پسا ماشه؛ تحریمها علیه رژیم یا علیه مردم؟
در روزهایی که تحریمهای سازمان ملل پس از فعالسازی مکانیسم ماشه دوباره برقرار شده، رسانههای حکومتی با تمام قوا در تلاشاند تا وانمود کنند این تحریمها «بیاثر» است و زندگی مردم را نشانه گرفته است. اما واقعیت تلخ آن است که نه تنها این تحریمها حاصل سیاستهای مخرب خامنهای و پروژههای تروریستی اوست، بلکه فشار اصلی آنها متوجه باندهای قدرت و نهادهای مالی وابسته به سپاه است، نه مردم.
تحریمهای سازمان ملل؛ زنجیر جهانی بر دستان رژیم
برخلاف تحریمهای آمریکا که برخی کشورها آن را دور میزدند، تحریمهای سازمان ملل برای ۱۹۳ کشور عضو الزامآور است. این یعنی هیچ شرکتی در جهان دیگر نمیتواند بدون نقض قوانین بینالمللی با رژیم معامله کند. در حالی که رژیم در دوران مماشات و ضعف دولتهای غربی توانسته بود از طریق کشورهایی مانند هند، ترکیه و امارات میلیاردها دلار نفت بفروشد، اکنون همه این مسیرها مسدود شده است.
نمونه بارز معافیتها
نمونه بارز، لغو معافیت بندر چابهار است؛ جایی که رژیم از آن برای دور زدن تحریمها و کسب درآمد از سرمایهگذاریهای هند استفاده میکرد. اکنون، با اجرای کامل مکانیسم ماشه، شرکتهای هندی مجبور به خروج از این پروژه شدهاند و بندر گوادر پاکستان جای چابهار را در مسیر ترانزیت منطقهای میگیرد. تنها در همین نمونه، رژیم از میلیاردها دلار درآمد ارزی محروم شده است.
از سوی دیگر، تحریم ترکیه بهعنوان یکی از مسیرهای حیاتی مالی رژیم، ضربهای مستقیم بر شبکه بانکی و صرافیهای پوششی سپاه در استانبول و آنکارا وارد کرده است. کاهش شدید صادرات گاز و برق به ترکیه و مسدود شدن مسیر زمینی صادرات کالا به اروپا، میلیاردها دلار از منابع رژیم را خشکاند.
خامنهای و کاسبان تحریم؛ فربهشدن از رنج مردم
اما سؤال اصلی اینجاست: چرا با وجود این همه تحریم و در دوران پسا ماشه، خامنهای و باندهایش همچنان پابرجا ماندهاند؟ پاسخ در پدیدهای به نام کاسبان تحریم نهفته است.این باندها، نه تنها از تحریمها زیان نمیبینند، بلکه از تحریم ثروت می سازند و ارز دولتی را می بلعند و اجناس را چندبرابر به مردم می فروشند و تحریم برایشان به «فرصت طلایی» تبدیل میشود.
در حالی که خامنهای و سپاه، میلیاردها دلار از راه قاچاق نفت، واردات کالاهای تحریمی و احتکار ارز سود میبرند، مردم با گرانی افسارگسیخته و سقوط ارزش ریال دستوپنجه نرم میکنند.
تحریمها علیه رژیم، نه مردم
رژیم میکوشد وانمود کند تحریمها مانع ورود دارو و کالاهای حیاتی به کشور شدهاند، در حالی که در تمام قطعنامههای شورای امنیت، مواد غذایی و دارویی از تحریمها مستثنی هستند. این خود رژیم است که با احتکار و کنترل ارزی، مردم را گروگان گرفته تا در سایه رنج آنان، تحریمها را بیاثر جلوه دهد.
در واقع، مکانیسم ماشه بیش از هر چیز، بودجه سپاه و نهادهای تروریستی وابسته به خامنهای را هدف گرفته است. تحریمهای بانکی، موشکی و نفتی، دست رژیم را از تأمین مالی گروههای نیابتی در منطقه کوتاه کرده و مهمترین اهرم بقای دیکتاتوری را زیر ضرب برده است.
نتیجهگیری: فشار اصلی بر باند حاکم است، نه مردم
تحریمها در نتیجه سیاستهای توسعهطلبانه و برنامه اتمی خامنهای اعمال شدهاند. این خامنهای است که با پافشاری بر جاهطلبیهای اتمی و حمایت از تروریسم، اقتصاد کشور را به ورطه سقوط کشانده است. امروز، بیش از هر زمان، تضاد میان رژیم و مردم آشکار شده است:
تحریمها رژیم را هدف گرفتهاند، اما فشار و هزینه آن را خامنهای از جیب مردم میپردازد. این نظام ضدملی با «بمب دروغ تحریمها» نمیتواند حقیقت را پنهان کند: تحریم واقعی، حکومت خامنهای بر سر مردم ایران است و ماشه واقعی را مردم بر سر حکومت خامنهای می چکانند.
در همین رابطه بیشتر بخوانید:
اعتراضات پسا ماشه؛ از بحران معیشت تا آستانه قیام
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










