مذاکرات ایران و آمریکا؛ نمایشی برای خرید زمان یا آغاز یک تغییر؟
در حالیکه خبرها از تداوم گفتگوهای میان تهران و واشنگتن حکایت دارند، ابهامات درباره نوع و هدف این مذاکرات افزایش یافته است. بسیاری تحلیلگران بر این باورند که مذاکرات ایران و آمریکا نه با هدف توافق، بلکه برای خرید زمان از سوی رژیم دنبال میشود؛ آن هم در شرایطی که بحرانهای داخلی و منطقهای، تنگنای بیسابقهای برای حاکمیت بهوجود آوردهاند.
ابهام در شکل مذاکرات؛ مستقیم یا غیرمستقیم؟
در روزهای اخیر، گزارشهای ضد و نقیضی درباره نحوه پیشبرد مذاکرات ایران و آمریکا منتشر شده است. کاخ سفید اعلام کرده که مذاکرات روز شنبه بهصورت مستقیم انجام شدهاند. از سوی دیگر، عباس عراقچی ادعا کرده که گفتگوها همچنان غیرمستقیم هستند.
برخی مقامات رژیم نیز با بازی زبانی، فاصله فیزیکی میان نمایندگان را نشانه غیرمستقیمبودن مذاکرات عنوان کردهاند. با این حال، تردیدی نیست که این روند بدون تأیید نهایی خامنهای ممکن نیست. او تنها چند ماه پیش گفته بود که “مذاکره عاقلانه، هوشمندانه و شرافتمندانه نیست”.
نقش خامنهای در روند گفتگوها
خامنهای در تمام مراحل تصمیمگیری درباره سیاست خارجی نقش محوری دارد. حتی اگر مذاکرات با ظاهری دیپلماتیک برگزار شود، تصمیم نهایی تنها در بیت رهبری اتخاذ میشود. در واقع، خامنهای کسی است که تجربههای گذشته، مانند سقوط قذافی و شاه، را بهعنوان هشدار در ذهن دارد. او نه حاضر است فضای سیاسی را باز کند، نه از برنامه اتمی دست بکشد. همهچیز در منطق حفظ نظام خلاصه میشود.
رژیم و سابقه نقض تعهدات
تجربه ۴۶ ساله رژیم ایران نشان داده که این حاکمیت به هیچ توافقی پایبند نیست. در دهه ۸۰، پس از افشای سایتهای مخفی هستهای، رژیم به لاک و مهر سایتها تن داد. اما یکسال بعد، همه محدودیتها را شکست و غنیسازی را از سر گرفت.
در ماجرای برجام نیز، بعد از توافق اولیه، سطح غنیسازی اورانیوم به ۶۰ درصد رسید. امروز هم برخی مشاوران ارشد خامنهای به صراحت از ضرورت ساخت بمب اتم سخن میگویند.
هدف واقعی از مذاکرات ایران و آمریکا
اگرچه ظاهر ماجرا دیپلماتیک است، هدف واقعی چیز دیگریست. برای رژیم، وارد شدن به مذاکرات ایران و آمریکا نوعی تاکتیک برای خرید زمان است. رژیم بهدنبال کاهش فشارهای خارجی، بدون دادن امتیاز واقعی است. اما برخلاف گذشته، اکنون شرایط تغییر کرده است.
موقعیت داخلی رژیم بیثباتتر شده و فشار بینالمللی بیشتر است. مانور سیاسی محدود شده و برگهای بازی خامنهای قابل پیشبینی هستند.
پیامدهای توافق یا شکست مذاکرات
اگر خامنهای روزی تن به توافقی واقعی دهد، باید دانست که وضعیت داخلی رژیم به شدت بحرانی شده است. چنین تصمیمی تنها زمانی اتخاذ میشود که دیگر راهی برای بقای قدرت باقی نمانده باشد. در غیر این صورت، حاکمیت حتی از پذیرش یک “مذاکره برد-برد” نیز امتناع خواهد کرد.
در همین حد هم، رژیم بازنده است. زیرا به مسیری تن داده که قبلاً آن را ضدمنافع ملی معرفی کرده بود. اینگونه رفتار، هم در داخل و هم در سطح بینالمللی بهعنوان نشانهای از ضعف تلقی میشود.
نتیجهگیری: مسیر بسته رژیم و فرصت انفجاری جامعه
در هر حال، چه مذاکرات به نتیجه برسند و چه نه، نشانههای مهمی در دل این تحولات وجود دارد.
اول اینکه رژیم با بحران مشروعیت داخلی مواجه است.
دوم اینکه جامعه بهلحاظ سیاسی و اجتماعی به نقطه انفجار نزدیک شده است.
در این میان، مذاکرات ایران و آمریکا، بیش از آنکه مسیر حل بحران باشند، تصویری از شدت و عمق بحران موجود در حاکمیت ارائه میدهند. شکاف درون قدرت عمیقتر شده و صدای قیام مردم، از همیشه نزدیکتر به گوش میرسد.
سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:
اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب










