آموزههای مسعود رجوی نشان میدهد که چرا رژیم ولایت فقیه از مجاهدین خلق و مقاومت ایران دچار وحشت و جنون میشود. تحلیلی آموزشی از مفهوم فدا، جهاد، عاشورا و راز بقا در مسیر آزادی که از سیمای آزادی در تاریخ ۳۱ خرداد و ۹ تیرماه ۱۴۰۳ پخش شده است.
در این مقاله آموزشی، با تکیه بر آموزههای مسعود رجوی بررسی میکنیم که چرا رژیم ولایت فقیه با وجود همه ادعاهای قدرت، در برابر مقاومت ایران و مجاهدین خلق دچار جنون و وحشت میشود. این متن نشان میدهد که نقطهضعف اصلی رژیم، نه در عرصه نظامی بلکه در برابر فرهنگ فدا، آزادی و تغییر دمکراتیک است.
آموزههای مسعود رجوی؛ چرا بیم و هیستریک؟
عليرغم همه قدرتنمايي هاي پوشالي رژيم و عربده هاي غني شدهٴ منطقه اي و بين المللي آن، واي به روزي كه رئيس جمهور مقاومت، چند هزار كيلومتر دورتر از ايران، به پارلمان اروپا يا بلژيك يا نروژ برود يا سخنراني و مصاحبه اي بكند.
واي به روزي كه ماهوارهیي در اين سو يا آن سوي جهان برنامه اي از مجاهدين و مقاومت ايران پخش كند.
واي به روزي كه عراقيان در بغداد جلسه اي در حمايت از مجاهدين بگذارند.
و واي به روزي كه يك شخصيت سياسي يا اجتماعي يا يك شيخ عشيره عراقي به اشرف برود.
چه رسد به كنگره همبستگي مردم عراق و حمايت پنج ميليون و دويست هزار تن از آنان از مجاهدين …
جنون ناگهانی «ابرقدرت عمامهدار»
آنوقت ابرقدرت عمامه دار منطقه، به ناگهان از كوره در ميرود و در يك آن دچار جنون ميشود.
آنچنانكه روي آتش به سيخ كبابش كشيده باشند، جلز و ولز ميكند.
و آنچنانكه گويي شيشه عمرش در معرض شكستن است، از ضامن خارج ميشود.
يقه چاك ميدهد.
بر سر و رو ميكوبد.
تهديد ميكند.
كف بر دهان مي آورد.
دشنام ميدهد.
راجع به اينكه تروريست خوب و بد وجود ندارد موعظه ميكند!
تهديد به قطع تمامي روابط و مناسبات اقتصادي و سياسي و اخلاقي و غيراخلاقي ميكند!
در يك كلام، بكلي رم ميكند.
به همه جا چنگ مياندازد و به در و ديوار سر و سم ميكوبد.
تضاد قدرتنمایی هستهای و ذلت در برابر مقاومت
راستي آن اتم و ليزر و سانتريفيوژ و اورانيوم غني شده و جشن هسته اي و ورود به باشگاه اتمي كجا؟
و اينهمه ذلت و نكبت و دريوزگي در قبال مجاهدين و مقاومت ايران كجا؟
آري، اين همان لحظه و رابطهٴ ضروري ناشي از ماهيت شييٴ است كه قانونمندي يك موجوديت عقب ماندهٴ ضدتاريخي را فرموله ميكند.
درست در همين لحظه است كه نقطهٴ ضعف درمان ناپذير هيولا، به كريه ترين و در عين حال روشنترين صورت، بيرون ميزند:
نقطهضعف رژیم: وحشت از مجاهدین
در ادامه آموزههای مسعود رجوی، او وحشت فاشیسم مذهبی را از مجاهدین بعنوان اصلی ترین نیروی اپوزسیون سرنگونیخواه نشان میدهد:
از طريق نشريات سپاه تروريستي قدس در عراق، خواستار اعدام دسته جمعي، يا لااقل اخراج مجاهدين از عراق ميشود.
سفيرش در فرانسه رسماً ادعا ميكند كه پول مجاهدين را امريكا و اسراييل ميدهند.
مذاكرات اتمي با سولانا را بخاطر دعوت پارلمان اروپا از رئيس جمهور مقاومت قطع ميكند.
نماينده اش در پارلمان اروپا تهديد ميكند كه 25 ميليارد دلار تجارت با ما را از دست خواهيد داد.
به فرانسه اعتراض ميكند كه چرا قضاتش را سريال مانند قاضي مرتضوي و محمدي گيلاني يا لاجوردي تربيت نكرده تا رأي خلاف شرع ولايت ندهند!
آيت الله قاسمي و بسياري شخصيتهاي ديگر را در عراق به جرم حمايت از مجاهدين ترور ميكند.
درب وزارتخارجه عراق را از پاشنه ميكند.
آنقدر كه مقامات عراقي رسماٴ مينويسند هيچ ديدار و هيچ برخورد و هيچ سفر و هيچ گفتگويي بين ما و نمايندگان حكومت ايران نيست كه طرف ايراني موضوع مجاهدين خلق را مطرح نكند.
آموزههای مسعود رجوی؛ شیشه عمر دیو
مي بينيد كه هر چند مجاهدين خلع سلاح و محصور هم باشند، و هر چند كه آذوقه و سوخت و دارويشان هم قطع شده باشد، براي رژيم فرقي نميكند.
گوئيا كه شيشه عمر ديو از همينجاست كه مي شكند:
اين است شاخص راهنماي تغيير دمكراتيك و راه حل سوم در ايران كه مريم پرچمدار آن است.
و رژيم با واكنشهاي ديوانه وار، خودش ناخواسته به آن گواهي ميدهد.
رژيم آخوندي از هيچ چيز بيشتر از اين نمي هراسد:
تغيير به دست مردم ايران
و مقاومت مردم ايران
و مجاهدين خلق ايران
و رزم آوران آزادي ايران.
نیاز مهم جهان
بگذاريد بدون ذرهاي مبالغه، تصريح كنم:
ما به جامعه بين المللي و به امريكا و اروپا راه حل مريم را پيشنهاد ميكنيم.
اين راه حل نه فقط مطلوب ما و ملت ما، بلكه نياز مبرم خود آنها و ملتهاي آنها هم هست.
زيرا كه صلح و امنيت و دمكراسي و حقوق بشر و ثبات و سازندگي و دوستي و يك ايران غير اتمي و همكاري و توسعه اقتصادي را در اين منطقه از جهان پيشنهاد ميكند.
و به قوانين و كنوانسيونهاي بين المللي احترام ميگذارد….
حال اگر راه حل بهتري سراغ داريد كه بهاي كمتري دارد، خود دانيد.
بفرماييد باز هم آزمايش كنيد.
بفرماييد باز هم با همين رژيم مذاكره و معامله و مصالحه كنيد.
فقط به ياد داشته باشيد كه يك ضرب المثل ايراني ميگويد:
خود كرده را تدبير نيست…
سياست سنگ، آن هم سنگ صبور را، بستن، و سگ، آنهم سگ هار را، گشودن و استمالت كردن، ديگر چاره ساز نيست.
کس نخارد پشت ما
به خلق محبوب و در زنجيرمان، بويژه جوانان مجاهد و مبارز و دانشجويان و محصلين هم ميگويم كه زمان برخاستن است.
اميليانو زاپاتا گفت:
بهتر است ايستاده بر پاهايمان بميريم
تا بر روي زانوانمان زندگي كنيم.هيهات مناالذله…
اصل حرف اين است كه: كس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما.
به قهرمانان ايستاده در اشرف بنگريد كه بزرگترين حماسه پرشكوه پايداري را در يكصد سال اخير در تاريخ ما رقم زده اند.
ميتوانيم و بايد كه همين حماسه را در جاي جاي ميهن بگستريم.
آموزههای مسعود رجوی؛ از جرقه حریق برمیخیزد
اون روز برای امام حسین در دنیای جهل و بردگی، در دنیای مادون آگاهی، شرایط عینی و وضعیت اجتماعی یار و یاور نبود.
سی سوار، فقط سی سوار، سی سوار، سواره نظامش بودند و چهل و دوتا هم پیاده نظام.
جناح راستش رو، جبهه راستش رو، به زهیر سپرد و در جبهه چپ حبیب ابن مظاهر نود ساله و خودش در قلب سپاه.
قلب رو هم سپرده بود به سپهسالارش عباس با پرچمی در دست.
………..
عجب روزگاریست:
یکطرف فرزند پیامبر و اهل بیتش، دودمان پیامبر و حرمش با سی سوار و چهل پیاده که یک سوم یا قریب به یک سومشون هم خانواده خودش هستند، در دشتی سوزان و بی آب و علف.
با همه خانمانش در جنگی نابرابر که از پیش نتیجهاش روشنه.
کسی تردید نداشت در رأس همه اونها هم از روز اول و از قدم اول که از مدینه خارج میشد خودش، امام حسین، چنین شرایط تاریخی که چیزی بیشتر از فدای مطلقه و تمام عیار رو اجازه نمیده.
کدوم انسانیت؟
حالا از اون شراره و از اون جرقه حریقها برخاسته.
از اون بذر خیلی محصولات روئیده منجمله همین مجاهدین خلق ایران.
اگر تابلو عاشورا خلق نمیشد
در آموزههای مسعود رجوی به روشنی توضیح میدهد که اگر عاشورا نبود، این تابلو حماسی و زیبا هم خلق نمیشد:
موضوع در دل تودههای مردم عمیقاً رسوخ کرده، خب به ثبت داده شده، روش تبلیغ و صحبت شده، جا افتاده.
اونروز که اینطوری نبود.
خیلیها به نصیحت آمده بودند توی راه.
حتی یک برادر ناتنی خودش در مکه که بیا کوتاه بیا برو زندگیت رو بکن.
آدمهای رژیم، آخوندهایی که رژیم میفرستاد که آقا شما شأنتون محفوظه هرچی هم میخواین براتون فراهمه.
این کاری هم که شما میکنین که نتیجه نداره.
چرا از مدینه؟ چرا از خونه و زندگی خودت کنار مرقد جدت مرقد مادرت چرا از اینجا تکون میخوری؟
بمان تکون نخور وانگهی به کجا خواهی رسید؟
ولی موضوع این نبود.
اگر این تابلو خلق نمیشد، اگر این سرفصل نمیبود، اگر اینجا تاریخ اسلام انقلابی و توحید ورق نمیخورد،
دیگه امروز ما چه سرمایهیی میتونستیم داشته باشیم در مقابل مرتجعین، در مقابل این آخوندها، در مقابل این دجالها؟
اونهایی که با امام حسین نرفتند و او رو تنها گذاشتند چه نمازیست که خوندند؟
مجاهد یعنی چی؟
بنظر شما نماز و روزههای اونها به پشیزی میارزد؟
ول معطلند.
یه بابی هست باب فدا و جهاد.
شما مجاهدین اسمتون مجاهده، یعنی حافظ این باب و رونده راهش، و عمل کننده به اون هستین.
خوب حضرت علی، در خطبه جهاد همه خوندین؛
که بابٌ من ابواب الجنة
دری از درهای بهشت، درِ درهای بهشت،
فتحهالله لخاصه اولیائه خدا باز کرده برای خاصترین یاران خودش.
و این جهاد و مجاهدت، شما هم اسمتون رو گذاشتین مجاهد دیگه.
لباسُ التقوی و هو لباس التقوی این بروز و پوشش تقواست.
والا چی باقی میمونه؟
درع الله الحصینه این زره حفاظتی تکامله، این نگه میداره شما رو دیگه.
و جُنَّة الوثیقه این سپر مستحکمه دیگه.
منهای این چی باقی میمونه؟
هر کی ترک کنه تحت هر بهانه ای اونجایی که باید مسئولیت انسانیش رو ایفا کنه ایفا نکنه،
کما اینکه حضرت علی ادامه داد بعد از اون دیگه ذلت است و خواری بلاست و گرفتاری بلاست.
دیگه نه ابتلاء ها حقارت است و پستی،
چونکه در باب باب رحمت خدا به روش گشوده شده آگاهانه لگد زده گذاشته رفته.
آموزههای مسعود رجوی؛ راز بقا
از آموزههای مسعود رجوی یاد میگیریم که ضامن رشد، حتما ضامن بقا هم خواهد بود، چرا که رشد همراه با بقا و ماندگاری میباشد:
ضامن رشده، ضامن بقاست.
فدا یعنی چی؟ یعنی ضد نابودی.
هر چه بیشتر همین مجاهدین فدا کردند بیشتر بود شدند.
این راز بقاست.
خوب ببینین بقیه جریانات رو:
نابود شدند، پراکنده شدند، از بین رفتند، بدنام شدند، پلید شدند،
آلت دست خمینی شدند، به ضد ملت ایران قدم برداشتند.
خوب دو نیرو هست، دو قطب متخاصمه، وسط اینها باید موضع گرفت.
و حالا نوبت حضرت حسین است.
بحث هم این نیست که باهاش چند نفر هستند یا کی تبلیغشو میکنه.
چه کسی تبلیغ حضرت حسین رو میکرد؟
به ضدش بودند علیه اش بودند.
البته تا وقتی در تعادل قوا دست بالا رو داشت،
تا وقتی که متصور بود که وقتی به کوفه میره چون خیلی از کوفه میخواستند که بیاد،
حاکمیت رو به دست خواهد گرفت خیلیها باهاش راه افتادند.
ولی تا وقتی راه سهل بود و هموار، مثل همیشه مثل همین حالا.
ولی روزگار میچرخه تا دینش باید روشن کنه هرکی برای چی اومده.
أَیحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یتْرَک سُدًی
همینطور انسان فکر میکنه به حسابش رسیدگی نمیشه وله؟
……………
آموزههای مسعود رجوی؛ زندگی نیست بردگیست
در آموزههای مسعود رجوی، از امام حسین و شیوه رفتن او تا کربلا بخوبی توضیح داده میشود که چرا امام حسین راه را انتخاب کرد:
وقتی میخواست از مدینه خارج بشه گفتند از بیراهه برو.
گفت نه دقیقاً از راه میروم.
از جاده اصلی گفتند چرا؟
گفت برای اینکه همه ببینند.
به او گفتند که یا حسین بیم داریم که در تعقیبت بیایند.
جواب داد:
بیم دارم که از مرگ دوری کنم.
گفت شما ترستون اینه که منو تعقیب کنند.
من ترسم اینه که مبادا از مرگ دوری کنم.
و وقتی به او گفتند که زندگی کن در یکی از خطبهها چنین گفت:
اینکه شما دارید زندگی نیست، بردگیست و فساد.
همه نکبتها را دست ظلم بر شما تحمیل کرده.
میروم تا آن دست را قطع کنم.
میروم تا ظلم را نابود سازم.
این است راه من.
این است هدف من.
آنان که با منند بیایند
و آنان که سودای دیگر دارند روی به زندگی خود بازگردند.
بیشتر بخوانید:
آموزشهای مسعود رجوی؛ امروز چه باید کرد؟ راه امام حسین و مرز سرخ مقاومت(۱۰)
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










