لیست مطالب
1 قتل عام ۱۳۶۷ تصمیم هولناک خمینی – جنایتی علیه بشریت و نسل کشی
در حالی که جنگ ایران و عراق در ۳ خرداد ۱۳۶۱، به دنبال عقب نشینی نیروهای عراقی به مرزهای بین المللی و آمادگی این کشور برای پرداخت غرامت، پایان میپذیرفت، اما خمینی برای ماندن در حاکمیت به جنگ ادامه داد.
شعار مقاومت ایران «صلح» بود و برای صلح طرحیهم آماده کرد که از طرف بیش از ۵ هزار شخصیت از کشورهای مختلف مورد حمایت قرار گرفت. سه سال مستمر مقاومت ایران چه در داخل ایران و چه در سطح بین المللی، یک کارزار عظیمی برای صلح راه انداخت اما تنها خمینی بود که مطلقا صلح نمیپذیرفت و شعار میداد جنگ جنگ تا پیروزی یعنی بلعیدن عراق.
مسعود رجوی رهبر مقاومت، تنها راه متوقف کردن جنگ و ممانعت از ریخته شدن جوانها و سرمایههای ایران به تنور جنگ خمینی، در سال ۱۳۶۵، همراه با تعداد زیادی از رزمندگان مجاهد به عراق رفت و ارتش آزادیبخش را تشکیل داد.
به بدنبال ۱۰۰رشته عملیات پیروزمند ارتشآزادیبخش، بطور خاص عملیات چلچراغ، خمینی سرنگونی خود را به چشم دید. او میدانست پذیرش صلح در شرایطی که مردم ایران خشمگین از ویرانیهای شهرها و از دستدادن عزیزانشان هستند، با طغیان جامعه همراه خواهد بود.
لذا در چنین شرایطی خمینی برای وارد کردن شوک به جامعه و ایجاد رعب و وحشت، تصمیم گرفت هیأتهای مرگ برای تمامی زندانها تشکیل دهد و آنها تمامی زندانیان سیاسی، به ویژه زندانیان مجاهد را با چند سئوال قتل عام کند. تصمیمی که به گزارش شاهدان از قبل گرفته شده و آمادهسازیهای آن از اواسط سال۶۶ شروع شده بود.
2 شدت گرفتن رویارویی پاسداران و زندانیان و آمادهسازیهای قتل عام
همزمان با شدتگیری عملیاتهای مرزی مجاهدین در سال ۱۳۶۶، پاسداران به شدت با زندانیانی که هویت خود را «مجاهد» اعلام میکردند برخورد کرده و هر روز خبر یورش به بندها و شکستن دست و پای زندانیان گزارش میشد.
در همین زمان، تفکیک زندانیان در همه زندانها مطرح شد که مقدمهای برای قتل عام بود. از زندانیان سؤالهایی درباره نام، مدت محکومیت، اتهام و آیا آماده مصاحبه تلویزیونی هست، سوال میشد. و برهمین اساس زندانیان به بندهای مختلف منتقل میشدند. همچنین زندانیان مقاوم از شهرهای کوچک به دیگر شهرها منتقل شدند تا خانوادهها متوجه این موضوع نشوند.
3 شواهد شروع قتل عام قبل از پذیرش آتشبس
در فروردین ۱۳۶۷، زندانیان دیزلآباد کرمانشاه به خانوادههای خود گفتند: «میخواهند ما را به تهران ببرند تا اعدام کنند.»
در چندین مورد در بهار ۱۳۶۷ بازجویان به زندانیان گفته بودند: «زمان اتمامحجت با شما است، یا همکاری و یا تعینتکلیف نهایی» و «به دوستانتان بگویید برای تعیین تکلیف نهاییتان ميآییم و شمشیر را از رو بستهایم»
پاسداران و دادیارانی ازقبیل مجید سرلک، ناصریان، حداد و مهدیان در اوایل ۶۷ بارها تأکید کردهبودند: «حکم منافق از همان ابتدا اعدام بوده و همیشه این حکم پابرجاست. اگر شما تا بهحال هم زنده ماندهاید از رحمت ولیفقیه است و حالا زمان تعیینتکلیف شما رسیده است.»
4 شروع قتل عامها بعد از فتوای خمینی
در اوائل مرداد ۶۷ خمینی در فتوایی گفت: «کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و میکنند، محارب و محکوم به اعدام میباشند»
بدنبال این فتوا از صبح پنجشنبه ششم مرداد ۱۳۶۷ هیأت مرگ در زندانهای شهرهای مختلف مستقر شده و اولین اعدامها به دستور و تشخیص آنها صورت گرفت.
از هر نفر سه سوال پرسیده میشد: نام، اتهام و اینکه آیا حاضری سازمان را محکوم کنی؟
تمام مجاهدینی که اتهام خود را «مجاهد» اعلام کرده و حاضر به محکوم کردن سازمان نشدند حکم اعدامشان صادر شد.
اینچنین ۳۰هزار قهرمان دلیر مرگ را به سخره گرفته و با تأکید بر هویت «مجاهد» تن به تسلیم نداده و سربهدار شدند. واقعهای که به «بزرگترین جنایت علیه بشریت بعد از جنگ جهانی دوم» شهرت پیدا کرد.










