که مقاومت فقط یک شکل ندارد و حتی در سختترین شرایط نیز میتوان ایستاد، اعتراض کرد و پیام را به جامعه رساند.
ایستادگی منظم، پیوسته و آگاهانه زندانیان سیاسی در این کارزار، پیامی روشن و بیابهام به جامعه ایران مخابره میکند: دیکتاتوری، حتی در اوج خشونت، قادر به خاموشکردن اراده انسان نیست.
اعتصاب غذا در ۵۶ زندان؛ اعتراض به یک نظام
در روز سهشنبه ۷ بهمن، زندانیان سیاسی در ۵۶ زندان سراسر ایران، همانند هفتههای گذشته، دست به اعتصاب غذا زدند. این اقدام، بهویژه پس از قیام دیماه ۱۴۰۴ و کشتار گسترده معترضان، معنایی بسیار فراتر از اعتراض به یک حکم اعدام دارد. این اعتصاب، اعتراض به کل نظام استبدادی و ماشین سرکوب جمهوری اسلامی است.
این کنش جمعی نشان میدهد که زندان نه پایان مبارزه، بلکه یکی از جبهههای اصلی آن است؛ جبههای که در آن، بدن زندانی به ابزار مقاومت بدل میشود.

ماشین اعدام در جمهوری اسلامی نهتنها متوقف نشده، بلکه بهویژه در دوره موسوم به «دولت پزشکیان» با شتاب بیشتری به کار افتاده است. دلیل این امر روشن است: اعدام، ستون نگهدارنده این نظام ارتجاعی است. روزی که این رژیم از اعدام، بهویژه اعدام زندانیان سیاسی، دست بکشد، در حقیقت حکم پایان خود را امضا کرده است.
دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران، دیکتاتوریای ایدئولوژیک و فاشیستی است؛ نظامی که حیات خود را بر حذف فیزیکی مخالفان بنا کرده و نمیتواند حتی برای یک روز از ابزار اعدام چشم بپوشد. از همینرو، هرچه جامعه با شتاب بیشتری بهسوی سرنگونی حرکت میکند، رژیم نیز با افزایش اعدامها میکوشد عمر فرسوده خود را چند صباحی طولانیتر کند؛ غافل از آنکه هر اعدام، نفتی است بر آتش خشم عمومی.
شکست پروژه سکوت؛ زندان ایستاد
خامنهای میکوشید با کشتار گسترده در جریان قیام دیماه ۱۴۰۴، نهتنها جامعه، بلکه زندانها را نیز به سکوت وادار کند. اما همانگونه که بارها در تاریخ معاصر ایران دیدهایم، این محاسبه نیز با شکست مواجه شد. این بار هم زندانیان سیاسی پیشتاز شدند و با تداوم و گسترش «سهشنبههای نه به اعدام»، نشان دادند که مقاومت نهتنها خاموش نشده، بلکه سازمانیافتهتر و آگاهانهتر ادامه دارد.
این حرکت، پیامی نیرومند به مردم ایران و افکار عمومی جهان میدهد: حتی پشت دیوارهای بلند زندان، شعله مقاومت روشن است و خاموش نخواهد شد.
سهشنبههای نه به اعدام؛ صدای غرور و کرامت انسانی
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صرفاً یک اعتراض نیست؛ بیانیهای زنده از کرامت انسانی، شجاعت و غرور جمعی است. این کارزار یادآوری میکند که دفاع از حق زندگی، مرز نمیشناسد و حتی در شرایط اسارت نیز میتوان از ارزشهای انسانی دفاع کرد.
این صدا، صدای زندانیانی است که با بدنهای نحیف اما ارادهای پولادین، در برابر ماشین مرگ ایستادهاند. صدایی که امروز وجدان جامعه ایران و جهان را خطاب قرار میدهد و میگوید: سکوت، همدستی با جنایت است.
مسئولیت جامعه و جهان
«سهشنبههای نه به اعدام» فراخوانی است به همه: به جامعه ایران، به نهادهای حقوقبشری، به رسانههای آزاد و به افکار عمومی جهانی. این کارزار یادآور آن است که مبارزه برای لغو اعدام، بخشی جداییناپذیر از مبارزه برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی است.
تا زمانی که طناب دار برپا است، این صدا خاموش نخواهد شد. سهشنبهها ادامه خواهند داشت؛ نه فقط در زندانها، بلکه در حافظه جمعی یک ملت که تصمیم گرفته است زندگی را بر مرگ، و آزادی را بر استبداد ترجیح دهد.
متن بیانیه زندانیان شرکتکننده در کارزار “سهشنبههای نه به اعدام”
تداوم کارزار”سهشنبههای نه به اعدام” در هفته صدوپنجم در ۵۶زندان مختلف با پیوستن زندان گرگان
در آستانه ورود به سومین سال کارزار “سهشنبههای نه به اعدام” ضمن صمیمانهترین همدردیها با خانواده جانباختگان راه آزادی و مردم دلیر ایران، هزاران درود میفرستیم به جانباختگان قیام دی ۱۴۰۴ که بنیاد حاکمیت فاشیست را به لرزه درآوردند و با درود به مردم قهرمان ایران که در این خیزش سراسری، برگ زرین دیگری از تاریخ مبارزات مردم ایران برای آزادی را رقم زدند و چنان حکومت را به وحشت انداختند که دست به یک کشتار وحشیانه زد و ماهیت فاشیستی خود را به عیانترین وجه در ایران و جهان نمایان کرد و اکنون به یمن آن خونهای بهناحق ریختهشده، نه تنها مردم ایران بلکه دنیا به جوش و خروش آمده و انزجار جهانی از این رژیم به اوج رسیده است، تا آنجا که خانم مای ساتو (گزارشگر ویژه سازمان ملل) کشتار انجام گرفته توسط حکومت را «جنایت علیه بشریت» خوانده و خواستار محاکمه سران حکومت ولایت فقیه شده و پارلمان اروپا و شورای حقوقبشر سازمان ملل نیز بهگونهیی بیسابقه علیه این جنایت موضع گرفتند.
در این ایام، حکومت سرکوب و اعدام تنها در دیماه بیش از ۳۵۵تن را اعدام کرد. در روزهای آغازین بهمنماه نیز بیش از ۵۰ زندانی از جمله دو زندانی عقیدتی آمانج کاروانچی و ارسلان شیخی اعدام شدهاند. بنابراین نهتنها از اعدامها دست برنداشته بلکه موج کشتار و اعدام را به خیابانها، بیمارستانها، بازداشتگاهها و حتی خانههای مردم نیز کشانده است.
اخبار زندانهای مختلف از انتقال دستگیر شدگان خیابانی و حتی زخمیها به زندانهای مختلف حکایت دارند:
۱. ساختمان و بندهای تازه ساخته شده در زندان شیبان اهواز که برای کاهش تراکم زندان بود، به قرنطینه صدها بازداشتی جدید اختصاص یافته است.
۲. در زندان مرکزی کرج سالنهای مختلف را تخلیه و به دستگیریهای جدید اختصاص دادهاند.
۳. در زندان قزلحصار سالنهایی را تخلیه و زندانیهای جدید و تعدادی زندانی دیگر از زندان تهران بزرگ را به آنجا انتقال دادهاند تا جا برای بازداشتیهای جدید باز شود.
۴. بازداشتگاههایی مثل مقداد مملو از جوانان دستگیر شده است.
بنابراین ما اعضای کارزرار”سهشنبههای نه به اعدام” نسبت به هر گونه احکام سنگین علیه بازداشت شدگان اعتراضات اخیر و اذیت و آزار و کشتار آنان هشدار میدهیم.
هشدار و هشدار!
با توجه به عدم اعلام رسمی اسامی کشته شدگان، دستگیر شدگان و مجروحان، گفته میشود که حکومت قصد دارد بسیاری از بازداشتیها و زخمیها را کشته و به سردخانههایی مثل کهریزک و… منتقل نموده و جزو کشتهشدگان خیابانی اعلام کنند.
بر همین اساس ما زندانیان اعضای کارزار “سهشنبههای نه به اعدام” در هفته صدوپنجم در ۵۶زندان زیر روز سهشنبه ۷بهمن ۱۴۰۴ علیه احکام اعدام و در همراهی با قیام مردم ایران، در اعتصاب خواهیم بود:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام و زندان گرگان
سهشنبه ۷بهمن۱۴۰۴
هفته صدوپنجم
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
عباس تبریزی
بیشتر بخوانید:











دراین مقاله تاکتیک رژیم برای خاموش کردن صدای معترضان و شورشگران، به خوبی به قلم آورده شده است. هرچقدر شورش و اعتراض بیشتر، دستگیری و اعدام بیشتر. اما از سوی دیگر پاتک و تاکتیک مقابله با این خط رژیم هم به خوبی بیان شده است که مقاومت و شورشگری، پس از دستگیری و تا چوبه اعدام نباید خاموش شود و با هر امکانی که در دسترس است این اعتراضات و این شورش ها را با سازماندهی و سازمانیافتگی بیشتر، به مقابله بزرگ تر با رژیم تبدیل کرد.
با تشکر از بیان دیدگاهتان و اینکه همواره ما را در راهی که داریم میرویم تشویق می کنید.