۱۲ روز تظاهرات در ایران و تداوم آن میگذرد، تظاهراتی که بهیچوجه با تظاهرات و اعتراضات قبلی قابل قیاس نیست، تعداد شهرهای پیوسته به این قیام و همچنین وسعت سراسری آن همراه با زبانی که مردم با نیروهای حکومتی و امنیتی بکار میبرند نشان از یک دوران جدید از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران علیه فاشیسم مذهبی در ایران میدهد
این مقاله با تمرکز بر دوازده روز نخست اعتراضات اخیر در ایران، به بررسی گسترهی جغرافیایی تظاهرات، نقش دانشگاهها و زنان، آمار قربانیان گزارششده، و بازتابهای بینالمللی این رویدادها میپردازد. همچنین نشان داده میشود که چگونه همبستگی داخلی و خارجی، به یکی از مؤلفههای اصلی تداوم این جنبش تبدیل شده است.
گسترش اعتراضات در شهرهای مختلف ایران
در طول دوازده روز گذشته، گزارشهای متعددی از برگزاری تظاهرات در شهرهای مختلف ایران منتشر شده است. این اعتراضات محدود به ساعات خاصی نبوده و در برخی مناطق، حضور معترضان در خیابانها هم در روز و هم در شب ادامه داشته است.
در شهرهایی مانند مشهد، بنا بر گزارشها، تجمعات در نقاط مختلف شهری شکل گرفته و فضاهای عمومی عملاً به محل کنش اعتراضی شهروندان تبدیل شدهاند.
۱۲ روز تظاهرات در ایران و تلفات انسانی و پیامدهای امنیتی
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی منابع مستقل، تعداد کشتهشدگان اعتراضات طی این دوازده روز به ۵۱ نفر رسیده است. در میان جانباختگان، نام چند نوجوان زیر ۱۸ سال نیز دیده میشود؛ موضوعی که واکنشهای گستردهی داخلی و بینالمللی را در پی داشته است.
این آمار، هرچند از سوی نهادهای رسمی تأیید یا رد نشده، به یکی از محورهای اصلی بحث دربارهی وضعیت حقوق بشر در ایران تبدیل شده است.
۱۲ روز تظاهرات در ایران و نقش زنان در تداوم جنبش اعتراضی
یکی از ویژگیهای برجستهی این دوره از اعتراضات، حضور فعال و پیشرو زنان است. در بسیاری از شهرها، زنان نهتنها در صفوف نخست تظاهرات حضور دارند، بلکه با شعاردهی و تشویق دیگران، نقش مهمی در تداوم و گسترش اعتراضات ایفا میکنند.
این نقشآفرینی، اعتراضات اخیر را به ادامهای از روندهای اجتماعی چند سال گذشته در ایران پیوند میزند.
دانشگاهها؛ کانونهای سازمانیافتهی اعتراض
دانشگاهها بار دیگر به یکی از مهمترین پایگاههای اعتراضات تبدیل شدهاند. بر اساس گزارشهای خبری و جمعبندی منابع مستقل، دانشجویان در دانشگاههای متعددی در تجمعات و اعتراضات حضور فعال داشتهاند.
دانشگاههای شاخص مشارکتکننده
-
دانشگاه تهران – اعتراضات گسترده با شعارهای سیاسی
-
دانشگاه صنعتی شریف – تجمعات دانشجویی در نقاط مختلف تهران
-
دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلیتکنیک) – حضور فعال دانشجویان
-
دانشگاه علم و فرهنگ – مشارکت در راهپیماییها
-
دانشگاه علم و صنعت تهران – اعتراضات دانشجویی
-
دانشگاه صنعتی اصفهان – تجمعات اعتراضی
-
دانشگاه یزد – حضور دانشجویان با شعارهای سیاسی
علاوه بر این مراکز، گزارشهایی از فعالیتهای اعتراضی در دانشگاههای خوارزمی، کرمانشاه، شیراز، مشهد، تبریز، اهواز و دیگر شهرها نیز منتشر شده است که نشاندهندهی مشارکت گستردهی بدنهی دانشجویی کشور است.
۱۲ روز تظاهرات در ایران و بازتابها و حمایتهای بینالمللی
اعتراضات اخیر ایران با واکنشهای متعددی در سطح بینالمللی همراه بوده است؛ از بیانیههای رسمی دولتها و نهادهای بینالمللی تا اظهارنظرهای چهرههای سیاسی شناختهشده.
الف) چهرههای سیاسی
-
دونالد ترامپ – رئیسجمهور پیشین آمریکا، با انتشار پیامهایی بر حمایت از حقوق معترضان تأکید کرده است.
-
رودی جولیانی – شهردار پیشین نیویورک، با مواضع انتقادی نسبت به حاکمیت ایران، از اعتراضات حمایت کرده است.
ب) دولتها و نهادها
-
وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا – درخواست احترام به حق اعتراض و آزادی بیان
-
کمی بادنوک (Kemi Badenoch) — رهبر حزب محافظهکار بریتانیا
رهبر حزب محافظهکار (Conservative Party) و چهره برجستهٔ سیاسی در پارلمان بریتانیا در اظهار نظری در توییت (X) گفته «تظاهرکنندگان شجاع ایرانی که علیه حکومت استبدادی و سرکوبگر خود اعتراض میکنند، برای همهی ما یک چراغ امید هستند» و تأکید کرده که رژیم ایران آزادیهای پایهای را از مردم سلب میکند.
-
ریتی پاتل (Priti Patel) — نماینده محافظهکار و وزیر سابق کشور انگلستان
نماینده مجلس عوام و وزیر پیشین کشور بریتانیا، در سخنرانی در مجلس عوام گفت «بریتانیا باید کنار ایرانیان در مبارزهشان برای آزادی بایستد» و خواستار فشار بیشتر بر تهران از طریق تحریمها و آزادی زندانیان بریتانیایی شد.
-
اکثریت پارلمانی و طرح در مجلس عوام
جمعی از نمایندگان مجلس عوام بریتانیا یک طرح پارلمانی رسمی منتشر شد که از مردم ایران حمایت میکند، قاطعانه خشونت علیه معترضان را محکوم میکند و خواستار حمایت از حقوق بشر و دمکراسی است.
-
دولت استرالیا – محکومیت خشونت علیه معترضان
-
اتحادیه اروپا – تأکید بر آزادی تجمعات مسالمتآمیز
-
سازمان ملل متحد – درخواست دبیرکل برای احترام به حق اعتراض
همچنین برخی سیاستمداران اسرائیلی و احزاب و گروههای سیاسی کردستان نیز با صدور بیانیههایی از اعتراضات حمایت کردهاند.

۱۲ روز تظاهرات در ایران و همبستگی ایرانیان خارج از کشور
در کنار تحولات داخل ایران، تجمعات و راهپیماییهای حمایتی ایرانیان مقیم کانادا، انگلستان و کشورهای اروپایی نیز گزارش شده است. این حرکتها نشاندهندهی پیوند میان کنشهای داخل کشور و همبستگی دیاسپورای ایرانی در سطح جهانی است.
وقتی خیابان، دانشگاه و جهان همزمان سخن میگویند
آنچه در این دوازده روز در ایران رخ داده است را نمیتوان صرفاً «موجی از نارضایتی» یا «اعتراضات مقطعی» نامید. از منظر علوم سیاسی و جامعهشناسی جنبشهای اجتماعی، با پدیدهای پیچیدهتر روبهرو هستیم: همپوشانی همزمان سه میدان تعیینکننده.
این سه میدان عبارتاند از: خیابان، دانشگاه و عرصهی بینالمللی. چنین همزمانی معمولاً نشانهی ورود یک نظام سیاسی به مرحلهای است که در ادبیات آکادمیک از آن با عنوان فرسایش ساختاری یاد میشود.
۱. خیابان؛ فروپاشی تدریجی ترس
نخست، حضور مداوم مردم در کف خیابان—نه فقط در ساعات خاص، بلکه در چرخهی شب و روز—نشان میدهد که ترس، که ستون اصلی بقای هر نظام اقتدارگراست، دچار ترکهای جدی شده است.
زمانی که شهروندان «فضای عمومی» را بازپس میگیرند و خیابان را از آنِ خود میکنند، حکومت عملاً یکی از ابزارهای بنیادین کنترل را از دست میدهد: انحصار فضا. این نقطه، آغاز تغییر توازن قواست؛ تغییری که بهسرعت در حافظهی جمعی جامعه ثبت میشود.
۲. دانشگاه؛ بحران مشروعیت، نه فقط معیشت
دوم، دانشگاهها بار دیگر نقش تاریخی خود را ایفا کردهاند. در فرهنگ اجتماعی ایران، دانشگاه صرفاً محل تولید دانش نیست؛ بلکه کانون «تولید معنا» و «بازتعریف مشروعیت» است.
پیوستن دانشگاههای بزرگ و متکثر کشور به اعتراضات نشان میدهد که بحران موجود صرفاً اقتصادی یا معیشتی نیست، بلکه به مرحلهی بحران مشروعیت ایدئولوژیک رسیده است.
نظامی که نسل جوان تحصیلکردهاش از مدتها پیش به آن پشت کرده، در واقع آیندهی خود را از دست داده است—حتی اگر هنوز ابزارهای قدرت در دستش باشد.
۳. زنان؛ عبور از اصلاح، ورود به دگرگونی
سوم، نقش زنان در این اعتراضات یک متغیر حاشیهای نیست؛ بلکه یک شاخص تعیینکننده است. در نظریههای جنبشهای اجتماعی، حضور پیشرو زنان اغلب نشانهی عبور جامعه از فاز اصلاحطلبانه به فاز دگرگونی بنیادین است.
زنانی که نهتنها در اعتراضات شرکت میکنند، بلکه دیگران را به حضور فرا میخوانند، حامل پیامی روشناند:
نظم موجود نه قابل اصلاح، بلکه باید جایگزین شود.
نکتهی مهم اینجاست که این بار، مسئلهی زنان با رژیم نه به «حجاب و بیحجاب» فروکاسته میشود، نه حتی صرفاً یک مسئلهی فمینیستی یا زنانه است.
آنها دوشادوش دیگر اقشار جامعه، خواهان آزادیِ به یغما رفتهشان توسط یک دیکتاتوری مذهبیاند.
۴. سرکوب و کشتهشدگان؛ پارادوکس قدرت
چهارم، تعداد کشتهشدگان—بهویژه نوجوانان—اگرچه فاجعهبار است، اما از منظر تحلیلی یک پارادوکس خطرناک برای حکومت ایجاد میکند.
در گذشته، سرکوب خونین ممکن بود در کوتاهمدت خیابان را آرام کند؛ اما این بار، تجربهی میدانی نشان داده است که سرکوب دیگر کارایی گذشته را ندارد. حتی نشانههایی آشکار وجود دارد که رژیم توان سرکوب گسترده مانند گذشته را نیز از دست داده است.
این واقعیت را مردم بهتر از هر نهاد تحلیلی درک میکنند. هیچکس مانند خود جامعه نمیفهمد نقطهی تعادل قوا کجاست و این تعادل در این لحظه به نفع چه کسی در حال تغییر است.
حتی اگر رژیم بتواند بهطور موقت از این قیام عبور کند، در میانمدت و بلندمدت، سرمایهی اخلاقی و سیاسی آن بهشدت فرسوده شده و شکافهای درونی در رأس قدرت نیز عمیقتر خواهد شد.
رژیمی که برای بقا ناچار به کشتن فرزندان جامعه میشود، عملاً اعتراف میکند که دیگر ابزار اقناع را از دست داده است.
۵. جهان؛ پایان «مسئلهی داخلی»
پنجم، بازتابهای بینالمللی و همبستگی ایرانیان خارج از کشور نشان میدهد که مسئلهی ایران دیگر یک «موضوع صرفاً داخلی» تلقی نمیشود.
در دنیای بههمپیوستهی امروز، فشار خارجی زمانی مؤثر است که با کنش داخلی پیوند بخورد—و این دقیقاً همان نقطهای است که اعتراضات کنونی به آن رسیدهاند.
همزمانی خیابان، دانشگاه و جهان، رژیم را در وضعیتی قرار داده که هر تصمیم، هزینهای چندلایه و فزاینده دارد.
آیندهی رژیم در چنین شرایطی چگونه ترسیم میشود؟
از دیدگاه تحلیلی، رژیمهایی که همزمان با:
-
اعتراضات سراسری و مداوم،
-
نافرمانی اجتماعی نسل جوان،
-
ریزش مشروعیت در دانشگاهها،
-
پیشگامی زنان،
-
و افزایش هزینههای بینالمللی
مواجه میشوند، معمولاً وارد یکی از دو مسیر میگردند:
یا گذار تدریجی و کنترلشده (که مستلزم عقبنشینیهای واقعی و ساختاری است)،
یا فرسایش شتابدار و فروپاشی تدریجی در اثر انباشت بحرانها.
آنچه امروز در ایران دیده میشود، بیش از آنکه نشانهی ثبات باشد، نشانهی انباشت بحران حلنشده است. این اعتراضات شاید هنوز «پایان راه» نباشند، اما بیتردید بازگشت به نقطهی قبل از آن دیگر ممکن نیست.
در زبان آکادمیک، میتوان گفت:
ایران در آستانهی یک گسست تاریخی ایستاده است؛
و در زبان انسانی و احساسیتر:
وقتی مردم، زنان، دانشجویان و جهان همزمان بگویند «دیگر نمیشود مثل قبل زندگی کرد»،
هیچ حکومتی نمیتواند آینده را با ابزارهای گذشته حفظ کند.
عباس تبریزی
بیشتر بخوانید:
۳۶ کشته در اعتراضات ایران؛ بزرگترین ناآرامیها پس از جنبش مهسا امینی
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










