نگاهی به وضعیت کنونی نظام و چشماندازهای پیشِ رو
وضعیت کنونی نظام و چشماندازهای پیشِ رو تابلوهای زیادی بچشم نمیآید، آن هم در شرایطی که ژئوپلتیک منطقه کاملا به ضرر خامنهای و نظام فرسوده آن تغییر کرده است، احتمال تغییر در آینده نه چندان دور ایران یک چشمانداز واقعی میباشد.
در این میان نقش پزشکیان را باید بخوبی بررسی کرد که چه کارکرد و تأثیری برای نظام دارد.
اول: چهرهی دوگانه پزشکیان و مأموریت او در نظام
پزشکیان؛ میان تملق به رهبری و نقش اپوزیسیوننمایی
سفر اخیر پزشکیان به استان کهگیلویه و بویراحمد بار دیگر چهرهی دوگانهی او را به نمایش گذاشت. از یک سو همچون فردی «ذوب در ولایت» به ستایش خامنهای پرداخت و گفت:
«مقام معظم رهبری بارها گفتهاند با مردم خوشرفتاری کنید.»
او سنتیترین شعارهای نظام را تکرار کرد و تأکید نمود که «نباید مردم را نسبت به انقلاب و حاکمیت بدبین کنیم».
اما از سوی دیگر همان نسخهی قدیمی «اپوزیسیوننمایی» را پیش کشید:
«ما واقعاً پول آنچنانی نداریم» و «باید با عشق و افتخار به مردم خدمت کرد».
این در حالی است که همه میدانند پول در ایران کم نیست؛ مشکل در جای خرج شدن آن است؛ پولی که صرف سرکوب، جنگافروزی، و چپاول سران نظام میشود.
بازی دوگانه برای رضایت خامنهای
پزشکیان طی این مدت نقش «نرمکنندهی خشم مردم» را ایفا کرده و رضایت خامنهای را به دست آورده است. مأموریت او در دورهای از گسترش شدید نارضایتی عمومی بسیار روشن است:
او در مقام یکی از بالاترین مقامات نظام تلاش میکند خود را حامی و همزبان مردم نشان دهد تا بخشی از خشم جامعه تخلیه شود.
اما زیر همین «چتر مردمداری» دورهای از بیسابقهترین اعدامها شکل گرفته است.
بر اساس آمار، در دوران مسئولیت او هر یکونیم ساعت یک اعدام در ایران صورت گرفته است؛ آماری که تنها به دوران قتلعام ۱۳۶۷ قابل مقایسه است.
دوم: روحانی و رؤیای حفظ نظام با نسخه غربگرایانه
روحانی در برابر خامنهای
در برابر نقش دوگانه پزشکیان، روحانی از زاویهی دیگری وارد شده است:
او خامنهای را مقصر «کشاندن کشتی نظام به صخرهها» معرفی میکند و خود را منجی محتمل رژیم میداند.
به باور روحانی، تنها راه نجات نظام، نزدیکی به آمریکا و غرب است.
طبیعتاً او میکوشد خود را گزینهی مطلوب غرب برای دوران پس از خامنهای جا بزند؛
همان رؤیایی که مردم به آن میگویند: «شتر در خواب بیند پنبهدانه…»
سوم: بحران قدرت در بیت رهبری
خامنهای در محاصره باندهای درونحکومتی
اوضاع تا حد زیادی از دست خامنهای خارج شده است؛
او حتی در کنترل کامل بیت خود نیز ناتوان است.
مجتبی خامنهای؛ مهمترین مخالف پزشکیان
باندی که بیش از همه برای حذف پزشکیان تلاش میکند، مجتبی خامنهای است.
او با همراهی طائب، باند پایداری، روزنامه کیهان و بخشی از فرماندهان سپاه در مسیر حذف پزشکیان و روحانی گام برمیدارد.
این جریان طرفدار هرگونه مذاکره با آمریکا نیست و ادامه مسیر سرکوب و جنگافروزی را تنها راه بقای نظام میداند.
آنان تصور میکنند پس از مرگ خامنهای، قدرت به آنها خواهد رسید؛ خیالی که البته دوام و اساس نظام را نادیده میگیرد.
چهارم: بنبست خامنهای و پایانپذیری نظام
بازی چندسر و انشقاق اصلاحطلبان
اصلاحطلبان نیز دچار شکاف شدهاند:
- بخشی مانند روحانی و خاتمی خواهان حفظ پزشکیان هستند؛
- بخشی دیگر معتقدند باید «هزینهی اصلاحات» از پزشکیان جدا شود.
اما حقیقت این است که مردم ایران از سال ۹۶ از کل این جریان عبور کردهاند:
«اصلاحطلب، اصولگرا… دیگه تمام ماجرا.»
نتیجهگیری نهایی: خامنهای در نقطه بیچارهگی
با نگاهی به وضعیت کنونی نظام و چشماندازهای پیشِ رو، بنبست کامل نظام و شخص خامنهای را نشان میدهد؛ بنبستی که توان تصمیمگیری را از او گرفته و به معنی واقعی کلمه او را «بیچاره» کرده است.
خامنهای بهتر از هر کس میداند که عمر این نظام به پایان رسیده و بالاترین احتمال این است که سقوط آن در دوران حیات او رقم خواهد خورد. او آگاه هست اگر پیش از سرنگونی بمیرد، چیزی بهنام ادامه نظام آن هم با مهرههای جنایتکار وجود نخواهد داشت.
خامنهای بخوبی میداند که مردم ایران خشت خشت این نظام را از جا کنده و ریشه این نظام را در میآورند. او بهتر از همه میداند که سرنوشت سران جنایتکار این نظام در مرگ احتمالی او نه در قدرت، بلکه در دادگاههای مردمی تعیین تکلیف خواهد شد.
بیشتر بخوانید:
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










