“تشدید تضادها در درون نظام چه پیامدی خواهد داشت؟”
بعد از سلسه شکستهای نظام در منطقه؛ پژواک این شکست؛ باندهای نظام را به جان هم انداخته عدهای میترسند و عدهآی دیگر به آنها حمله کرده یا روحیه میدهند/ عدهای میگویند نوبت بعدی ایران است؛ عدهای میگویند که همچنان بایداز نیابتیها حمایت کرد! عدهای مستمرا آژیر قیام را میکشند و عدهای دیگر تلاش میکنند که وزنه سرکوب را سنگین کنند.
در این میان سیبل این حملات شخص خامنهای ضعیف شده است. تا جایی که مهرآیین جامعه شناس نظام ازترس قیام مردم ایران رو به خامنهای میگوید: «حکومت (خامنهای) باید از خودش بپرسه من چیکار کردم که تبدیل به شر بنیادین شدم؟ من چیکار کردم که کسی دیگه منو نمیخواد من چیکار کردم که به زبان ساده مردم به من میگن که ما نیستیم که باید این سر زمین روترک کنیم تویی که باید این سرزمین روترک کنی؟»
نتیجه:
شقه و شکاف و جنگ گرگها، به صورت قانونمند یا حاصل فشارهای بدنه جامعه به راس نظام است یا ناشی از ضربات وشکستها و در حال حاضر این نظام از هر دو عامل برخوردار است و به همین علت میتوان گفت که هیچ پایانی بر روند افزایش شکافها متصور نیست و به هر میزان که شکاف در راس نظام گسترش پیدا میکند به هماناندازه ضعیف شده و دستگاه سرکوب کارایی خود را از دست میدهد.










