۲۶ دیماه، سالروز فرار شاه هر ساله یادآور روزی است که با خروج محمدرضا پهلوی از ایران، سلطنت پهلوی فروپاشید و مسیر تحولات بنیادین انقلاب ۱۳۵۷ و پیامدهای تاریخی آن رقم خورد.
از کودتای ۲۸ مرداد و دیکتاتوری پهلوی تا انقلاب ۱۳۵۷، فرار شاه و مصادره انقلاب توسط خمینی
تاریخ معاصر ایران پر از رویدادهای تلخ و تحولآفرینی است که مسیر ملت را تغییر داد. یکی از برجستهترین این رویدادها، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹۵۳ میلادی) علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق است که با حمایت مستقیم ایالات متحده و بریتانیا انجام شد. محمدرضا پهلوی، که در آن زمان از ترس به ایتالیا فرار کرده بود، با این کودتا به قدرت بازگشت و حکومتی دیکتاتوری برقرار کرد که بیش از دو دهه ادامه یافت. اما این حکومت سرانجام در انقلاب ضدسلطنتی سال ۱۳۵۷ فروپاشید و شاه مجبور به فرار نهایی از ایران شد. این فرار، هرچند خوشیمن برای مردم ایران بود زیرا سلطنت دیکتاتوری پهلوی را برای همیشه از تاریخ ایران پاک کرد، اما خلأ قدرت ایجادشده توسط سرکوب رهبران انقلابی پیشین، زمینه را برای جانشینی آیتالله روحالله خمینی فراهم کرد. خمینی با شبکه آخوندها رهبری انقلاب را ربود و حکومتی تئокраتیک برقرار کرد که ابعاد سرکوب آن وحشتناکتر از دوران شاه بود.
این مقاله به بررسی کامل این رویدادها میپردازد، از زمینههای کودتا علیه مصدق تا فرار شاه به ایتالیا، بازگشت او و برقراری دیکتاتوری، تا انقلاب ۱۳۵۷ و فرار نهایی. با استناد به منابع معتبر تاریخی، هدف این است که نشان دهیم چگونه دخالتهای خارجی و ضعف داخلی منجر به این تحولات شد. همچنین، لینکهای منابع و تصاویر مرتبط برای غنیسازی محتوا اضافه شده است.

زمینه تاریخی و کودتای ۱۳۳۲
ایران در اوایل قرن بیستم، پس از انقلاب مشروطه، تلاش میکرد تا به یک نظام دموکراتیک دست یابد. اما با روی کار آمدن رضاشاه پهلوی در ۱۳۰۴، این روند متوقف شد. رضاشاه با حمایت بریتانیا به قدرت رسید و حکومتی اقتدارگرا برقرار کرد. پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم توسط متفقین، رضاشاه تبعید شد و پسرش، محمدرضا، در ۱۳۲۰ به سلطنت رسید. محمدرضا شاه در ابتدا ضعیف بود و قدرت واقعی در دست مجلس و نخستوزیر بود.
در دهه ۱۳۲۰، جنبش ملیگرایی در ایران اوج گرفت. دکتر محمد مصدق، رهبر جبهه ملی، به عنوان نماد مبارزه با استعمار بریتانیا شناخته میشد. مصدق در ۱۳۳۰ به نخستوزیری رسید و قانون ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرد. این اقدام، که نفت ایران را از کنترل شرکت نفت ایران و انگلیس (بعدها بیپی) خارج کرد، خشم بریتانیا را برانگیخت. بریتانیا تحریمهای اقتصادی علیه ایران اعمال کرد و به دنبال راهی برای سرنگونی مصدق بود.
ایالات متحده، که در دوران جنگ سرد نگران نفوذ کمونیسم در ایران بود، به بریتانیا پیوست. سازمان سیا (CIA) و امآی۶ (MI6) بریتانیا عملیات آژاکس را طراحی کردند. هدف، سرنگونی مصدق و بازگرداندن قدرت به شاه بود. شاه، که از محبوبیت مصدق میترسید، در ابتدا مردد بود اما سرانجام با فشارهای خارجی موافقت کرد.
کودتا در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ آغاز شد. شاه فرمانی برای عزل مصدق و انتصاب ژنرال فضلالله زاهدی به عنوان نخستوزیر امضا کرد. اما وقتی سرهنگ نعمتالله نصیری برای تحویل فرمان به مصدق رفت، دستگیر شد. این شکست اولیه، شاه را وحشتزده کرد و او بلافاصله به همراه ملکه ثریا به بغداد فرار کرد و سپس به رم، ایتالیا رفت.

فرار شاه به ایتالیا و بازگشت بدلیل کودتا
فرار شاه به ایتالیا در ۲۷ مرداد ۱۳۳۲، نمادی از ضعف و ترس او بود. شاه و ملکه در هتل اکسلسیور رم اقامت کردند و منتظر اخبار بودند. در ایران، اوضاع به نفع کودتاچیان تغییر کرد. سیا با پرداخت رشوه به اوباش، روحانیون و افسران ارتش، تظاهرات ساختگی علیه مصدق راه انداخت. در ۲۸ مرداد، نیروهای زاهدی با حمایت تانکها به خانه مصدق حمله کردند و پس از درگیریهای خونین که منجر به کشته شدن حدود ۳۰۰ نفر شد، مصدق را دستگیر کردند.
شاه، که در رم بود، از موفقیت کودتا مطلع شد و بلافاصله به ایران بازگشت. او در ۳۱ مرداد وارد تهران شد و مورد استقبال طرفدارانش قرار گرفت. مصدق محاکمه شد و به سه سال زندان محکوم گردید و سپس تا مرگش در ۱۳۴۵ در احمدآباد تحت حصر خانگی قرار گرفت.
این کودتا نه تنها دولت ملی مصدق را سرنگون کرد، بلکه قدرت شاه را مطلق کرد. شاه با حمایت آمریکا، ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) را تقویت کرد و مخالفان را سرکوب نمود. رهبران جبهه ملی، کمونیستها و مذهبیون مخالف مانند آیتالله کاشانی حاشیهنشین شدند.

حکومت دیکتاتوری شاه پس از کودتا
پس از کودتا، شاه حکومتی دیکتاتوری برقرار کرد. او انقلاب سفید را در ۱۳۴۱ آغاز کرد که شامل اصلاحات ارضی، حقوق زنان و مدرنیزاسیون بود، اما این اصلاحات بیشتر ظاهری بودند و نابرابری اقتصادی را افزایش دادند. صنعت نفت دوباره تحت کنترل کنسرسیوم بینالمللی قرار گرفت و ایران به متحد نزدیک آمریکا تبدیل شد.
ساواک هزاران مخالف را زندانی، شکنجه و اعدام کرد. این سرکوبها از قیام خرداد ۱۳۴۲ آغاز شد، زمانی که آیتالله خمینی علیه انقلاب سفید و کاپیتولاسیون (مصونیت قضایی آمریکاییها در ایران) اعتراض کرد. قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، که با تظاهرات گسترده در تهران، قم و دیگر شهرها همراه بود، توسط نیروهای شاه به شدت سرکوب شد. هزاران نفر کشته و زخمی شدند و خمینی دستگیر و سپس در آبان ۱۳۴۳ به ترکیه و بعد به عراق تبعید شد. این قیام، نقطه آغاز مخالفتهای مذهبی سازمانیافته علیه شاه بود و نشاندهنده نارضایتی عمیق مردم از دیکتاتوری پهلوی بود.
شکلگیری گروههای مبارز برای انقلاب و سرنگونی شاه
در پی این سرکوبها، گروههای مبارز مسلح شکل گرفتند تا با مبارزه قهرآمیز علیه رژیم مبارزه کنند. سازمان مجاهدین خلق ایران (مؤسسه در ۱۳۴۴ توسط محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان) با ترکیبی از ایدئولوژی اسلام مترقی ضدبهرهکشانه بود و هدفش سرنگونی شاه از طریق عملیات مسلحانه بود. همچنین، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران (مؤسسه در ۱۳۴۹ توسط بیژن جزنی، حمید اشرف و دیگران) یک گروه مارکسیست-لنینیست بود که بر مبارزه مسلحانه شهری تمرکز داشت و حملاتی به بانکها، پاسگاهها و مقامات رژیم انجام داد. این گروهها نماد مقاومت جوانان تحصیلکرده علیه استبداد پهلوی بودند و هزاران عضو جذب کردند.

شاه با استفاده از ساواک، این گروهها را به شدت سرکوب کرد. رهبران کلیدی مانند بیژن جزنی (کشته در زندان در ۱۳۵۴)، حمید اشرف (کشته در درگیری ۱۳۵۵)، و اعضای مجاهدین مانند حنیفنژاد (اعدام در ۱۳۵۱) حذف شدند. هزاران مبارز زندانی، شکنجه یا اعدام شدند، که این امر نیروهای سکولار، چپگرا و ملیگرا را ضعیف کرد. این سرکوبها خلأ قدرت ایجاد کرد و اجازه داد تا نیروهای مذهبی، به رهبری خمینی از تبعید، رهبری مخالفان را بر عهده بگیرند. رهبران باقیمانده در زندانها نگه داشته شدند، که این خلأ را عمیقتر کرد و خمینی توانست با شبکه روحانیت، انقلاب ضدسلطنتی را به سرقت ببرد و آن را به سمت یک انقلاب اسلامی هدایت کند.
در دهه ۱۳۵۰، با افزایش قیمت نفت، شاه ثروت هنگفتی به دست آورد اما فساد و نابرابری افزایش یافت. اعتراضات از ۱۳۵۶ آغاز شد و به قیام سراسری تبدیل گردید. شاه با سرکوب خشن، هزاران نفر را کشت اما نتوانست جلوی انقلاب را بگیرد.
۲۶ دیماه؛ فرار شاه و انقلاب ۱۳۵۷
انقلاب اسلامی از دی ۱۳۵۶ با اعتراضات قم آغاز شد و تا بهمن ۱۳۵۷ ادامه یافت. میلیونها نفر در خیابانها علیه شاه تظاهرات کردند. اعتصابات نفتی اقتصاد را فلج کرد. شاه در آبان ۱۳۵۷ حکومت نظامی اعلام کرد اما ارتش بیطرف شد.
شاه، که از سرطان رنج میبرد، در ۲۶ دی ۱۳۵۷ (۱۶ ژانویه ۱۹۷۹) با هواپیمای شخصی از فرودگاه مهرآباد فرار کرد. او ابتدا به مصر رفت و سپس به کشورهای دیگر مانند مراکش، باهاما و مکزیک. این فرار، پایان حکومت ۳۷ ساله او بود.
پس از فرار شاه، خمینی در ۱۲ بهمن به ایران بازگشت و قدرت را قبضه کرد. دولت بختیار سقوط کرد و جمهوری اسلامی تأسیس شد. خمینی با استفاده از شبکه روحانیت، نیروهای سکولار و چپ را کنار زد و حکومتی تئوکراتیک برقرار کرد.

۲۶ دیماه؛ فرار شاه، خوشیمن بودن فرار و جانشینی برای خمینی و ادامه حکومت دیکتاتوری با لباس دین
فرار شاه در ۱۳۵۷ خوشیمن بود زیرا دیکتاتوری پهلوی را پایان داد و سلطنت را از تاریخ ایران پاک کرد. اما سرکوب رهبران انقلابی پیشین توسط شاه، خلأیی ایجاد کرد که خمینی از آن سوءاستفاده کرد. خمینی با ربودن رهبری انقلاب، به کشتار و دستگیری گسترده پرداخت. اعدامهای ۱۳۶۷ هزاران زندانی سیاسی را هدف قرار داد و سرکوب جوانان و زنان ابعاد وسیعتری یافت.

تأثیرات حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران و خاورمیانه
انقلاب ۱۳۵۷ نه تنها ایران را تغییر داد، بلکه خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داد. ایران از متحد آمریکا به مخالف آن تبدیل شد و اسلام سیاسی را تقویت کرد. اما جانشینی خمینی، که به جای آزادی، استبدادی مذهبی را آورد، نشاندهنده تراژدی انقلاب است و بدلیل سرکوبی که خمینی که بعداِ توسط خامنهای ادامه یافت، باعث شد چندین بار قیامهای متوالی برای تغییر حکومت جمهوری اسلامی در ایران صورت بگیرد و حکومتی را که خمینی بنیان گذاشت، بعد از ۴۷ سال در آستانه تغییر و سرنگونی توسط مردم ایران هست که به دنبال آزادی میباشند.
عباس تبریزی
بیشتر بخوانید:
رضاخان از قزاقی تا شاهی (۲)
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید










