لیست مطالب
طنین ناگفتههای تاریخ ایران – قسمت بیست و نهم
1 آموزشهای مسعود رجوی آرامشی در طوفان
به نقل از یکی از مجاهدین:
به عنوان یک عضو مجاهدین در زندان تحت آموزشهای محمدرضا سعادتی، شکوفایی عجیبی را حس می کردم. حسن صادق، جواد زنجیره فروش و شماری دیگر از مجاهدینی که در سال ۵۴ و در جریان ضربة منحرفین چپنما دستگیر شده بودیم، همگی برای اولینبار احساس می کردیم زخمهایی که در اثر خیانت منحرفین به سازمان بر دلهایمان نشسته التیام یافته و سرشار شدیم. به ویژه با یکی دو پیام خاص که توسط خود برادر مسعود به ما رسید، این احساس سرشاری به اوج رسید.
2 باز شدن فضای زندان وشکلگیری تشکیلات بزرگ
در اوائل پاییز ۵۷ آثار انقلاب و قیامها به داخل زندان رسید و زندانبانها درهای ۸ بند زندان را به روی هم باز کردند.
واقعیت این بود که قدرت انقلاب خلق وتظاهرات در خیابان ها با شعار «مرگ برشاه» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» بود که اختناق در زندانها را در هم کوبید.
دربندها باز شدند. لحظة با شکوه دیدارها بود. احساس فروریختن دیکتاتوری در برابر مردم و به نوعی احساس پیروزی برای زندانیان قابل لمس شده بود.
3 ایجاد تشکیلات بزرگ
چیزی که توجهات رو جلب میکرد ایجاد تشکیلات بزرگ بود که بطور حسابشده از فضای باز ایجاد شده استفاده میکردیم.
سوالی که جلوی رویمان قرار داشت این بود که چطور باید از این فضا ماکزیمم استفاده را برد. محمدرضا سعادتی همه ما را جمع کرد و گفت همه وسایل را جمع کنیم و از بندهای ۴، ۵ و ۶ که امکانات بیشتری داشتند به بندهای ۱، ۷ و ۸ برویم. بندی که امکان فعالیت بیشتری را برای ما ایجاد میکرد.
4 ظرف مناسبتر برای مبارزه بیشتر
مجاهدین بلافاصله شروع به جمع کردن وسائلشان کردند و هیچ کس درنگ نکرد و کمترین سوالی مطرح نشد.
این موضوع حتی باعث سوال دوستان غیر مجاهدمان شده بود که چرا دارید به بندهایی با امکانات محدود میروید؟ پاسخ مجاهدین یک چیز بود: ما قصدمان در زندان گذران ایام نیست، بلکه زندان ادامه نبردمان برای آزادی در برابر دیکتاتوری است و تا جایی که در اختیار خودمان باشد شرایطی را انتخاب میکنیم که در آن این مبارزه را هرچه بهتر و مؤثرتر پیش ببریم.
با انتقال مجاهدین به بندهای ۱، ۷ و ۸، تشکیلات یکدست و پولادین مجاهدین بیش از پیش منسجم شد.
تشکیلات مجاهدین دارای برنامهریزی دقیق و منظم برای کار، آموزش، ادارة بند و سازماندهی و تقسیم کار برای مسئولیتها داشت.
همچنین برنامه منظمی برای برگزاری مراسم جمعی از نماز جماعت تا ورزش جمعی و برنامه های سرودخوانی جمعی در مناسبتها و تجدید عهد با شهیدان داشت.
ما به این فکر نمیکردیم که امکانات این بندها چه میزان است. آنچه برایمان مهم بود فراهم شدن زمینه و فضای فعالیت بیشتر بود و به همین دلیل سرشارتر از هر زمان دیگر بودیم.
5 آموزشی از مسعود رجوی
یک روز در یکی از کلاسهای آموزشی گفتند بحث جدیدی از اوین رسیده است. وقتی می گفتند از اوین معلوم بود از طرف برادرمان مسعود است.
گویی تمام وجودم گوش و چشم شده بود تا این بحث رو بگیرم.
عنوان آموزش جدید «بررسی هویت مجاهدین در سه زمینه سیاسی،اقتصادی و فلسفی» بود.
در این بحث آموختیم اسلام مجاهدین در نفی استثمار و بهرهکشی انسان از انسان در مداری بالاتر از مارکسیسم قرار دارد.
این بحث برای ما که هنوز آثاری از زخمهای منحرفین به ظاهر چپ را دل و جان داشتیم، مثل آب حیات بود و جان دیگری به ما بخشید. و باور داشتیم انتقال این بحث به بیرون از زندان خیلی چیزها را تغییر خواهد داد.










