لیست مطالب
طنین ناگفتههای تاریخ ایران – قسمت سیام
1 انتقال تمامی زندانیان اوین به زندان قصر – به نقل از یکی از مجاهدین در زندان قصر
در سال ۵۷ زندان عملا دست مجاهدین بود و در همه بندها با چشم انداز آزادی باتمام قوا به آموزش و تدوین جزوات سازمان میپرداختیم.
همه در تکاپوی و امادگی برای آزادی از زندان و ادامه مبارزه بودیم. هرچند پیامها و آموزشهای مسعود از اوین بدستمان میرسید ولی همگی در انتظار بودیم که قبل از آزادی مسعود را ببینیم و آخرین آموزشها را بخصوص برای بعد از زندان بگیریم.
در آبان ماه ۵۷ یک روز گفتند قرار است زندان اوین بسته شده و باقیمانده زندانیان به زندان قصر شوند و در بین آنها مسعود هم هست.
همه جشن گرفتیم. چند روز طول کشید تا انتقال انجام شود و این چند روز به اندازه چند ماه برای ما طول کشید و بیصبرانه مشتاق دیدار مسعود بودیم.
سرانجام انتظار به پایان رسید و توانستیم برادر مسعود و موسی و سایر مجاهدان قدیمی که تعریف اغلبشان را در بیرون از زندان شنیده بودیم، در آغوش بگیریم.
2 جمعی عالی و غیر منتظره در زندان قصر
علیرغم امکانات کم ولی بند ۱، ۷ و ۸ برای ما مانند بهشت بود.کمبودی احساس نمیکردیم گویی به هم چیزمون رسیدیم.بخصوص برای بعضی از ما که از جریان انحرافی چپ نما رهاشده بودیم، واقعا همه چیز بود. آخر قبل از دستگیری با جنایاتی که منحرفین میکردند وبخصوص بعداز دستگیری وحید افراخته از نفرات بالای این جریان واینکه بسرعت برید و همه چیز را لو داد و با ساواک حداکثر همکاری را کرد واقعا آرام و قراری نداشتیم لذا واقعا بند۱و۷ و۸ و آمدند مسئولین مجاهدین دنیای دیگری بود.
3 آموزشها در قصر
به مناسبتهای مختلف نشست جمعی برگزار می شد، حضور برادر با سخنان و رابطه زدن و شوخیهای انگیزاننده اش با تک تک افراد، جمع را به اوج می برد.
مسعود شبها تا صبح مشغول نوشتن بود. مطالب ریزنویسی می شد و با روشها و در ارتباطهای مختلف به بیرون زندان منتقل می شد. کتابهایی که در اولین ماههای بعد از انقلاب چاپ شد، از جمله محصول کار فشرده همان دوران برادر بود. البته شماری از این کتابها در اوین نوشته شده و با جاسازی به قصر منتقل شده بود. کتابی تحت عنوان « تحلیل آموزشی بیانیه اپورتونیستهای چپ نما» یکی از کتابهایی بود که در همان ماههای آخر در زندان قصر تکمیل شد. کار فشرده نوشتن کتابها و جزوات آموزشی و انواع جمعبندیها فقط بخشی از کارهای برادر بود.
برادر مسعود خودش با شماری از برادران کلاس روزانه داشت و آنها در کلاسهای دیگر بحثها را منتقل می کردند.
4 ارتباط با بیرون زندان
یک رشته دیگر از کارهایی که خود برادر پیش می برد ارتباط با بیرون زندان بود. من مدتی مسئول ملاقات بودم، برادر لیستی از اعضای خانواده ها داده بود که هرکدام برای ملاقات آمدند، او را صدا بزنم تا با محمل مشخصی به ملاقات بیاید. گاه تا چندین بار در یک روز به اتاق ملاقات می آمد و با اعضای مختلفی از خانواده ها صحبت می کرد و در واقع خط و خطوط را به آنها میداد و ارتباطهایی با بیرون نیز برقرار می شد.
تا به ۳۰ دی و آزادی آخرین دسته زندانیان سیاسی و در رأس همه مسعود رجوی، اشرف ربیعی، موسی خیابانی و کادرها و مسئولین سازمان رسیدیم. و علیرغم تلاشهای مرتجعین، سازمان با رهبری برادر مسعود در اوج دیگری در سراسر ایران گسترش یافت.










