لیست مطالب
طنین ناگفتههای تاریخ ایران – قسمت بیست و پنجم
1 مرزبندی با جریان عقب مانده آخوندی در زندانها
در سال ۵۵ مسعود رجوی مبارزه با اپورتونیستها (منحرفین) چپنما و بعد هم مرتجعین راست (جریان عقب مانده آخوندی) و تدوین بحث های ایدئولوژیک برای نجات سازمان از این دو جریان خطرناک را شروع کرد.
او کتابها و جزوات 12 ماده را تدوین نمود و بدنبال آن مبارزه جدی علیه جریان عقب مانده آخوندی شروع شد.
جمع مجاهدین در همه زندانها از آخوندهای عقب مانده از قبیل رفسنجانی، کروبی، لاجوردی، عسکر اولادی و امثالهم جدا شدند تا مرز بندی با آنها تیز و روشن باشد.
2 آخوندهای مرتجع و همدستی ساواک
وقتی این جریان عقب مانده آخوندی سر بلند کرد و دیو از شیشه بیرون آمد، ساواک هم فرصت را غنیمت شمرد و به تقویت آنها برای توطئه علیه مجاهدین پرداخت و رفسنجانی و همپالگی هایش با ساواک همکاری می کردند.
داستانهای بند یک زندان اوین و همکاری آخوندها با ساواک و شرایط مرفهی که ساواک برای رفسنجانی، کروبی، لاجوردی و امثالهم ایجاد کرده بود روشن است.
کروبی و عسگر اولادی و آخوند انواری سرانجام ندامت تلویزیونی کردند و با گفتن سپاس شاهنشاها از زندان آزاد شدند تا بسرعت خود را به تظاهرات بیرون زندان برسانند و سوار بر موج انقلاب ضد سلطنتی شوند.
آنها از همان وقت تشنه به خون مجاهدین بودند زیرا نابودی اندیشه ارتجاعی خود را در رشد مجاهدین می دیدند.
3 بند ۱ اوین و ضدیت آخوندها به نقل از مجاهد خلق حسن عنایت
« من مدتی در اواخر 55 یا اوایل 56 به بند 1 اوین منتقل شدم که سردمداران جریان راست ارتجاعی یعنی رفسنجانی، کروبی، لاجوردی، عسگر اولادی و سایرین در این بند بودند.
یک روز در هواخوری با پدر طالقانی حول ضربه اپورتونیستی به سازمان و همچنین مواضع خبیثانه و ضد انقلابی آخوندهای مرتجع علیه مجاهدین صحبت می کردم. پدر طالقانی هم بسیار ناراحت و نگران بود.
او صحبتی با این مضمون کرد و گفت: «شما جوان هستید و این آخوندها را نمی شناسید، اینها از شما ضربه خورده اند ودکانشان تخته شده؛ مواظب اینها و کارهایشان علیه خودتان باشید.»
خود پدر طالقانی هم از اقدامات رفسنجانی و باند او علیه سازمان و همکاری آنها با ساواک علیه مجاهدین نفرت بسیار داشت.










