لیست مطالب
نگاهی جامع به فروپاشی عمق استراتژیک رژیم در سوریه(شماره ۲)
در شماره قبل گفتیم سرنگونی بشار اسد و صحنهای که در سوریه اتفاق افتاد با فروپاشی و هزیمت گسترده قوای رژیم یک ارتباط کاملا مستقیم وجود داشت؛ چرا که سپاه نقش ویژه وتعیین کننده در کنترل سوریه را برعهده داشت. اما قوای رژیم فروپاشید رئیس جمهور روسیه گفت که قوای دولتی و نیروهای تحت فرماندهی ایران در حلب ۳۰ هزار نفر بودن و در مقابل حمله ۳۵۰نفر فرار کردن و تاکید میکنه که صحنه مشابه این وضعیت در سراسر سوریه تکرار شد پس نیروهای نظام متلاشی شدن در حالی که در حلب ۳۰ پایگاه داشتند فرار و تلاشی نیروهای رژیم در حما هم بود
نیروهای رژیم فرصت داشتند که در حمص که یک نقطه تعیینکننده بود بجنگند یعنی غافلگیری مطرح نبود بلکه صورت مساله فروپاشی و فرار از صحنه بود.
ادامه بحث:
1 آیا نمیشه گفت که سپاه پاسداران غافلگیر شد؟
خیر! چون سپاه در هر سه شهر کلیدی که سقوط کرد هم فرصت و هم نیرو داشت وحتی در حلب هم غافلگیر نشد چون خامنهای یکبار و وزیر خارجهاش بیش از یکبار گفته بود که ما از قبل میدانستیم که میخواهند حمله کنند و این را به اسد گفته بودیم و اطلاع داده بودیم.
پس رژیم میدانست و نیرو هم داشتند و پایگاه هم داشتند و فرصت هم داشتند؛ پس به این اعتبار میشه معنی جمله رئیسجمهور روسیه را تکرار کرد که گفت این وضعیت در حلب مشابه وضعیت در سراسر سوریه بود را فهم کرد.
2 از هزیمت و فرار و فروپاشی سپاه در سوریه چه نتیجهای میشه گرفت؟
هزیمت و فرار قوای سپاه پاسداران و نیروهای رژیم در آنجا از ضعف بنیادی خود رژیم ناشی شده از اینکه رژیم خودش در موقعیت سرنگونی است البته واقعیت کنونی سپاه همین است و توان سپاه در صحنه واقعی نبرد محک خورده و مشخص شد که در مقابل (قوای مسلح) چند مرده حلاجه! عیار قدرت واقعیشون در صحنه واقعی معلوم شد و گرنه در اتاق شکنجه جلوی اسیر دست بسته یا در خیابونها که مردم بیدفاع اعتراض میکنن خیلی روشنه که پاسدارها یکه تازی میکنن؛ قدرتشون رو در مقابل مردم بیدفاع و بیسلاح به رخ میکشند اما در مقابل یک نیروی مسلح مهاجم اینطوری وا میدن! و این همه حرف و واقعیتی است که خامنهای ونظام میخواهند آن را پنهان کنند
این پروسهای است که رژیم طی کرده و به نقطه کنونی رسیده. این وضعیت ناشی از ضرب بحرانهای مختلف و چند قیام بزرگ بوده که رژیم را تحلیل برده و به نقطه فعلی رسانده است.
3 خامنهای در صحبتهای دیگری گفته است که ما در سوریه فقط نقش مستشاری داشتیم و نیروی چندانی نداشتیم حالا بهطور واقعی قوای رژیم در سوریه چه ابعادی داشته است؟
بعد از اینکه قیام و انقلاب در سوریه شروع شد در سال ۲۰۱۱ یا۱۳۹۰ این رو رژیم یک فرصتی برای خودش دید که نفوذ خودش رو در اونجا گسترش بده و در همان سالها ۵۰۰هزار نفر از مردم مظلوم سوریه قتل عام شدند و در این کشتار بزرگ خامنهای شریک بشار اسد بود و الان هم شریک جرم بشار اسد هست و این چیزی نیست که فراموش بشود و جزو بیلان کار خامنه ایست
خامنهای در سوریه تقریباً دو سال قبل از شروع کار داعش حضور پیدا کرده بود و کرنولوژی وقایع در عراق و سوریه به خوبی گواه این موضوع هستند و مشخص است که حضور نظام در سوریه از کی بوده و جنگ داعش از کی شروع و در چه زمانی تموم شده یعنی در سال۲۰۱۷ یا همان ۱۳۹۶ میشه گفت که داعش مهار شد.
بعد از مهار داعش خامنهای که میگه برای مقابله با داعش به سوریه آمدیم باید سوریه راترک میکرد ولی ما شاهد هستیم که خامنهای حضور نظامی خودش رو گسترش داد.
در مرداد سال ۱۳۹۵ یا همان ۲۰۱۶ کتابی از طرف نمایندگی شورای ملی مقاومت در آمریکا منتشر شده نشان میدهد که حدود ده هزار پاسدار که همه از اعضای سپاه پاسداران و شش هزار نفر از ارتشیها تحت امر خامنهای بهاضافه همان کسانی که تحت عنوان فاطمیون یا زینبیون از مزدوران افغانی عراقی لبنانی و پاکستانی جمع کرده بود که در آن سال در حدود۷۰هزار (هفتاد هزار) نفر از نیروهای رژیم در سوریه حضور داشتند
یکسال بعد در مهرماه ۹۶ شورای ملی مقاومت اطلاعات تازهای رو منتشر میکنه و در آنجا با اسناد و مدارک اعلام میکنه که نیروهای رژیم در سوریه به ۱۰۰هزار (صد هزار) نفر رسیده و این در حالیست که دیگر خبری از داعش در سوریه نبود.
در آذرماه ۹۴ هم یک اطلاعیه میده ولیست سرتیپ پاسدار هایی که در سوریه به هلاکت رسیدن رو ارائه میکنه که تا سال ۱۳۹۰ تعداد ۱۶نفر از سرتیپ پاسدارها کشته شده بودند.
یکی از همین کشتهشدهها رژیم پاسدار همدانی است که جانشین وقت سپاه پاسداران بود که در سوریه کشته شد و معاون نیرویتروریستی قدس بود و اگر بود دیگه خامنهای ناچار نمیشد به جای سلیمانی؛ قاآنی رو بیاره
همدانی در زمانی که فرمانده نیروی پاسداران در سوریه بود گفته بود که برای ما سوریه اهمیت و اولویت کلیدی دارد بهطوری که اگر وضعیت در عراق و لبنان و کشورهای دیگه بهم بخوره و طوری بشه اینقدر به ما آسیب نمیزنه تا وقتی که در سوریه حاصل بشه و به دلیل اهمیت استراتژیک این کشوره که رژیم فردی در حد معاون نیروی قدس و جانشین وقت سپاه رو در سوریه مستقر میکنه
بنابراین؛ اصلاً توصیف سوریه و جایگاهی که سوریه داشته را نمیشه در عداد نیروهای نیابتی گذاشت یا اهمیت سوریه در این حد بدانیم که با رژیم همکاری میکرده که رژیم بتونه از طریق عراق به نیروهایش در لبیان دسترسی پیدا کنه
در واقع زمام امور سوریه و بخش مهمی از امورات سوریه دست رژیم بوده و این سپاه بوده که در اونجا از طریق و همکاری نزدیک با قوای سرکوبگر بشار اسد و شکنجه گران؛ زندان صیدنایا و سایر شکنجهگاهها را اداره میکردند؛ به همین اعتباره که میشه گفت که رژیم از یک موقعیت عجیب و غریبی در سوریه برخوردار میشه مثلاً خرید اراضی سوریه یا به کمک اسد ساختار جمعیتی اونجا رو دستکاری کردن یا شیعانی که از افغانستان و لبنان و عراق و پاکستان رو آورده و در سوریه مستقر کرده و تابعیت سوری براشون گرفتن و به خصوص در شهری به اسم داریا و جاهای دیگه حداقل در دوازده منطقه بافت و ساخت اونجارو رو تغییر دادند
4 هزینه مالی که نظام خرج سوریه کرده چه میزان است؟
رژیم براساس اسناد درونی وزارت خارجه برای همین کارها پنجاه میلیارد دلار در فاصله سالهای ۱۳۹۰ اونجا خرج کرده البته این پنجاه میلیارد دلار فقط بخشی از هزینههای رژیم در سوریه است آن بخشی است که به خود حکومت سوریه به صورت پول نقد یا بهصورت نفتی داده و تا آخر دهه ۹۰هزینه شده و شامل پولی که در سال ۴۰۰و ۴۰۱ تا ۴۰۲ و ۴۰۳ داده نمیشه
به عنوان مثال تا همین روز آخر قبل از سرنگونی این داشت روزی ۵۶هزار بشکه نفت باز هم به او بشار اسد میداد صبح یکشنبه سقوط اسد هم یک نفتکش ایرانی با ۷۵۰هزار بشکه نفت میخواست به سوریه برسونه
یک از موسسه معتبری هست که میگه که رژیم بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۳ سی و پنج میلیارد (۳۵) دلار هزینه زیرساختهای نظامی داشته مثلاً یک پایگاه در دیر الزور که ۲۵۰ (دویست و پنجاه) میلیون دلار هزینه این پایگاه شده که عمدتاً یک انبار بزرگ برای نگهداری موشک بوده و یک پایگاه هوایی در حمص با هزینه ۴۰۰(چهارصد) میلیون دلار ساخت رژیم کلاً ۷پایگاه هوایی و ۱۵انبار موشک و ۲۲مرکز فرماندهی داشت البته پایگاههای نظامی رژیم بیش از صدها مورد بوده یا ۸۵کیلومتر تونل برای نقل و انتقال موشک و از طریق مرزهای سوریه و لبنان ساخت.
بنابراین آن ۵۰میلیارد دلار این رو خارج از سایر مخارج نظام در سوریه است کما اینکه بانک سپه یک و دو میلیارد دلار بابت پروژههای انرژی در سوریه خرج کرد و همین بانک سپه ۸۵۰میلیون دلار بابت پروژه کشاورزی در سوریه خرج کرده و میلیاردها دلار نیز خرج اقدامات نظامی رژیم شده و خامنهای با چنین مخارجی میگه که حضور ما در سوریه در حد مستشار بوده!!! یا میگه ما نیابتی نداریم!!!
5 از چنین سرمایه گذاری رژیم در سوریه چه نتایجی میشه گرفت؟
سوریه از یک دولت متحد رژیم به کشوری تابع رژیم تبدیل شد چرا که هدف این بود که سوریه سپر و حائل سرنگونی بشه ولی در نهایت همین سپر و حایل فروریخت!
6 چه ارتباطی بین سرنگونی بشار اسد و سرنگونی رژیم آخوندی وجود دارد؟
وقتی به سیر حرکت این رژیم از روز اولی که حاکم شده تا الان بعد از ۴۰ و چند سال نگاه میکنیم؛ تاریخچه رژیم خودش این حقیقت را گواهی میکند
از روز اولی که خمینی حاکم شد از جنگ استقبال کرد و بعد گفتش که جنگ یک موهبت الهی است! چرا از جنگ استقبال کرد؟ چرا از یک جنگ ضد میهنی با آن همه کشته در جانب ایران و بعد هم عراق و با آن همه خسارت استقبال کرد؟ چون به جنگ نیاز داشت و میگفت جنگ را تا هر وقت که بشه ادامه میدهد به خاطر اینکه این جنگ سرپوش اختناق بود و در اون موقع مهمترین استفادهای که از جنگ کرد این بود که به وسیله آن مجاهدین رو سرکوب کند.
در همین جنگ خاورمیانه که از ۱۵ مهر ۱۴۰۲ که شروع شده، توانست جنبش اعتراضی را تا یک مدتی قیام را قفل و بلوکه بکند. این خاصیت جنگ است. این هم که میگوید اگر اینجا نجنگیم اگر در سوریه نجنگیم باید اینجا [در شهرهای ایران] سنگر بزنیم معنی اش همین است. این از بابت تاثیری که در مقابل جنبش اعتراضی و قیام دارد.
یعنی خامنهای با حضور در منطقه و نیروهای نیابتی میتوانست پشتوانهای برای قدرت خود ایجاد کرده و به این وسیله هژمونی خودش رواعمال کنه
7 خامنهای هژمونیاش را از کجا به دست آورده و همین الان به اعتبار چه اهرمی داره حکومت میکند؟
در حوزه سیاست مقوله هژمونی مسئله خیلی مهمی است. هژمونی یعنی سیادت و اقتدار سران حکومتها که همه وجوه ایدئولوژیک و سیاسی و نظامی و اقتصادی را در بر میگیرد.
حال سوال این است که خامنهای هژمونیاش را از کجا به دست آورده؟
یکی به دلیل داشتن سپاه پاسداران یعنی قدرت سرکوب و به دلیل داشتن پول و منابع مالی مکفی و پای دیگر هژمونی خامنهای عبارت است از همین نفوذی که برای خودش در منطقه فراهم کرده. همین نیابتی ها. همین جنگ و جنایتی که تحت عنوان صدور انقلاب صدور اسلام در منطقه ایجاد میکند. پس این عبارت است از هژمونی خامنه ای.
بنابراین وقتی که این هژمونی در منطقه ضربه میخوره روی موقعیت حاکمیت در داخل ایران تاثیر مستقیم میگذارد.
هژمونی خامنهای این است که می گوید: من آنم که حزب الله را دارم من آنم که سوریه را دارم. این منم که حوثی را دارم. اما حالا عکس شده. از وقتی که در سـوریه این ضربه عظیم را خورده و از سوریهانداختنش بیرون می بینیم که همه چیز عکس شده
بنابراین وقتی از رابطه بین جنگ افروزی خارجی و موجودیت رژیم که صحبت میکنیم یک وجه اش مربوط به قیام میشود. یک وجه دیگرش مربوط به هژمونی خامنهای میشود
نتیجه: وقتی که قدرت خامنهای در منطقه ضربه میخورد، این راه قیام را باز میکند. این هیولای سرکوب که ضعیف میشود، عنصر اجتماعی به حرکت در میاید و همینطور شکاف درون رژیم باز میشود که همه اینها در خدمت پیشرفت قیام و سرنگونی است.










