شکاف ولایت وارفته؛ از اعترافات گسست درونی تا طغیان جوانان در آستانه ۳۰مهر
در آستانه ۳۰مهر و در حالی که خامنهای با قدرتنمایی پوشالی و فرافکنیهای مضحک به صحنه بازگشته تا به نیروهای مأیوس و سرخورده نظام روحیه دهد، اعترافات مقامات ولایت فقیه از عمق بریدگی و گسست درونی پرده برداشته است. علمالهدی، نماینده خامنهای در مشهد، در جمعهبازار ۲۵ مهر فریاد زد: «خدایا من گسست پیدا نکنم… نبُرم دچار گسست نشوم که اگر بریدم دیگه نیستم در این جایی که هستم. الآن ما مشکلمان در این زمان همین است.»
این اعتراف تلخ، همزمان با روحیه دادن خامنهای به ولایت وارفته، نشاندهنده بحران فراگیر است: توبه و ندامت سابقهداران، ریزش بسیجیان، و بهجان هم افتادن گرگهای درون نظام بر سر بحرانهای فزاینده.
اما در برابر این وارفتگی، کانونهای قهرمان شورشی و جوانان آزادیخواه، فعالیتهای تهاجمی خود را به اوج رساندهاند. در آستانه ۳۰مهرسالگرد معرفی مریم رجوی به عنوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم، صدها رشته پراتیک انقلابی در شهرهای میهن، پرچم رویارویی تاریخی با رژیم اعدام و قتلعام را برافراشتند.
بازگشت خامنهای: روحیهدهی پوشالی به ولایت درمانده
خامنهای، پس از غیبت طولانی و گوشهگیری، در ۲۸ مهر با «پز عالی و جیب خالی» ظاهر شد تا وسوسههای ناامیدی را رد کند و بگوید: «این وسوسههایی که بعضیها میکنند در مورد ناامیدی نسل جوان یا امثال اینها، اینها حرفهای مطالعه نشده است.»
اما این روضهخوانیهای انسجام، هنوز خشک نشده بود که شکافهای عمیق نظام عریان شد. علمالهدی، خطاب به آخوند ناطق نوری و سرکردگانی که تسخیر سفارت آمریکا را زیر سؤال میبرند، افزود: «متأسفانه بعضی از عزیزان ما یا دچار سمعه شدند یا دچار فترت شدند… خب بعضی از شما عزیزان که این حرفها را میزنید در آن زمان خودتان همه کاره بودید.»
غلامحسین کرباسچی، دبیرکل سابق حزب کارگزاران، در پاسخ تند علمالهدی نوشت: «برخی از اینها که الآن به مواضع آقای ناطق درباره اشغال سفارت میتازند وقتی سابقهشان را نگاه کنید، نه در انقلاب کارنامهای دارند و نه قبل از انقلاب اهل مبارزه بودند… حالا تریبونی گرفتند و این حرفها را میزنند».
اعترافات تلخ: توبه انقلابیگری و ندامت سابقهداران
آخوند صادقی، نماینده خامنهای در سپاه پاسداران، نیز از «توبه» نیروهای وفادار خبر داد: «الان بعضیها از انقلابیگری دارند توبه میکنند آدمهای بزرگی هم بعضیشون هستند اما توبه میکنند در واضحات… امروز جوانها مواظب باشید بازیمان ندهند سر بعضی از مسائل احساسی کوچک، من و شما را مقابل هم بگذارند، به جان هم اندازند این خیلی جای دلواپسی دارد».
این اعترافات، از وارفتگی بسیجیان تا ندامت سابقهداران، بریدگی نظام را تأیید میکند: ولایت فقیه در باتلاق گسست فرو رفته و خامنهای، خلیفه درمانده، با روحیهدهی پوشالی، تنها زخمهای کهنه را تازه میکند.
طغیان شورشی: اوجگیری فعالیتهای آزادیخواهانه جوانان
همزمان با این بریدگی درونی، کانونهای قهرمان شورشی و جوانان میهن، فعالیتهای آزادیخواهانه خود را با تهاجم حداکثری به اوج رساندهاند. در روزهای ۲۷، ۲۸ و ۲۹و۳۰ مهر، صدها رشته پراتیک انقلابی و اختناقشکن و تصویر نگاریهای گسترده در ۲۵ شهر، شور قیام را منتشر کرد و رژیم را گیج و پریشان ساخت.
اطلاعات سپاه هشدار داد که این پروژه یگانهای شورشی مجاهدین، با هدف تحریک افکار عمومی و سازماندهی مجدد شبکه اغتشاشات است. جوانان، با شعارهایی چون «زن ایرانی کابوس پایانناپذیر خامنهای است» و «میتوان و باید رژیم ولایت فقیه را سرنگون کرد»، نور امید به ایران فردایی مملو از عشق، پیشرفت و کرامت تاباندند.
پراتیکهای انقلابی: از اهواز تا تهران در ۲۷ مهر
در ۲۷ مهر، ۲۳ رشته پراتیک در ۱۳ شهر: از اهواز و شوشتر با پارچهنوشته «ارتش زنان و سرکوبشدگان میخواهند ریشهٔ این رژیم را براندازند»، تا کرمانشاه با «ایران فردا با مریم رجوی»، و اصفهان با نام سرخ مریم رجوی در سی و سه پل.
گسترش شور: ۲۸ مهر و تجدید عهد در شهرها
در ۲۸ مهر، ۳۳ پراتیک در ۲۵ شهر: یگانهای ۲۰نفره شیرزنان تهران با پیام مریم رجوی، تجدید عهد در اصفهان با «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان»، و فریاد «مریم مهر تابان میآریمش به تهران» در همدان، ارومیه، تبریز و شیراز.
پیشواز ۳۰مهر: رژهها و فریادهای تهاجمی در ۲۹ مهر
روز ۲۹ مهر، رژه خودرو و موتورها در تهران با پرچمهای «سیمرغ» و «میآریمش به تهران»، پیشواز ۳۰مهر را رقم زد. این حرکات جمعی و سازمانیافته، نه تنها خیابانها، بلکه زندانها را نیز فراگرفته و نشاندهنده افزایش مقاومت برای سرنگونی است.
۳۰مهر: نماد رویارویی و فراخوان سرنگونی
۳۰مهر، سالگرد معرفی مریم رجوی برای دوران انتقال، نمادی از رویارویی پر رنج و خون با رژیم است. فعالیتهای پیشین، با شعار «مریم رجوی امید مردم ایران برای فردای بهتر» و «تنها راه قیام و مقاومت و تهاجم حداکثر است»، این روز را به جرقهای برای گسترش قیام تبدیل کرد.
در برابر ولایت وارفته، جوانان با «حاضر حاضر» برای تحقق سرنگونی عهد بستند و ارکان رژیم را لرزاندند. این طغیان، همزمان با بریدگی نظام، بنبست خامنهای را عمیقتر میسازد.
پایان فاشیسم: از شکاف درونی تا خیزش مردمی
در نهایت، شکاف ولایت و طغیان جوانان، پایان فاشیسم دینی را نوید میدهد. بریدگی درونی رژیم، بستری برای خیزش مردمی است؛ ۳۰مهر، نه تنها یادآور امید، بلکه فراخوانی برای سرنگونی است. مردم ایران، با کانونهای شورشی، آیندهای آزاد را میسازند.
گرانی بنزین و موج سهمگین تورم؛ آژیر خطر انفجار اجتماعی در رژیم ورشکسته
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










