ماشین دروغسازی خامنهای به شیوه گوبلز در واقع از همان ابتدای شکلگیری حکومت مذهبی ارتجاعی در ایران شکل گرفت و به مرور و با استفاده از وسائل ارتباط جمعی آن را گسترش داد تا بتواند هژمونی خودش را حفظ کند.
نقش سیاسی پاول یوزف گوبلز
پاول یوزف گوبلز، سیاستمدار برجسته ناسیونالسوسیالیست و یکی از نزدیکترین همراهان آدولف هیتلر، از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ وزیر تبلیغات رایش سوم بود. شهرت او بیش از هر چیز به خطابههای پرشور، مهارت بالا در سخنوری و تواناییاش در اثرگذاری بر افکار عمومی بازمیگردد.
گوبلز پس از ورود به سیاست بهعنوان وزیر تبلیغات هیتلر، مأموریت اصلی او کنترل کامل فضای فرهنگی، اجتماعی و حتی خصوصی جامعه آلمان بود. او در مدت کوتاهی تمامی رسانههای آن زمان را زیر سلطه خود درآورد و بیشترین بهره را از سینما، رادیو و هنر برای پیشبرد پروپاگاندا و انتشار ایدههای نژادپرستانه و ضدیهودی برد. گوبلز بهویژه به استفاده از «دروغ بزرگ» برای شکلدهی باور عمومی شهرت دارد.
از گوبلز تا ولایت فقیه: تطبیق شیوههای تبلیغات نازی با پروپاگاندای حکومت دیکتاتوری مذهبی در ایران
در طول تاریخ، تقریباً همه آنچه امروز در حوزه فرهنگ، سیاست و اجتماع میشناسیم، پیشتر نیز تجربه شده است. اما میان صدها نوع حکومت، معدود دیکتاتوریهایی هستند که همچون حکومت دیکتاتوری مذهبی-ارتجاعی ایران با چنین وسعتی از پروپاگاندا برای کنترل جامعه بهره گرفته باشند.
ماشین دروغسازی حکومتی که تحت عنوان « رژیم ولایت فقیه» شکل گرفت، از همان ابتدا بهدنبال استفاده از تجربیات بدنامترین نظامهای توتالیتر جهان بود؛ از جمله مهمترین و خطرناکترین آنها: دکترین تبلیغاتی یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات هیتلر.
چرا حکومتهای دیکتاتوری به پروپاگاندا و ماشین دروغسازی وابستهاند؟
دیکتاتوریها اگر از ابزار تبلیغات سیستماتیک استفاده نکنند، عمر طولانی ندارند. حکومتهایی مانند فاشیسم آلمان و حکومت مذهبی ایران برای بقا به سه چیز احتیاج دارند:
- مشغول نگه داشتن مردم
- ایجاد دشمن دائمی
- مدیریت ترس
این سه ستون، قلب پروپاگاندای گوبلز بود و امروز شالوده تبلیغات دیکتاتوری مذهبی در ایران شده است.
گوبلز: مغز متفکر پروپاگاندا در ماشین دروغسازی
گوبلز اعتقاد داشت:
«ذهن و قلب مردم را تسخیر کن، روح آنان به دنبال تو خواهد آمد»
او میگفت هدف تبلیغات «افزایش آگاهی» نیست، بلکه «رسیدن به موفقیت سیاسی» است؛ حتی به قیمت دروغ، تحریف و فریب عمومی.
گوبلز ساختاری ایجاد کرد که براساس آن:
- تمام رسانهها باید از یک منبع هدایت شوند.
- یک روایت واحد و تکرارشونده به مردم تحمیل شود.
- اخبار راست و دروغ هوشمندانه ترکیب شوند.
- دشمنسازی دائمی انجام شود.
- هراس از شکست در مردم تزریق شود.
- دستاوردهای واقعی یا خیالی دائماً بزرگنمایی گردند.
چگونه ماشین دروغسازی تبلیغات حکومت ولی فقیه افکار عمومی را تغییر میدهد؟
ماشین دروغسازی با شیوههای گوبلز را با روشهای عملی دیکتاتوری علی خامنهای مقایسه میکنیم:
۱. تمرکز رسانهها در یک مرکز واحد مانند صداوسیما و اتاق عملیات روانی
گوبلز: تمام رسانهها باید از یک مرکز کنترل شوند.
جمهوری اسلامی: صداوسیما، خبرگزاریهای حکومتی، قرارگاههای سایبری و سپاه همگی از یک اتاق هدایت میشوند.
۲. دروغ سازمانیافته برای «بالا نگه داشتن روحیه»
گوبلز: «اگر دروغ باعث بالا رفتن روحیه مردم شود، پخش آن مجاز است».
رژیم ایران:
- آمار جعلی از اقتصاد
- خبرهای ساختگی درباره موفقیتهای نظامی
- پیروزیهای تخیلی در «جنگ نرم»
۳. استفاده از ترکیب هوشمندانه دروغ و راست
گوبلز پیشنهاد میکرد: بخشی از حقیقت گفته شود تا دروغهای بزرگ باورپذیر شوند.
این همان چیزی است که در تبلیغات ایران میبینیم:
٪۳۰ حقیقت + ۷۰٪ روایتسازی
۴. دشمنسازی دائمی
گوبلز: «خوی تجاوزکارانه دشمن را غیرقابلاصلاح نشان دهید.»
خامنهای: «دشمن»، «نفوذی»، «جنگ ترکیبی»، «توهم توطئه دائمی».
بدون دشمن، دیکتاتوری نمیتواند مردم را در حالت ترس نگه دارد.
۵. تزریق ترس از آینده در صورت سقوط حکومت
گوبلز میگفت: رسانه باید به مردم بفهماند که شکست، فاجعهآمیز خواهد بود.
در ایران:
- اگر نظام نباشد، ایران تجزیه میشود.
- بدون ولایت فقیه، کشور هرجومرج میشود.
- براندازان ایران را نابود میکنند.
اینها کپی مستقیم از دکترین گوبلز است.
۶. تحقیر مخالفان با القاب و برچسبگذاری
گوبلز مخالفان را «خائن»، «بیریشه»، «وابسته به دشمن» مینامید.
رژیم ایران نیز:
«فتنهگر»، «منافق»، «غربزده»، «خائن»، «اشرار» و دهها برچسب دیگر.
۷. تکرار پیامهای حکومتی تا ساختن یک «افکار عمومی مصنوعی»
اصل مهم گوبلز:
«دروغ هرچه بزرگتر، باورپذیرتر است؛ به شرط آنکه تکرار شود.»
در دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران:
- ما قدرتمندترین کشور منطقه هستیم.
- حکومت مردمی است.
- تحریمها اثر ندارند.
اینها با تکرار و تقویت رسانهای به ذهن مردم تزریق میشود.
چرا ماشین دروغسازی این مدل تبلیغات پس از ۴ دهه دیگر کارآیی سابق را ندارد؟
زیرا:
- عصر اینترنت، سرعت انتقال دروغ را کاهش داده
- مردم ایران تجربه تاریخی و سیاسی عمیقی دارند
- نسل جوان، روایت رسمی حکومت را نمیپذیرد
- شبکههای اجتماعی ساختار روایتسازی حکومت را شکستهاند
به همین دلیل است که با وجود تبلیغات گسترده حکومتی، موج اعتراضات و اعتصابات بیشتر شده است.
سخن آخر:
حکومت دیکتاتوری مذهبی ایران دهها سال از مدل تبلیغاتی گوبلز استفاده کرد:
ترس، دروغ، دشمنسازی، روایتسازی، مدیریت رسانه، سانسور و پروپاگاندا.
اما این مدلها در عصر ارتباطات کارآیی گذشته را از دست دادهاند و شکاف میان جامعه و حکومت بهقدری عمیق شده که تبلیغات حکومتی دیگر قادر به کنترل افکار عمومی نیست.
این همان نقطهای است که بسیاری از دیکتاتوریها در پایان عمر خود با آن روبهرو میشوند و هر آنچه را که با دروغ میبافند انگیزهای بیشتر به مردم میدهد تا این حکومت دروغ و ریا را واژگون کنند.
عباس تبریزی
بیشتر بخوانید:
تشکیلات انقلابی ضرورتیانکارناپذیر در انقلاب دموکراتیک
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید










