
مقدمه
سهشنبههای نه به اعدام یکی از کمسابقهترین کارزارها و اشکال مقاومت مدنی در تاریخ معاصر ایران است؛ مقاومتی که نه در خیابان، بلکه در بستهترین و پرخطرترین فضا، زندان، شکل گرفت. زندانیان محکوم به اعدام این حرکت را با اعتصاب غذای هفتگی آغاز کردند و امروز شبکهای سراسری از اعتراض در دهها زندان کشور ایجاد شده است. حتی زندانیان عادی و خانوادهها نیز به کنش مستقیم کشانده شدند.

شروع یک مقاومت هفتگی در زندانها
کارزار از زمستان ۱۴۰۲ شکل گرفت؛ زمانی که گروهی از زندانیان محکوم به اعدام تصمیم گرفتند هر سهشنبه با اعتصاب غذا، توجه افکار عمومی را به موج فزاینده اجرای احکام مرگ جلب کنند. آنان بهدرستی سهشنبه را انتخاب کردند؛ روزی که در بسیاری از زندانها آخرین روز پیش از انتقال محکومان به سلول انفرادی برای اجرای حکم است.
این اعتصابها همزمان با خطر اجرای حکم اعدام چهار زندانی سیاسی کُرد در زندان اوین-محسن مظلوم، وفا آذربار، محمد فرامرزی و پژمان فاتحی-بود. این چهار نفر پس از محاکمههایی نمایشی و بر پایه اعترافات اخذشده تحت شکنجه محکوم شدند. همزمانی این رویدادها، اعتصاب را از یک اعتراض محدود به پاسخی مستقیم به ماشین اعدام تبدیل کرد.

زندان قزلحصار؛ نخستین هسته مقاومت
نخستین هسته عملی کارزار در زندان قزلحصار کرج شکل گرفت؛ جایی که هزاران زندانی با احکام سنگین، از جمله اعدام، نگهداری میشوند. زندانیان در نامهای خطاب به «مردم شریف ایران» هشدار دادند که مأموران پرونده صدها نفر برای اجرای حکم ارسال کردهاند و هر روز میتواند آخرین روز زندگی آنان باشد.

گسترش سریع به ۵۵ زندان در سراسر ایران
در کمتر از یک سال، اعتصاب غذای سهشنبهها به ۵۵ زندان در سراسر کشور رسید. زندانیان سیاسی، زندانیان عقیدتی، محکومان به اعدام و حتی زندانیانی که خودشان حکم مرگ نداشتند، در همبستگی با یکدیگر به این حرکت پیوستند.
زندانهای مشارکتکننده
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» تا سهشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ در هفته نودوهشتم در ۵۵ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحد ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان) و سایر زندانها.
زندانیان زیر حکم اعدام؛ اسامی که باید شنیده شوند
کارزار با شکستن «بینامسازی» سیستماتیک قربانیان، نامهای مشخصی را به نماد خطر فوری اعدام تبدیل کرده است:
-
جواد وفایی ثانی – زندانی سیاسی که سالهاست زیر حکم اعدام قرار دارد و مأموران پروندهاش را بدون دادرسی عادلانه بازتولید کردهاند.
-
پخشان عزیزی – فعال مدنی و امدادگر کُرد، که پس از محاکمهای پر از نقض آشکار حقوق دفاعی، با خطر قریبالوقوع اجرای حکم مواجه است.
-
دهها زندانی سیاسی و عقیدتی دیگر که شمار آنان بنا بر گزارشهای حقوق بشری، دستکم به ۵۴ نفر میرسد.
ذکر این اسامی نه یک اقدام احساسی، بلکه یک ضرورت حقوق بشری است؛ زیرا اعدام در سکوت، سادهتر اجرا میشود. حداقل ۴۲ زندانی سیاسی در حال حاضر در ایران به اعدام محکوم شدهاند.
حداقل ۴۲ زندانی سیاسی در حال حاضر در ایران به اعدام محکوم شدهاند.

هدفگیری زنان و اقلیتها
زندان زنان اوین نیز به اعتصاب غذای هفتگی پیوست و این پیوستگی، بعد بینالمللی کارزار را تقویت کرد. اعتراض به اعدام مرز جنسیت، اتهام و موقعیت فردی را درنوردید.
پخشان عزیزی، فعال مدنی و امدادگر کُرد ۴۰ ساله، اکنون در معرض خطر فوری اعدام قرار دارد؛ دیوان عالی کشور حکم مرگ او را پس از محاکمهای نمایشی و مملو از نقض فاحش دادرسی تأیید کرده است.
این همبستگی میان زندانیان زن و مرد، سیاسی و غیرسیاسی نشان داد که مسئله اعدام به دغدغهای جمعی تبدیل شده است. حدود یکسوم اعدامشدگان سال ۲۰۲۴ از جوامع کُرد و بلوچ بودهاند، نشاندهنده سرکوب ملیتهای مختلف توسط فاشیسم مذهبی است.
نامه شخصی سعید ماسوری؛ ۲۵ سال زندان
سعید ماسوری، زندانی سیاسی که بیش از بیستوپنج سال از عمر خود را در زندانهای ایران گذرانده، در نامهای تلخ و انسانی تجربه خود را بازگو میکند: زنده ماندن در کنار مرگ دوستان.
«سالهاست که نامها پیش از چهرهها از کنارم میروند. صدای قدمها در راهرو، باز شدن در، و بعد سکوتی که سنگینتر از هر فریادی بر بند میافتد. ما یاد گرفتهایم چگونه نبودن یک نفر را نفس بکشیم. اعدام فقط طناب و چوبه نیست؛ اعدام، تماشای خالیشدن جای دوستی است که تا دیروز با او نان خشکی را نصف میکردی و امروز سهمش فقط یک خاطره است.»
«من زنده ماندهام، اما هر بار با تکهای کمتر از خودم. سالهاست که زندان، کلاس صبر نیست؛ کلاس شاهدبودن است. شاهد رفتن بهترینها.»

فراتر از زندانیان سیاسی؛ اعتصاب زندانیان عادی
در ماههای اخیر، زندانیان عادی در برخی زندانهای تهران اعتصاب چندروزه انجام دادند. بسیاری از این زندانیان با اتهامات غیرسیاسی و عمدتاً اقتصادی یا مواد مخدر زندانی شده بودند و با توقف غذا یا تجمعهای اعتراضی به شرایط غیرانسانی، احکام سنگین و خطر اعدام اعتراض کردند.
پیوستن زندانیان عادی نشان داد که سیاست اعدام صرفاً ابزار سرکوب سیاسی نیست؛ بلکه سازوکاری فراگیر برای کنترل اجتماعی است که لایههای مختلف جامعه را هدف قرار میدهد.
واکنش حکومت؛ سرکوب در برابر پایداری
مقامات زندانها برای مقابله با اعتراضها، حبس انفرادی، قطع ملاقات، محدودیت تماس تلفنی و تهدید به تسریع اجرای حکم را اعمال کردند. با این حال، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» بیش از یک سال دوام آورده است و این نشاندهنده ارادهای جمعی و آگاهانه است.
آمار وحشتناک اعدامها در ایران
تا پایان نوامبر ۲۰۲۵، بیش از ۱۸۰۰ نفر در ایران اعدام شدند که شامل ۲۲ زندانی سیاسی و ۱۲ اعدام در ملاءعام میشوند. در دو ماه اکتبر و نوامبر، مأموران ۶۱۵ نفر را به دار آویختند؛ موجی که سازمانهای بینالمللی آن را «بحران اعدام» نامیدهاند.
در میان قربانیان، دستکم ۵۷ زن اعدام شدند؛ رقمی که نسبت به کل سال گذشته ۷۰ درصد افزایش دارد. تنها طی چهار ماه از ۳۰ ژوئیه تا ۳۰ نوامبر، ۳۲ زن جان خود را بر سر چوبههای دار از دست دادند.
نقض حقوق بینالملل و قربانیان زنان و اقلیتها
این اعدامها تقریباً در تمام موارد استانداردهای بینالمللی را نقض میکنند:
-
فقدان دادرسی عادلانه
-
استفاده گسترده از اعترافات تحت شکنجه
-
اعدام برای جرائم مواد مخدر
-
اعمال مجازات مرگ علیه اقلیتهای کُرد و بلوچ
-
اعدام زنان، کودکان و نوجوانان

خانواده های زندانیان نه به اعدام
خانوادهها و کنش اجتماعی
تداوم اعتصابها باعث شد خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام سکوت خود را بشکنند. آنان در تجمع مقابل زندانها حضور پیدا کردند، پیامهای ویدیویی منتشر کردند و پیگیری رسانهای پروندهها را بر عهده گرفتند.
این پیوند میان «درون» و «بیرون» زندان، بزرگترین دستاورد اجتماعی کارزار سهشنبههای نه به اعدام است.
مرور نهایی
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صرفاً یک اعتصاب غذا نیست؛ این حرکت، سندی زنده از مقاومت مدنی در شرایطی است که هر اعتراض میتواند به بهای جان تمام شود. زندانیان سیاسی و عادی، با بدنهای نحیف اما ارادهای استوار، در برابر یکی از خشنترین ابزارهای قدرت ایستادهاند.
اگر امروز این صداها شنیده نشوند، فردا نامهای بیشتری به فهرست اعدامشدگان افزوده خواهد شد. تا زمانیکه این رژیم فاشیستی مذهبی در حاکمیت است، «سهشنبههای نه به اعدام» هنوز ادامه دارند؛ و هر سهشنبه، آزمونی برای وجدان جامعه تا زمان برقراری یک جمهوری دمکراتیک با حذف اعدام در ایران است.
عباس تبریزی
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










