عطش سرزمین، عطش آزادی
عطش سرزمین و عطش آزادی، دو بحرانی که روح مردم ایران را در چنگال خود گرفتار کردهاست. در سیستان و بلوچستان، بیش از ۳ هزار روستا بدون لولهکشی، زنان با روش سنتی «کورداری» کیلومترها آب بر دوش میکشند؛ بحران نیمقرن اخیر که سوءمدیریت، کشاورزی آببر و مافیای سدسازی سپاه آن را تشدید کرده است.
پزشکیان هشدار میدهد: «اگر باران نبارد، آذر جیرهبندی؛ بعدش تهران را خالی کنید.» اما خشکسالی بهانه است؛ کشورهای همسایه با آب کمتر، مزارعشان سبز است، چون منابع را نه به قصر آقازادهها و کارخانههای موشکی، بلکه به مردم میرسانند. این نظام ۴۶ سال سرمایه طبیعی را بلعیده و در بنبست فنی و مدیریتی، تنها پاسخش به تشنگی مردم سرکوب است. سرکوبی که این بار به ضد خود بدل خواهد شد.
از مجسمه شاپور تا کنسرت درمانی
در همین اوج درماندگی رژیم، خامنهای به مجسمه شاپور ساسانی دخیل میبندد؛ گویی سلطنت باستانی قرار است آمریکا را به زانو درآورد! همان حکومتی که خیابان شاپور را به «وحدت اسلامی» تغییر نام داد، پاسارگاد را در سالروز کوروش بست، نمایش آلات موسیقی را حرام میدانست و از ملیگرایی و سرود «ای ایران» وحشت داشت و حالا به کنسرتدرمانی با حضور پررنگ زنان هنرمند پناه برده است. این تناقضها نه قدرت، که شکست استراتژیک را فریاد میزند: خامنهای در برابر شاپور زانو زده، التماس میکند تا از قیام مردم او را نجات دهد.
قیام آب و آزادی
آب و آزادی دو روی یک سکهاند. رژیمی که آب را میدزدد، آزادی را هم می دزدد.
مسعود رجوی درست گفت: «بدون باران یا با باران، خلع ید از سارقان آب در سپاه و بیتالعنکبوت.» کنسرت و مجسمه جای نان و آب را پر نمیکند. جامعه در یک قدمی انفجار است؛ این فرصت طلایی را باید به جرقه قیام مردمی بدل کرد. آب را آخوندها و پاسداران دزدیدهاند؛ پس برای آب و آزادی باید آتش به پا کرد. قیام برای نان و آب غارتشده، تا سرنگونی تمامیت نظام آخوندی ادامه دارد. سرزمینمان تشنه آتش است. زمان قیام و برخاستن است.
جنگ گرگها در رژیم خامنهای: نشانههای سرنگونی قریبالوقوع
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










