۲۲ بهمن و بحران مشروعیت حکومت و شروع یک پایان
امسال ۲۲ بهمن و بحران مشروعیت رژیم ملاها بیش از هر زمان دیگر خودش را نشان خواهد داد روزیکه هر سال بهعنوان روز نمایش مشروعیت حکومت جمهوری اسلامی معرفی میشود؛ روزی که حکومت با بسیج اداری، امنیتی و رسانهای میکوشد خیابانهای ایران را با پرچمها، شعارها و جمعیتهای سازمانیافته پر کند تا سقوط نظام سلطنتی، بازگشت آیتالله روحالله خمینی و استقرار نظام دیکتاتوری مذهبی در سال ۱۳۵۷ را گرامی بدارد. اما در سال ۲۰۲۶، این مناسبت بیش از هر زمان دیگری به صحنهای از اضطراب سیاسی و هراس از فروپاشی شباهت دارد.
کشتار گسترده معترضان در دیماه اخیر، شکاف عمیق میان حکومت و جامعه را آشکارتر از همیشه کرده است. رژیمی که برای بقا به خشونت عریان متوسل میشود، ناگزیر برای نمایش «وفاداری مردمی» نیز به اجبار و تهدید روی میآورد. حضور پرشمار در راهپیمایی ۲۲ بهمن، نه نشانه مشروعیت، بلکه بازتاب ضعف ساختاری حکومتی است که خود را در پایینترین سطح مقبولیت از زمان بنیانگذاریاش میبیند.
راهپیماییهای حکومتی؛ نمایش قدرت یا سند ضعف؟
خبرگزاری تسنیم، نزدیک به نهادهای حاکمیتی، از «تمهیدات گسترده» برای برگزاری راهپیماییهای ۲۲ بهمن خبر داده است؛ راهپیماییهایی که همزمان از ساعت ۹:۳۰ صبح در سراسر کشور آغاز میشوند. طبق این گزارش، بیش از ۷۷۰۰ خبرنگار، از جمله حدود ۲۰۰ خبرنگار خارجی، مأمور پوشش این رویدادها هستند. همچنین بیش از ۲۰۰۰ غرفه خدماتی و فرهنگی در تهران برپا شده و نهادهای نظامی و هوافضا «جدیدترین تجهیزات و دستاوردهای خود» را در مسیر راهپیمایی به نمایش میگذارند.
این سطح از سازماندهی، بیش از آنکه بیانگر اعتمادبهنفس سیاسی باشد، نشاندهنده ۲۲ بهمن و بحران مشروعیت و نیاز شدید حکومت به تولید تصویری کنترلشده از قدرت است؛ تصویری که بدون بودجه عمومی، فشار اداری و بسیج اجباری اساساً امکانپذیر نیست.
شرکت اجباری؛ فروپاشی رضایت عمومی نشانه ۲۲ بهمن و بحران مشروعیت
گزارشهای منتشرشده توسط ایران رسانهها، بُعد نگرانکنندهتری از این بسیج حکومتی را افشا میکند. بر اساس این گزارشها، خانوادههای بازداشتشدگان اعتراضات سراسری تحت فشار نهادهای امنیتی، از جمله اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات، مجبور به شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن شدهاند. از آنها خواسته شده حضور خود را با ارسال عکس و ویدئو «قابل تأیید» کنند؛ خواستهای که با تهدید و فشار روانی همراه بوده است.
سالگردهای سیاسی قرار است اسطورههای بنیانگذار را زنده نگه دارند، اما هنگامی که حضور در یک مراسم «جشن ملی» مشروط و اجباری میشود، این خود گواهی روشن بر عمق نفرت اجتماعی از حاکمیت است. مشروعیتی که با اجبار تولید شود، در واقع اعترافی ضمنی به فقدان رضایت مردمی است.
اولویت ایدئولوژی بر زندگی مردم
در پیام تلویزیونی اخیر، علی خامنهای ۲۲ بهمن را «روز رونمایی از قدرت و عزت ملت ایران» توصیف کرد و حضور در راهپیماییها را «سلاح ملی» خواند. اما واقعیت زندگی روزمره ایرانیان، در تضاد کامل با این روایت رسمی قرار دارد. اقتصاد فروپاشیده، تورم مزمن، بحرانهای زیستمحیطی و گسترش فقر، نتیجه حکومتی است که منابع کشور را بهجای رفاه شهروندان، صرف پروژههای ایدئولوژیک و حمایت از گروههای نیابتی منطقهای مانند حماس، حزبالله و حوثیها کرده است.
خامنهای در بیش از سه دهه رهبری، بیش از آنکه نماینده منافع مردم ایران باشد، خود را متولی «امت» ایدئولوژیک فرامرزی دانسته است. این گسست عمیق میان حکومت و جامعه، ریشه اصلی بحران مشروعیت حکومت جمهوری اسلامی است.
۲۲ بهمن و بحران مشروعیت؛ شاید آخرین نمایش
جمهوری اسلامی هنوز قادر است راهپیمایی برگزار کند، خیابانها را بیاراید و قدرت نظامی خود را به نمایش بگذارد. اما این نمایشها، بهویژه در شرایطی که تحولات منطقهای و بینالمللی علیه رژیم در جریان است، بیش از پیش توخالی به نظر میرسد.
مشروعیتی که با زور، تهدید و اجبار تحمیل شود، دیگر مشروعیت نیست. از اینرو، ۲۲ بهمن ۲۰۲۶ ممکن است نه نماد تداوم، بلکه نشانه پایان باشد؛ شاید آخرین باری که این روز بهعنوان «جشن ملی» در چارچوب جمهوری اسلامی برگزار میشود. جامعهای که داغدار، خشمگین و آگاه است، بیش از هر زمان دیگری در جستوجوی فرصتهای واقعی برای تغییر بنیادین این نظام قرار دارد.

هویت ایرانی در برابر ایدئولوژی حکومتی
هویت ایرانی همواره فراتر از هر رژیم سیاسی بوده است. تداوم تمدنی ایران، با سابقهای چند هزار ساله، پیش از شکلگیری دولت مدرن وجود داشته و بر ایده «ایران» بهعنوان یک ملت تاریخی استوار بوده است، نه بر یک ایدئولوژی خاص. ایرانیان در طول تاریخ، آزادی خود را نه از طریق التماس به قدرت، بلکه با قیامها و جنبشهای اجتماعی به دست آوردهاند.
تاریخ ۱۲۰ ساله اخیر ـ از انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و دولت دکتر مصدق، تا مبارزات نسلهای انقلابی دهه ۴۰، انقلاب ۵۷ و قیامهای پیدرپی دهههای اخیر ـ بهروشنی نشان میدهد که خواست محوری جامعه ایران همواره آزادی بوده است. قیام دیماه اخیر نیز نشان داد که این خواست نه خاموش شده و نه فرسوده، بلکه با آمادگی و سازمانیافتگی بیشتری در حال بازتولید است؛ سازمانیافتگیای که نمود آن را میتوان در شکلگیری کانونهای شورشی مشاهده کرد.
عباس تبریزی
بیشتر بخوانید:
از جنبش سبز تا قیام دی ۱۴۰۴: شکستهای اصلاحطلبانه و پیروزی مقاومت سازمانیافته
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










