مرگ کارگران؛ جنایت سیستماتیک رژیم آخوندی
در ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت رژیم ایران، اعلام کرد سالانه ۱۰ هزار کارگر به دلیل حوادث کار جان میبازند (ایلنا). این یعنی روزانه ۲۷ مورد مرگ کارگران، که تنها بخشی از بحران عمیق محیطهای کاری ایران را نشان میدهد.
جان باختن کارگران: بحران سیستماتیک
آمار مرگ کارگران، هرچند رسمی، تنها نوک کوه یخ است. رژیم ایران با بیتوجهی به ایمنی و حقوق کارگران، آنها را در شرایط خطرناک به کار میگیرد. استانداردهای ایمنی رعایت نمیشود، بیمه ناکافی است و نظارت وجود ندارد. کارفرمایان متخلف، اغلب با حمایت حکومتی، از مجازات فرار میکنند.
ایمنی گمشده در محیط کار
قانون تأمین اجتماعی کارفرمایان را موظف به تأمین ایمنی میکند، اما بسیاری از آنها به دلیل صرفهجویی یا حمایت حکومتی این مسئولیت را نادیده میگیرند. نبود تجهیزات ایمنی، فرسودگی ابزار و کمبود آموزش، کارگران را در معرض خطر قرار میدهد. فاجعه معدن طبس با بیش از ۵۰ کشته و انفجار معدن یورت (۱۳۹۶) نمونههای این بیتوجهی هستند.
پنهانکاری آماری
آمار وزارت کار تنها کارگران بیمهشده را شامل میشود، اما بسیاری از کارگران بدون بیمهاند. پزشکی قانونی آمار بالاتری از مرگ کارگران گزارش میکند. این پنهانکاری، تحلیل وضعیت را دشوار و بیعملی مسئولان را تشدید کرده است. چرا وزارت بهداشت تا امروز این آمار را منتشر نکرده بود؟ آیا فشار رسانهها و نهادهای کارگری رژیم را وادار به افشای بخشی از حقیقت کرده است؟
نقش سپاه پاسداران در تشدید بحران
بسیاری از معادن ایران تحت کنترل مستقیم یا غیرمستقیم سپاه پاسداران هستند. ورود نظامیها به حوزه اقتصادی، ایمنی و امنیت شغلی کارگران را به شدت کاهش داده است. کارگران معادن با قراردادهای موقت، بدون بیمه و حقوق منظم استخدام میشوند. کوچکترین اعتراض به اخراج یا تهدید منجر میشود. در این شرایط، مرگ کارگران، انفجار یا بیماری بخشی از زندگی روزمره آنها شده است.
بحران معیشت و خودکشی کارگران
مرگ کارگران تنها به حوادث محدود نمیشود. فشار معیشتی و روانی ناشی از دستمزد ناکافی، نبود بیمه درمانی و احساس بیپناهی، کارگران را به مرز فروپاشی میرساند. خودکشی کارگران نشاندهنده عمق این بحران است. حداقل دستمزدها حتی یک هفته زندگی را پوشش نمیدهد و افزایش قیمتها وضعیت را بدتر کرده است.
مرگ کارگران: فاجعهای ادامهدار
وضعیت کارگران ایران دیگر یک بحران نیست، بلکه فاجعهای سازمانیافته است.
رژیم ایران با سیاستهای استثماری، فساد ساختاری و بیتوجهی به جان انسانها، مسئول مرگ روزانه دهها کارگر است. این آمار، تنها اعداد نیستند؛ بلکه نامهای فراموششده، خانوادههای داغدار و سرنوشتهای تباهشدهاند که زیر چرخهای فساد و بیقانونی له میشوند.
تنها با سرنگونی این رژیم و ایجاد ساختاری شفاف و متعهد به حقوق انسانی، میتوان به ایمنی و کرامت کارگران امیدوار بود.
فشار حداکثری آمریکا؛ فروپاشی عمق استراتژیک رژیم ایران
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب










