دلار ۲۰۰ هزار تومان نشانه تشدید بحران اقتصادی ایران است؛ جهش ارز، تورم و کاهش ارزش ریال چگونه به جنگ و بیاعتمادی اقتصادی گره خوردهاند؟
دلار ۲۰۰ هزار تومانی و جهش طلا؛ اقتصاد ایران در چنگال منطق جنگ و نااطمینانی
عبور دلار ۲۰۰ هزار تومان از مرز روانی بازار آزاد تهران، همزمان با جهش اونس جهانی طلا به بالای ۴۶۶۰ دلار و رشد بیش از دو و نیم درصدی سکه و طلا در یک روز، صرفاً یک نوسان معمول در بازار نیست؛ نشانهای از ورود اقتصاد ایران به مرحلهای است که در آن، منطق جنگ و نااطمینانی بر منطق عادی بازار غلبه کرده است.
وقتی رشد ۵۸ دلاری اونس جهانی در یک روز، مظنه طلا در تهران را بیش از دو میلیون و نیم تومان افزایش میدهد، آنچه در بازار مشاهده میشود دیگر صرفاً «نوسان ارزی» به معنای متعارف اقتصادی نیست، بلکه بازتاب مستقیم بحران امنیتی و نظامی در قیمتگذاری داراییهاست.

دلار ۲۰۰ هزار تومان و فشار همزمان بر ریال
جنگ میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده، چه در فاز فعال نظامی و چه در قالب فشار حداکثری و تهدید مستمر، ریال ایران را از دو مسیر همزمان تحت فشار قرار داده است.
مسیر نخست، فرار سرمایه است. هر بار که احتمال گسترش درگیری نظامی افزایش مییابد، صاحبان نقدینگی به جای نگهداری تومان، به سمت داراییهای امنتر مانند طلا، ارز و ملک حرکت میکنند. در چنین شرایطی، تقاضا برای ارز تنها با نیاز واقعی واردات تعیین نمیشود، بلکه ترس از آینده نیز به یکی از عوامل اصلی تعیینکننده قیمت تبدیل میشود.
مسیر دوم، کاهش منابع ارزی حاصل از صادرات نفت و گاز است که پشتوانه اصلی توان بانک مرکزی برای مداخله در بازار ارز به شمار میرود. هنگامی که این دو مسیر همزمان عمل میکنند، افزایش نرخ دلار میتواند ماهیتی تصاعدی پیدا کند، نه صرفاً خطی.
هر جهش ارزی، انتظارات تورمی را تشدید میکند و انتظارات تورمی نیز به نوبه خود تقاضای احتیاطی برای ارز و طلا را افزایش میدهد. این همان مکانیزمی است که میتواند یک بحران ارزی را به یک مارپیچ تورمی تبدیل کند.
آیا قیمت دلار بعد از ۲۰۰ هزار تومان باز هم افزایش مییابد؟
پرسش کلیدی این است که این روند تا کجا میتواند ادامه پیدا کند؟
پاسخ فنی این است که برای افزایش نرخ ارز، الزاماً یک سقف اقتصادی از پیش تعیینشده وجود ندارد؛ سقف زمانی شکل میگیرد که اعتماد به ثبات پول ملی بازگردد. در بحرانهای ارزی متعارف، اصلاح سیاست پولی، افزایش ذخایر ارزی یا مداخله بانک مرکزی میتواند به تثبیت بازار کمک کند.
اما بحران کنونی ایران ابعادی فراتر از سیاست پولی دارد.
تا زمانی که تهدید جنگ، تحریم و انزوای بینالمللی ادامه داشته باشد، سیاست پولی داخلی بهتنهایی نمیتواند روند کاهش ارزش تومان را متوقف کند؛ زیرا آنچه در بازار قیمتگذاری میشود فقط نسبت عرضه و تقاضای ارز نیست، بلکه میزان اعتماد به آینده اقتصاد و ثبات سیاسی نیز در آن نقش دارد.
چرا بحران اقتصادی ایران ساختاری شده است؟
اینجاست که باید به پرسش بنیادیتری رسید: آیا بازگرداندن ثبات اقتصادی ایران، تا زمانی که ساختار سیاسی کنونی ادامه دارد، اساساً امکانپذیر است؟
پاسخ را باید در ساختار اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی جستوجو کرد. این ساختار بر پایه مجموعهای از نهادهای نظامی، امنیتی و ایدئولوژیک شکل گرفته که بخشهای مهمی از اقتصاد را در اختیار دارند و در بسیاری از موارد، با شفافیت اقتصادی و رقابت آزاد در تعارض قرار میگیرند.
از سوی دیگر، اولویت دادن به حفظ ساختار سیاسی، هزینههای نظامی و پروژههای منطقهای و هستهای، منابعی را که میتوانست صرف توسعه زیرساختها، رفاه عمومی و سرمایهگذاری مولد شود، محدود کرده است.
اصلاح واقعی اقتصاد نیز نیازمند شفافیت، جذب سرمایهگذاری خارجی، ارتباط پایدار با نظام مالی بینالمللی و کاهش هزینههای نظامی و امنیتی است. هر یک از این الزامات میتواند با بخشی از ساختار قدرت موجود در تعارض قرار گیرد.
به همین دلیل، مسئله اقتصاد ایران فقط فقدان یک سیاست اقتصادی مناسب نیست؛ بلکه با ساختاری روبهرو هستیم که در آن تصمیمهای اقتصادی بهشدت تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و امنیتی قرار گرفتهاند.
تحریم و اقتصاد ایران؛ نفت صفر نشده اما هزینه تجارت بالا رفته است
در مورد محاصره اقتصادی نیز باید دقیق بود. صادرات نفت ایران کاملاً به صفر نرسیده و از مسیرهای دور زدن تحریم، عمدتاً به چین، همچنان ادامه دارد؛ اما این تجارت با محدودیتها، تخفیفها و ریسکهای بالای معاملاتی همراه است.
در سوی دیگر، بخشی از واردات کشور نیز از مسیرهای محدود منطقهای و شبکههای واسطهای انجام میشود. افزایش هزینه واسطهگری، محدودیتهای بانکی و ریسک انتقال پول باعث میشود هزینه تجارت خارجی برای اقتصاد ایران بسیار بالاتر از یک اقتصاد عادی باشد.
نتیجه، اقتصادی است که میتواند حداقلهای بقای فیزیکی را تأمین کند، اما در تأمین سطح زندگی یک اقتصاد باثبات بهطور فزایندهای ناتوان میشود.
کمبود برخی داروها، افزایش هزینه نهادههای تولید و وابستگی بخشهایی از اقتصاد به بازار غیررسمی ارز، بخشی از پیامدهای همین وضعیت است.

جهش دلار و فرسایش تابآوری جامعه
سؤال درباره میزان تابآوری جامعه ایران نیز پاسخی قطعی و از پیش تعیینشده ندارد. با این حال، تجربه چند دهه اخیر نشان میدهد که تابآوری اقتصادی جامعه نامحدود نیست و در طول زمان فرسوده میشود.
اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و پاییز ۱۴۰۱ هر یک در شرایط متفاوتی شکل گرفتند، اما در همه آنها مسائل اقتصادی و اجتماعی با نارضایتی سیاسی پیوند خوردند.
آنچه مانع تبدیل این فشارها به یک انفجار اجتماعی فراگیر شده، در بسیاری از موارد بیش از آنکه ناشی از بهبود پایدار معیشت باشد، نتیجه سرکوب و کنترل اجتماعی بوده است.
هر دور جدید جهش نرخ ارز، بخشی از ذخیره تابآوری جامعه را کاهش میدهد. طبقه متوسط کوچکتر میشود، قدرت خرید خانوارها کاهش مییابد و فشار اقتصادی به گروههای بیشتری از جامعه منتقل میشود.
در چنین شرایطی، دلار ۲۰۰ هزار تومان را نمیتوان تنها یک عدد در تابلوی بازار ارز دانست؛ این رقم برای بسیاری از مردم به شاخصی از سرعت کاهش قدرت خرید و بیثباتی اقتصادی تبدیل میشود.
پایان بحران اقتصادی در گرو تغییر ساختاری
راهحل بنیادین بحران اقتصادی ایران را نمیتوان صرفاً در سیاستهای ترمیمی کوتاهمدت یا مذاکرات مقطعی جستوجو کرد. ثبات پایدار اقتصادی نیازمند تغییراتی عمیق در ساختار سیاسی و اقتصادی کشور است.
حکومتی که مشروعیت خود را از رأی مردم و نهادهای پاسخگو بگیرد، میتواند سیاست خارجی متفاوتی در پیش گیرد، روابط اقتصادی عادیتری با جهان برقرار کند، امکان جذب سرمایهگذاری خارجی را افزایش دهد و منابع کشور را از هزینههای امنیتی و نظامی به سمت توسعه اقتصادی هدایت کند.
چنین تغییری البته بهتنهایی همه مشکلات اقتصاد ایران را حل نخواهد کرد؛ اما بدون تغییر در این ساختارها، اصلاحات اقتصادی نیز با محدودیتهای جدی روبهرو خواهد بود.
تا زمانی که این تغییرات رخ نداده است، دلار ۲۰۰ هزار تومان را نمیتوان الزاماً یک سقف تاریخی دانست. این رقم میتواند تنها یکی از ایستگاههای مسیر کاهش ارزش پول ملی باشد؛ مسیری که توقف پایدار آن، بیش از هر چیز به بازگشت اعتماد، ثبات سیاسی، اصلاح ساختارهای اقتصادی و عادی شدن روابط ایران با اقتصاد جهانی وابسته است.

عباس تبریزی
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.











