تضادهای درونی رژیم: افول هژمونی خامنهای
آتشبس و نمایان شدن شکافهای نظام
تضادهای درونی رژیم، پس از آتشبس شدت گرفته است. از اختلاف بر سر آژانس تا بنبست استراتژیک، رژیم را در برابر قیام مردمی آسیبپذیرتر کرده است.
آتشبس اخیر، که قرار بود به رژیم ولایت فقیه فرصتی برای بازسازی بدهد، به صحنهای برای تشدید تضادهای درونی تبدیل شده است. خامنهای تلاش کرد با نمایش وحدت، شکافهای عمیق میان باندهای نظام را بپوشاند، اما این شکافها، که ریشه در رقابت برای قدرت و غارت منابع دارند، بهسرعت سر باز کردهاند. تضادهای باندهای نظام، بهویژه پس از ضعف روزافزون هژمونی خامنهای، نشاندهنده بنبست استراتژیک رژیم در برابر خطر قیام مردمی است.
اختلافات باندهای نظام: از آژانس تا سیاست خارجی
یکی از بارزترین نمودهای این شکافها، اختلاف بر سر همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. تصویب قانون تعلیق همکاری با آژانس در ۴ تیر و ابلاغ شتابزده آن توسط پزشکیان، با واکنش تند جبهه اصلاحات قلابی مواجه شد که این اقدام را مغایر مصالح ملی و عامل فعالسازی مکانیسم ماشه دانستند. در مقابل، باندهای افراطی نزدیک به سپاه، مانند رسانههای کیهان و جوان، این تصمیم را قدرتنمایی قلمداد کردند. این اختلافات نشان میدهد که هر باند، مسیر متفاوتی برای خروج از بنبست پیشنهاد میکند، اما هیچکدام قادر به حل بحرانهای لاعلاج رژیم نیستند.
خامنهای ناکام در مهار بحران
هژمونی خامنهای، که زمانی باندهای نظام را زیر چتر ولایت فقیه متحد میکرد، اکنون به شدت رو به افول است. شکستهای استراتژیک رژیم، از فروپاشی شبکههای نیابتی تا ناکامی در برنامه هستهای، جایگاه خامنهای را تضعیف کرده و او را از کنترل باندهای رقیب ناتوان ساخته است. نمونه بارز این ناتوانی، شایعه استعفای پزشکیان بود که توسط رسانههای نزدیک به سپاه، از جمله کیهان و مشرق، مطرح شد. در پاسخ، محمد مخبر، بهعنوان واسطه خامنهای، این شایعه را «ساخته دشمنان» و پروژهای از سوی مریم رجوی خواند تا با یادآوری خطر مجاهدین، باندهای نظام را متحد کند. اما این ترفند، نهتنها شکافها را ترمیم نکرد، بلکه عمق اختلافات را آشکارتر ساخت. خامنهای، که دیگر توان اجماعسازی میان باندهای قدرتطلب را ندارد، با نمایشهای تبلیغاتی و تهدیدات توخالی تلاش میکند اقتدار ازدسترفته خود را بازسازی کند. این تلاشها، در حالی که فساد و نفوذ در ساختارهای نظام، بهویژه در سپاه، او را از درون متلاشی کرده و نتیجهای جز ناکامی برای خامنهای نداشته و او را در مقابل قیام مردمی و فعالیت کانونهای شورشی، بی دفاع کرده است.
ریشههای تشدید تضادها: بنبست و ریزش نیروها
شکافهای درونی رژیم نتیجه عواملی چندگانه است: تضعیف هژمونی خامنهای، شکستهای استراتژیک در یک و نیم سال گذشته، فشارهای اقتصادی و نارضایتی عمومی که به رأس نظام منتقل شده، و فساد و نفوذ گسترده در سپاه که خود به عاملی برای تشدید درگیریها تبدیل شده است. ریزش روحیه نیروهای سرکوبگر، بهویژه در سپاه، توان رژیم برای مقابله با قیام را به شدت کاهش داده و هر باند را به جستجوی راهحل خود برای نجات نظام واداشته است.
پیامدهای شکافها: فرصتی برای قیام
تشدید شکافهای درونی، رژیم را در برابر چالشهای داخلی و خارجی آسیبپذیرتر کرده است. نبود هماهنگی میان خامنهای، سپاه و دولت، دستگاه سرکوب را تضعیف کرده و اعتراضات مردمی، بهویژه خیزشهای کانونهای شورشی، این شکافها را عمیقتر میکند. رژیم تلاش دارد با تبلیغات و سرکوب، این واقعیت را پنهان کند، اما شکستهایش دیگر قابل کتمان نیست. این وضعیت، فرصتی بینظیر برای مردم و مقاومت ایران فراهم کرده تا با تکیه بر راه حل سوم، قیام سازمانیافته را به پیش ببرند.
قیام، تنها راه برونرفت
تضادهای درونی رژیم پس از آتشبس، نشانهای از فروپاشی قریبالوقوع آن است. افول هژمونی خامنهای، همراه با اختلافات بر سر سیاستهایی مانند همکاری با آژانس، رژیم را در بنبست کامل قرار داده است. تلاشهای خامنهای برای سرپوش گذاشتن بر این شکافها با نمایش وحدت و سرکوب، ناکام مانده و رژیم را در برابر قیام مردمی شکنندهتر کرده است. در این شرایط، کانونهای شورشی و مقاومت سازمانیافته، با تکیه بر راه حل سوم، راه را برای سرنگونی رژیم و تحقق دموکراسی هموار میکنند.
بیشتر بخوانید:
راه حل سوم: مسیر سرنگونی و آزادی مردم ایران
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










