از ارزشهای پیشتازان
آموزههای مسعود رجوی که از سیمای آزادی پخش شده است، بقیه قسمتهای آن در زیر درج شده است:
همچنین وقتی که دستآورد یا پیروزی به دست میآورند، خود را ول نمیکنند و سست نمیشوند. لابد که بر یک بنیاد پولادین استوارند. در مقابل دژخیمان و سگهای زنجیریشان ضعف و عجز و درماندگی ندارند. استیصال ندارند بلکه دشمن را مستأصل و درمانده نیستند. این هم مرز سرخ بعدی آنهاست.
اما وای اگر مجاهدین در این سالیان ضعف نشان میدادند….
وای اگر با افتخار تمام بر دهان رژیم و شرکا و مزدورانش نمیکوبیدند. راستی در این صورت تاریخ و مردم ایران به چه مینازیدند؟ به آخوند خاتمی یا آخوند روحانی؟ به اصلاحاتی و اعتدالی؟ یا به کف و دف زدن پشت همین اراذل؟
حربه دشمن و مزدورانش
از زمان پیغمبر خودمان هم تا به حال همیشه حربه دشمن و مزدورانش در جنگ سیاسی «هزو» به معنی مسخره و طعنه و دست انداختن بوده است. حربه مسخره و «هزو…» بعنی همان برچست و متهم کردن کار دشمن است. چه میخواهد؟ میخواهد آن سه مرز سرخ سستی و ضعف و ذلت را از میان بردارد.
خلاصه میکنم:
چه بسیار پیامبرانی که همراه با آنان قشر پیشتاز و پیشرو با آن سه خصوصیت و سه مرزسرخ سستی، و ضعف و ذلت، جنگیدند. در مقابل هر آنچه که در راه خدا به آنها رسید جان نزدند. این سه خصوصیتی است که صبر و پایداری پرشکوه را تصویر و ترسیم میکند به همین خاطر هم خدا دوستشان دارد و عشق میورزد. نماز و روزه هم برای به دست آوردن و تحکیم همین خصوصیتها در من و شماست.
سستی و ضعف و ذلت
این سه مرز سرخ مرزهای ایدئولوژیکی هر مجاهد خلق است بدون آن صحبت از مجاهد خلق یا صحبت از مجاهد اشرفی بی محنواست. این خصوصیتها ربطی به سن و سال و قیافه و سابقه و داعیه من و شما ندارد. خصوصیتهایی است که در هر زمان و هر مکان به آزمایش کشیده میشود. هم دوست و هم دشمن آن را میبینند و درک میکنند. تاریخ و زمان هم داوران تیزبینی هستند و امکان ندارد که در قضاوت خود در باره ما و هر کس دیگر اشتباه کند.
دوستان خدا
راستی بچهها، خوشا به حال آنان که خدا دوستشان میدارد و به آنها عشق میورزد. حب و دوست داشتن خدا نصیب و نثار آنان میشود که سستی و ضعف و ذلت نمیپذیرند. فسلموا علی انفسکم: پس بر خویشتن حقیقی مجاهدت، بر خویشتن پایداری و صلابت و سربلندی سلام کنید و درود بفرستید.

آموزههای مسعود رجوی: تصویر پیشتازان
اکنون صاحب کارگاه و روند تکامل به وصف حال پیشتازان تغییر و انقلاب می پردازد. در این آیه با ۴ نکته و ۴ نشانی تصویر پیشتازان جنگآور را تکمیل میکند: میگوید قول و زبان حال آنها این بود که گفتند اول: بار پروردگارا گناهان و خطاهای ما را ببخش دوم: اسراف و زیاده روی و چپ و راست زدنهای ما را ببخش. سوم: گامهای ما را محکم و استوار کن. چهارم: همه اینها هم بخاطر این است که ما را بر جماعت حق ستیز و حق کش نصرت بدهی و پیروز کنی. توجه کنید که همه توصیفات و ضمایر جمعی است…. تأکید بر روی جمع است و نه فرد. چون حرکت مورد نظر را این جمع و این قشر و این تشکل باید محقق کند.
از آیه قبل و آن مرزبندیها و سه مرزسرخ ایدئولوژیکی که صحبت کردیم، به روشنی پیداست که مشخصا منطور از گناهان همان لحظات یا اعمال وواکنشهایی است که به یکی از آن مرزها خدشه وارد کرده است یا میتوانسته آن را مخدوش کند.
گناه چیست؟
راستی گناه ما چیست؟ آیا لحظه و رویکرد «جنگ» با موانع راه تکامل است یا «نجنگ» و لحظات و رویکردهای «پشت به جنگ»؟ آیا گناه ما در جمیع جهات و همه پهنهها، این است که به دشمن خدا و خلق در میهنمان، زیاد ضربه زدیم یا کم ضربه زدیم؟ گناه ما در پایداری است و ایستادگی و تحمل شدائد است یا در لحظات و رویکردهایی که اراده رزمنده را سست میکند؟ در لحظات و رویکرد خیزش و تهاجم یا در ضعف و ترس و تزلزل؟ در برخورد قاطع و توانمند و سرفرازانه با ارتجاع و مزدورانش؟ درشکوه عزت و شرف یا در حضیض ذلت و تسلیم؟
آموزههای مسعود رجوی: آبشخور را بشناسیم
به جنگ سرنگونی ارتجاع قهار ضدبشری برای آزادی خلقمان قیام کردهایم. مجاهدت و جنگ با این رژیم زیبنده مجاهد خلق است. آبشخور همه گناهان ما در یک کلمه «نجنگ» است سستی و کم جنگیدن است. کم ضربه زدن به اردوی دشمن ضدبشر است. تا این رژیم هست مهمترین ارزش و مهمترین ثواب در برابر آن، مقاومت و ایستادگی و جنگیدن و ضربه زدن است.
بیشتر بخوانید:
آموزههای مسعود رجوی (۳)
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










