شاهپرستان دنبال چه هستند؟
آموزه های مسعود رجوی-قسمتصدوچهلونهم
چرا بقایای شاه جولان میدهند؟
حالا 72 سال از آن كودتاي سياه گذشته كه 60 سال آن را مجاهدين بيوقفه در ميدانند. يا هم كه در زندان و تيرباران و سربدارانند. پيوند سياست با شرافت همين است. شتابان با زورق جان در درياي خون به سوي آزادي روانند.
همچنانكه رئيسجمهور برگزيدة مقاومت براي دوران انتقال حاكميت گفت : هدف شوراي ملي مقاومت نه كسب قدرت بلكه انتقال آن به مردم ايران است.
آموزه های مسعود رجوی-قسمتصدوپنجاهم
شانه به شانه فکاهیات
همه ميگويند كه آخر خط رژيم است و به همين دليل بقاياي شاه هم در جولانند. نمونة آن، دفترچة مشق «مرحله اضطراري» بچه شاه است كه در 168 صفحه منتشر شده و در بسياري صفحات به فكاهيات شانه ميسايد (از قبيل تقسيم كار مضحك مرد ميهن آبادي كه تكيهكلام سخنگوي دولت رئيسي در دانشگاه خواجه نصير در آبان 1401 بود.)!
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوپنجاهویکم
زنگوله را چه کسی به گردن گربة ولايت میبندد
اما در برنامه و دفترچة بچه شاه، قبل از هر چيز معلوم نيست كه زنگولة سرنگوني را چه كسي به گردن گربة ولايت ميبندد تا بعداً طبق گاهشمار دقيق و اوامر ملوكانه، در روز اول از هفتة اول و در روز دوم و سوم از هفتههاي بعد… چنين و چنان گردد! از قرار، مسئوليت سرنگوني و بر تخت نشاندن ايشان در تهران بر عهدة اجانب است.
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوپنجاهودوم
تمدن یعنی خاموشیها
شاه قبل از كودتاي 28 مرداد ابتدا به بغداد و سپس به رم رفت تا اگر كودتا شكست خورد، خطري متوجة او نشود. بعد كه فاتحانه به تهران برگشت، بارها به صراحت قول داد كه اگر 10 سال به او وقت بدهند، ايران را «بهشت» خواهد كرد.
بعداً بهشت موعودش را كنار گذاشت و بيدريغ « تمدن بزرگ» وعده ميداد. اما در گذر ايام از آن هم عقب نشست و گفت: «شنيدم بعضيها گفتند تمدن بزرگ همين خاموشيهاست؟ ما گفتيم تازه 11 سال ديگر ميرسيم به دروازههاي تمدن بزرگ يعني زيربناي مملكت را بايد طوري بسازيم كه از هر لحاظ قوام و استحكام مملكت برقرار بشود…»
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوپنجاهوسوم
بجای تمدن بزرگ
سرانجام به جاي «تمدن بزرگ» قيامي بزرگ در پيش داشت با شعاري كه به طور شبانهروزي در سراسر ايران طنينانداز بود. حتي ما هم از پشت ديوارهاي زندان ميشنيديم : «بگو م -رگ بر شاه، م – رگ بر شاه ، م -رگ بر شاه».
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوپنجاهوچهارم
پز دمکراتیک
حالا كسي كه با ژست دموكراتيك ميگويد رأي بگيريم كه ايران آينده شاهي باشد يا جمهوري، قبل از هر چيز به يك تقلب ضدتكاملي و ضدتاريخي با پز دموكراتيك مبادرت ميكند. سرمايه و پشتوانه و اعتبار و استدلالي جز خرابكاري و جنايتهاي رژيم آخوندي ندارد. آن را پله ميكند تا از آن بالا برود و خود را موجه و مشروع و حق بجانب جلوه دهد. انقلاب ضدسلطنتي مردم ايران و انقلاب مشروطه را انكار و اهانت ميكند. ضد دموكراتيك و ارتجاعي است. ميخواهد ايران را به گذشته برگرداند. اين، جاده خاكي، انحراف از سرنگوني و خدمت به خامنه اي است.
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوپنجاهوپنجم
با پای برهنه از عشرت آباد تا باغملی
در اين دستگاه محمدعلي شاه و شيخفضلالله هم ميتوانند قزاقها و طلبههايي مانند كاشاني و خميني را بياورند و براي مشروعه و به توپ بستن مجلس رأي بگيرند! آيا بايد 120 سال به عقب برگرديم و رأي بگيريم سلطنت مطلقه يا انقلاب مشروطه؟ بعد هم نوبت به رضاخان ميرسد كه در روزهاي تاسوعا و عاشورا گل بر سر و روي ماليده در جلوي قزاقان با پاي برهنه از عشرتآباد تا باغملي شعار «حسين، حسين» ميدهد. قزاقها هم دم ميگيرند: «اگر در كربلا قزاق بودي، حسين بيياور و تنها نبودي.»!
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوپنجاهوششم
پاک کردن صورت مسئله
حالا هم نوبت به بچه شاه رسيده است و در «دفترچه»اش نوشته ما بايد 47 سال به عقب برگرديم و رأي بگيريم شاه يا جمهوري؟! اين، خدمت به خميني و خامنه اي سارقان انقلاب ضدسلطنتي و پاك كردن صورتمسأله يعني انقلاب و جمهوري دموكراتيك است. خميني و دار و دستة ولايتفقيه جنايتهاي بيحد و حصر مرتكب شدهاند. در عرصة سياسي پيش از همه و بيش از همه، چماق و تيغ و تبر و گلوله و طنابهاي دار آنها دامنگير مجاهدين شده است.
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوپنجاهوهفتم
۴۵ سال در ینگه دنیا
حالا بچه شاه سر رسيده و ميگويد 45 سال است در ينگه دنيا مبارزه ميكرده آنهم در ارتباط با پاسداران و حالا بياييد زير كنترل من رأي بدهيد كه شاه ميخواهيد يا جمهوري؟ يادش رفته كه در روز 9 آبان 1359 خود را در يك مراسم طبق قانون اساسي سلطنت، شاه جديد ايران اعلام كرد! پس به جاي زحمت رأيگيري پرتناقض طبق دفترچة بچه شاه، آيا بهتر نيست مستقيم نزد انگليس رفته و بگوييم با شركاء مانند روزگار سيدضياء و رضاخان براي ما نخستوزير و شاه منصوب و خلاصمان كند؟! محاكمة ما هم كه در قضائيه جلادان ولايت در جريان است. شاهپرستان ميتوانند حضور بهم رسانده و شعار مرگ بر مجاهد و منافق سر دهند!
آموزه های مسعود رجوی–قسمت صدوپنجاهوهشتم
نظری به برنامه بچه شاه
بگذريم و نظري به برنامه منتشر شدة بچه شاه بياندازيم :
1-چه خوب شد كه بچه شاه برنامهاش را در 168 صفحه به عنوان «پروژه شكوفايي» و «مرحله اضطراري» ارائه داد و ماهيت خود را عيان كرد.
2-چكيدة برنامة بچه شاه و «دفترچه» او عاري از هر گونه ابهام و در يك كلام، همانا ديكتاتوري و وابستگي است.
3- فعلاً قدرت انحصاري سياسي و نظامي و قضائي و پارلماني را بسا بيشتر از شاه يكتنه به دست ميگيرد و اعضاي مجلسش را هم خودش تعيين ميكند.به هيچ مرجعي پاسخگو نيست و براي آينده ايران هم مهمترين ثمرة انقلاب مشروطه، مجلس شوراي ملي را حذف و يك خبرگان ارتجاعي بهاسم مهستان يعني مجلس مهتران (بزرگان و اشراف قوم) را جايگزين ميكند. براي اينكه ما فقراي «سيليخورده» نگران نشويم بلافاصله خاطرنشان ميكند كه واژة مهستان را «در راستاي جايگزيني و به كارگيري صحيح واژگان پارسي…جايگزين مجلس شورا» كرده است! خدا را شكر كه مشكلات «واژگان پارسي» هم پيشاپيش حل شد و ديگر نيازي به مؤسسان براي تعيينتكليف مجلس شوراي ملي نيست! بازگشت به روزگار اشكانيان مسأله را حل كرد و همين كافيست!
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوپنجاهونهم
بازهم نظری به برنامه
4-بدنه نظامي و اطلاعاتي و امنيتي رژيم ولايتفقيه سفيدشويي ميشوند و بر جاي خود ميمانند تا از «اشتباهات تاريخي مانند بعث زدايي عراق پرهيز» شود، مبادا سپاه و اطلاعاتيها و بسيج نگران شوند! اما هر چقدر به آنها اطمينان ميدهد با مليتهاي ايران خصمانه حرف ميزند و چماق تجزيهطلبي بلند ميكند.
5-آگاهانه و به عمد حتي يك بار از «اعلامية جهاني حقوق بشر» و التزام به آن حرفي نيست. به جايش نام «ساواك» (سازمان اطلاعات و امنيت كشور) را به «ساوام» (سازمان اطلاعات و امنيت ملي) تغيير داده و ميگويد ايرانيهاي متخصص براي اين كار را از خارج كشور با خود به ايران ميآورد. منظورش تتمة ساواكيهاي شكنجهگر مانند پرويز ثابتي يا دستپروردگان دژخيم هستند.
فراتر از اختيارات شاه و وليفقيه، اداره ساواك جديد را هم خودش برعهده ميگيرد و طبق دفترچه «در ۲۰ شهر بحراني و پرخطر» در دوران گذار حكومت نظامي برقرار ميكند.
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوشستم
میدان ژاله چی شد؟
عجبا كه در برنامه بچه شاه هيچ حرفي از مجرم شناختن و محاكمة شكن*جهگران و بازج*ويان و دستاندركاران اع*دام و قت*لعام در زمان شاه (مانند قت*لعام در ميدان ژاله در 17 شهريور 1357) در ميان نيست. هيچ اشارهاي هم در مورد كلان دزديها و دهها ميليارد دلاري كه شاه و خانواده سلطنتي سرقت و از ايران خارج كردهاند، در كار نيست.
6-در غربت مونيخ خود را «پدر» ملت ايران هم خوانده است! اين پاترناليسم فئودالي و قرونوسطايي كپيبرداري از رضاخان قزاق، نخستوزير و سردار سپه در سال 1303 است.
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوشستویکم
کپی برداری دیگر
الگو و كپيبرداري بسيار مهم ديگري هم هست كه بچه شاه آن را فراموش كرده و بايد سرلوحة دفترچهاش ميكرد. آنجا كه شاه در سال 1353 مجدداً به خبرنگاران به صراحت و بدون هيچ رودربايستي گفت: «من اپوزيسيون و اولين مخالف خودم هستم»!
خبرنگار : اعليحضرت، جمله شگفتآوري از شما خواندم در كتابي كه مصاحبهيي است طولاني با يكي از همكاران ما به نام «اولويه ورن» كه در آن گفته ايد: «اپوزيسيون من، خودم هستم»، معني اين سخن چيست؟
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوشستودوم
اپوزسیون شدن حاکم
خبرنگار : اعليحضرت، جمله شگفتآوري از شما خواندم در كتابي كه مصاحبهيي است طولاني با يكي از همكاران ما به نام «اولويه ورن» كه در آن گفته ايد: «اپوزيسيون من، خودم هستم»، معني اين سخن چيست؟
شاه : معني آن اين است كه از شبكه و امكانات اطلاعات درباره همه فعاليتهاي كشور برخوردار هستم و اگر اطلاع بدهند كه در فلان جا كارها به خوبي پيش نميرود من خودم بحث را با مسئولان دربارة مشكل طرح شده آغاز ميكنم به همين خاطر من اپوزيسيون و اولين مخالف خودم هستم.
ميبينيد كه چه شاهي داشتيم؟! قدرش را نشناختيم كه خودش اپوزيسيون و اولين مخالف، خودش است! ما (زندانيان آن روزگار) بيخودي سر به مخالفت برداشتيم. پس شلاق و شكنجه و اعدام حقمان بود!
آموزه های مسعود رجوی -قسمت صدوشستوسوم
خشت کج
نكته و گفتني در باره برنامه و دفترچه بچه شاه بسيار است و فرصت ديگري ميخواهد. فعلاً به پيام اول اسفند 1401 ارجاع ميدهم:
دوبلهخوري خميني و خامنه اي در جمع فوقمتناقض جمهوري و ولايتفقيه با يكديگر در قانون اساسي رژيم بود كه 44 سال است آن را با نعرههاي «مرگ بر ضد ولايت فقيه» ميپوشانند. به همين خاطر ما قانون اساسي اين رژيم را تحريم كرديم و به آن رأي نداديم. خشت كج از همانجا كار گذاشته شد. هرشخص و جريان سياسي كه به قانون اساسي ولايتفقيه رأي مثبت داد به حاكميت جمهور مردم خيانت كرد و خنجر زد. امروز دم زدن از هرگونه سلطنت همان خشت خيانت است. بالا بردن عكس سردژخيم ساواك در كنار عكس شاه و بچهاش در تجمع بقاياي سلطنت در مونيخ علامت آشكار همين حقيقت است…
اگر ديكتاتوري و غصب و سرقت حاكميت مردم ملاك و معيار است، در اين صورت اول «خود» بايد هرگونه دست دادن و گفتگو و مذاكره با شيخ و شاه و بقاياي آنها را تحريم كنيد.
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوشستوچهارم
پرهیز از دیکتاتوری
از اين شاكي و ملولند كه چرا مجاهدين و شورايمليمقاومتايران با آنان صحبت و ديالوگ نميكنند. يادشان رفته كه بهشتي و كيانوري تاكجا و چقدر و چگونه به عبث تلاش كردند ما را در «خط امام» به گفتگو و مذاكره و نيز مناظره در تلويزيون بكشانند. هيهات …
بگذاريد بار ديگر تصريح كنم كه دست دادن با شيخ و شاه و بقاياي آنها كار ما نيست. براي پرهيز از ديكتاتوري و وابستگي كه خط قرمز عبورناپذير جبهه خلق و ضدخلق است و براي حاكميت جمهور مردم ميخواهيم دستهايمان پاكيزه بماند و آلوده نشود.
جبهه خلق با شاخص حاكميت جمهور مردم ابداع ما نيست. من درآوردي نيست. زيرحاكميت رژيمهاي استبدادي يا وابسته،نميتوان و نبايد مانند دموكراسيهاي غربي طيفي از راست به چپ يا از چپ به راست ترسيم و تقسيم كرد.
تا فاشيسم و ديكتاتوري حاكم است، تا زماني كه حق حاكميت مردم غصب شده و به سرقت رفته است، ابتدا بايد جبهه خلق و ضدخلق تعيين تكليف شود.
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوشستوپنجم
مرزبندی با دیکتاتوری
در دنياي واقعي، اشياء با ضدشان شناخته و تعريف ميشوند «جنگ اضداد است اين عمر جهان». سخن گفتن و دم زدن صوري از آزادي و استقلال كافي نيست. نبايد در سطح درجا زد و توقف كرد. بايد خط قرمز و مرزبندي سرخ و آتشين با ديكتاتوري و وابستگي را شناخت و پاس داشت و براي آن قيمت داد. بدون تعيينتكليف جبهة خلق و خط قرمز آن با ضدش، راه براي «همه با هم» باسمهاي كه در واقع همان «همه با من» شاه و خميني است، باز ميشود و به «حزب فقط رستاخيز» يا «حزب فقط حزبالله» ميانجامد. 78 سال پس از جنگ جهاني دوم و سقوط فاشيسم هيتلري هنوز در آلمان استفاده از نمادهاي نازي از قبيل صليب شكسته جرم است. حتي انكار هولوكاست هم جرم است.
قسم به درد و رنج بيكران خلق اسيرمان، قسم به خون ياران و رود خروشان خون شهيدان كه در ايران هم، فاشيسم ديني و فاشيسم سلطنتي و نمادهاي آن و همچنين انكار جنايتهاي شاه و شيخ و ساواك و اطلاعات و سپاه، جرم است.
انقـلاب دموكراتيك نويـن ايـران پيـروز ميشود.
بیشتر بخوانید:
آلترناتیوتراشی چرا؟
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید










