کودتای ۲۸مرداد علیه دولت ملی دکتر مصدق
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوچهلوسوم
خواب و خیالها
كودتاي سياه 28 مرداد علیه دولت مصدق و برگرداندن شاه به سلطنت با ديكتاتوري و وابستگي خواب و خيالهاي بچه شاه براي تكرار تاريخ و بازگشت به گذشتة استبدادي و استعماري بر روي رود خروشان خون شهيدان در 60 سال نبرد بيوقفه با شاه و شيخ با فداي بيكران چكيدة برنامة بچه شاه و «دفترچه» او در يك كلام ديكتاتوري و وابستگي است.
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوچهلوچهارم
ملت شرافتمند
مصدق بزرگ در بهمن 1331 گفت ملت ايران يا بايد «اين ذلت و استعمار را تحمل كند و بتدريج تمام خصوصيات ملي، اجتماعي و نژادي و مفاخر سي، چهل قرن تاريخ سربلند خود را از دست بدهد و …يا اينكه از افتخارات ديني و ملي خود استعانت جسته، صفحه تقدير شوم را عوض كند و راه جهاد و مبارزة افتخارآميزي را انتخاب نمايد. ملت شرافتمند و قهرمان ايران طريق دوم را برگزيد و مردم ايران به خوبي درك كرده اند كه اين جهاد عظيم ملي بر سر هست و نيست و مرگ و بقاي يك مملكت شروع شده… »
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوچهلوپنجم
نهال برومند استقلال
« مصدق در بيدادگاه نظامي شاه گفت «به حس و عيان» ميبيند كه «اين نهال برومند» به ثمر خواهد رسيد. منظورش نهال برومند استقلال و آزادي بود كه با خون «شهيد راه وطن دكتر حسين فاطمي» آبياري شد. اين عنواني بود كه مصدق پس از شهادت فاطمي به او داد.»
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوچهلوششم
به نسلهای بعدی چی نوشت؟
بيترديد اگر آن كودتاي سياه نميبود، تاريخ ايران و حيات يكايك ما، مسير متفاوتي داشت و شيخ به جاي شاه بر تخت ولايت نمينشست. اما بهاي آزادي بسا گزافتر است. پيشواي نهضت ملي دکتر مصدق در 30 تير 1340 با اشاره به تجربة ارتشآزاديبخش الجزاير، پيام خود را با صراحت به نسلهاي بعد رساند و نوشت: «ملتي هم هست كه در راه آزادي و استقلال از همه چيز ميگذرد و ديگران هم اگر علاقه به وطن دارند بايد از همين راه بروند و آن را انتخاب نمايند».
آموزه های مسعود رجوی-قسمت صدوچهلوهفتم
وصیت مصدق
اين وصيت تاريخي از همان درد وطن و غيرت ملي و ميهني مايه ميگيرد و مصدق را از وراي حبس و حصر شاه با نسلهاي بعــدي پيوند ميزند. او بهخــوبي ميدانست كــــه چنين انتخابي مستلزم فداكاري و ازخودگذشتگي است. در همان يادداشت كوتاهش در مورد كتاب «الجزاير و مردان مجاهد» ادامه داد «باري، حرف زياد است و مستمع به تمام معني فداكار كم. چه ميشود كرد، بلكه خدا بخواهد كه اين نقيصه در ما رفع شود و ما هم بتوانيم بگوييم مملكت و وطني داريم و در راه آزادي و استقلال آن، از همه چيز ميگذريم» و چنين شد.
آموزه های مسعود رجوی–قسمت صدوچهلوهشتم
آری چنین شد
چند سالي نگذشت كه مجاهد و چريك فدايي به ميدان آمدند. چنانكه پدر طالقاني گفت از خون حنيف و ياران و همسنگرانش سيلابها برخاست و دفتر حسابهاي ارتجاعي و استعماري را در هم پيچيد. خلقي برخاست و با پرداخت قيمت ديكتاتوري دستنشانده سلطنتي را سرنگون كرد.
بیشتر بخوانید:
تاریخچه راه حل سوم- مسعود رجوی
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید










