ائتلاف اروپایی و تنگه هرمز، واکنشی به بحرانسازی جمهوری اسلامی در منطقه و جهان است؛ رژیمی که با صدور ایدئولوژی فاشیسم مذهبی، سرکوب داخلی و افزایش اعدامها، خاورمیانه را به آستانه بیثباتی دائمی رسانده است.
فهرست مطالب
ائتلاف اروپایی و تنگه هرمز؛ بازتاب جهانی بحرانسازی جمهوری اسلامی
تنگه هرمز؛ شریان حیاتی اقتصاد جهان
ائتلاف اروپایی؛ بازگشت قدرتنمایی غرب در خاورمیانه
جمهوری اسلامی و صدور بحران به نام دین
فاشیسم مذهبی و بحران دائمی بهعنوان ابزار بقا
چرا اروپا اکنون وارد میدان شده است؟
امنیت کشتیرانی یا مهار جمهوری اسلامی؟
قیام دیماه ۱۴۰۴ و هراس حکومت از آینده
تنگه هرمز؛ میدان نبرد نظم جدید جهانی
جمعبندی
ائتلاف اروپایی و تنگه هرمز؛ بازتاب جهانی بحرانسازی جمهوری اسلامی
تنگه هرمز؛ شریان حیاتی اقتصاد جهان
تنگه هرمز یکی از استراتژیکترین آبراههای جهان است؛ گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند. هرگونه اختلال در این مسیر، میتواند بازار انرژی را با شوک گسترده روبهرو سازد و بحران اقتصادی جهانی ایجاد کند.
در سالهای اخیر، افزایش تنشهای نظامی، تهدید کشتیهای تجاری، توقیف نفتکشها و حضور نیروهای نیابتی وابسته به جمهوری اسلامی، موجب شده تنگه هرمز به یکی از خطرناکترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شود.
اروپا که وابستگی عمیقی به واردات انرژی دارد، اکنون امنیت تنگه هرمز را بخشی از امنیت ملی و اقتصادی خود میداند. از همین رو، فرانسه و بریتانیا تلاش میکنند با ایجاد یک ساختار امنیتی جدید، مانع از تبدیل شدن خلیج فارس به نقطه انفجار دائمی شوند.
ائتلاف اروپایی؛ بازگشت قدرتنمایی غرب در خاورمیانه
نشست مشترک لندن و پاریس با حضور بیش از ۴۰ کشور، نشانهای از شکلگیری نظم امنیتی تازهای در خاورمیانه است. اعزام ناو هواپیمابر شارل دوگل فرانسه و ناوشکن اچاماس دراگون بریتانیا، تنها یک نمایش نمادین نیست؛ بلکه پیامی آشکار به تهران است که اروپا دیگر قصد ندارد تنها نظارهگر بحران باشد.
انگلستان اعلام کرده است که این مأموریت با هدف «بازگرداندن اعتماد به کشتیرانی بینالمللی» طراحی شده و شامل تجهیزات مینروبی، سامانههای ضدپهپادی، جنگندههای تایفون و ناوهای جنگی خواهد بود.
فرانسه نیز با تأکید بر «حفاظت از تجارت جهانی» تلاش کرده حضور نظامی خود را مشروع جلوه دهد. با این حال، واقعیت آن است که اروپا به تدریج به این نتیجه رسیده که جمهوری اسلامی نهتنها یک بحران منطقهای، بلکه منبع بیثباتی بینالمللی است.

جمهوری اسلامی و صدور بحران به نام دین
برای فهم بحران امروز تنگه هرمز، باید به ریشههای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بازگشت. نظام سیاسی حاکم بر ایران از ابتدای شکلگیری خود، سیاست «صدور انقلاب» را بهعنوان یکی از اصول بنیادین تعریف کرد؛ سیاستی که عملاً به صدور بحران، جنگ نیابتی، نظامیسازی منطقه و حمایت از گروههای مسلح منجر شد.
در چهار دهه گذشته، خاورمیانه به میدان رقابتهای ایدئولوژیک و نظامی جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ از لبنان و سوریه گرفته تا عراق، یمن و غزه. این سیاستها نهتنها باعث تخریب ساختارهای سیاسی منطقه شده، بلکه هزینههای سنگینی را نیز بر مردم ایران تحمیل کرده است.
در واقع، آنچه امروز اروپا را به سمت ائتلاف دریایی در تنگه هرمز سوق داده، صرفاً نگرانی درباره کشتیها نیست؛ بلکه ترس از گسترش بیشتر بیثباتی ناشی از ایدئولوژی فاشیسم مذهبی است که جمهوری اسلامی آن را به نام دین صادر میکند.
فاشیسم مذهبی و بحران دائمی بهعنوان ابزار بقا
بسیاری از تحلیلگران معتقدند جمهوری اسلامی بدون بحران قادر به ادامه حیات نیست. ساختار سیاسی این نظام بر پایه دشمنسازی دائمی، امنیتیکردن جامعه و سرکوب مستمر شکل گرفته است.
هر زمان که بحرانهای داخلی افزایش یافته، حکومت تلاش کرده با ایجاد تنش خارجی، افکار عمومی را منحرف کند. اکنون نیز پس از قیام گسترده دیماه ۱۴۰۴، حکومت بیش از هر زمان دیگری از انفجار اجتماعی و خیزش دوباره مردم هراس دارد.
افزایش اعدامها، تشدید سرکوب، بازداشت فعالان سیاسی و امنیتیکردن فضای جامعه، نشانهای از ترس عمیق حکومت از آینده است. جمهوری اسلامی بهخوبی میداند که بحران اقتصادی، فروپاشی مشروعیت سیاسی و نارضایتی گسترده اجتماعی، شرایط را به نقطهای رسانده که هر جرقهای میتواند به قیامی سراسری منجر شود.
در چنین شرایطی، تنشآفرینی در خلیج فارس و استفاده از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار بینالمللی، بخشی از استراتژی بقای حکومت محسوب میشود.
چرا اروپا اکنون وارد میدان شده است؟
اروپا سالها تلاش کرد از طریق دیپلماسی و مذاکرات هستهای، رفتار جمهوری اسلامی را کنترل کند، اما اکنون بسیاری از دولتهای اروپایی به این نتیجه رسیدهاند که تهران نهتنها در مسیر کاهش تنش حرکت نکرده، بلکه دامنه بحران را در خاورمیانه گسترش داده است. به همین دلیل، «ائتلاف اروپایی و اهمیت تنگه هرمز» به یکی از محورهای اصلی سیاست امنیتی غرب تبدیل شده است.
اروپا امروز همزمان با چند نگرانی جدی روبهروست:
- تهدید امنیت انرژی،
- افزایش هزینههای حملونقل و بیمه،
- خطر اختلال در تجارت جهانی،
- گسترش جنگهای نیابتی،
- و احتمال درگیری مستقیم در خاورمیانه.
در چنین شرایطی، لندن و پاریس تلاش میکنند بدون ورود رسمی به جنگ، ساختار تازهای از بازدارندگی دریایی و امنیت کشتیرانی در منطقه ایجاد کنند.
طرح آزادی ترامپ در تنگه هرمز چیست؟
شکنندگی آتشبسها و ضرورت تغییر در ایران و چشمانداز گذار دموکراتیک
امنیت کشتیرانی یا مهار جمهوری اسلامی؟
اگرچه کشورهای اروپایی از عبارتهایی مانند «آزادی ناوبری» و «امنیت دریایی» استفاده میکنند، اما واقعیت این است که هدف اصلی ائتلاف جدید، مهار رفتارهای جمهوری اسلامی در منطقه است.
تهران طی سالهای اخیر بارها از موقعیت استراتژیک تنگه هرمز برای اعمال فشار سیاسی استفاده کرده است. تهدید به بستن تنگه، توقیف کشتیها و افزایش حضور نظامی در منطقه، باعث شده بسیاری از کشورها امنیت این آبراه را در خطر ببینند.
از نگاه اروپا، اگر کنترل بحران هرمز از دست خارج شود، پیامدهای آن تنها محدود به خاورمیانه نخواهد بود؛ بلکه اقتصاد جهانی، بازار انرژی و حتی ثبات سیاسی کشورهای غربی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
قیام دیماه ۱۴۰۴ و هراس حکومت از آینده
یکی از مهمترین عوامل تشدید رفتارهای تهاجمی جمهوری اسلامی، بحران مشروعیت داخلی است. قیام دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که شکاف میان حکومت و جامعه به مرحلهای خطرناک رسیده است.
اعتراضات گسترده، شعارهای ضدحکومتی و گسترش نارضایتی در میان طبقات مختلف اجتماعی، زنگ خطر جدی برای حاکمیت بود. پس از این قیام، حکومت سیاست سرکوب حداکثری را در پیش گرفت:
- افزایش اعدامها،
- فشار بر رسانهها،
- بازداشت فعالان سیاسی،
- و امنیتیکردن فضای اجتماعی.
اما تجربه نشان داده که سرکوب بهتنهایی قادر به حل بحرانهای ساختاری نیست. حکومت اکنون در شرایطی قرار گرفته که هم در داخل با بحران مشروعیت مواجه است و هم در خارج با فشارهای فزاینده منطقهای و بینالمللی.

تنگه هرمز؛ میدان نبرد نظم جدید جهانی
آنچه امروز در خلیج فارس رخ میدهد، صرفاً یک اختلاف دریایی نیست؛ بلکه بخشی از نبرد بزرگتر بر سر آینده نظم جهانی است.
اروپا میخواهد نقش مستقلتری در امنیت جهانی ایفا کند. آمریکا به دنبال مهار جمهوری اسلامی و حفظ جریان انرژی است. جمهوری اسلامی نیز تلاش میکند از موقعیت ژئوپلیتیک خود بهعنوان ابزار بقا استفاده کند.
در این میان، تنگه هرمز به صحنه تقابل سه پروژه سیاسی تبدیل شده است:
- پروژه بازگشت قدرتنمایی اروپا،
- پروژه مهار جمهوری اسلامی،
- و پروژه بقای حکومت از طریق صدور بحران.
نتیجهگیری
ائتلاف اروپایی در تنگه هرمز را باید نتیجه مستقیم دههها سیاست بحرانساز جمهوری اسلامی دانست؛ سیاستی که بر پایه صدور ایدئولوژی فاشیسم مذهبی، سرکوب داخلی و ایجاد بیثباتی منطقهای شکل گرفته است.
امروز اروپا دیگر بحران خلیج فارس را صرفاً یک مسئله منطقهای نمیبیند، بلکه آن را تهدیدی علیه امنیت جهانی انرژی و نظم بینالملل تلقی میکند. به همین دلیل، لندن و پاریس در حال ساختن یک چارچوب امنیتی تازه در منطقه هستند.
اما واقعیت مهمتر این است که ریشه اصلی بحران نه در کشتیها و نفتکشها، بلکه در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و استراتژی بقای آن از طریق تولید بحران دائمی نهفته است. حکومتی که پس از قیام دیماه ۱۴۰۴ بیش از هر زمان دیگری از مردم خود میترسد و میکوشد با صدور تنش به بیرون، فروپاشی درونی را به تعویق بیندازد.
عباس تبریزی
منابع:
Europe-led coalition prepares mission to reopen Strait of Hormuz | Euronews
Europe looks to secure shipping in Strait of Hormuz
Hormuz Crisis: Alliance Breakdown and Global Energy Shock
Official: Several NATO countries send jets, war ships and drones to Iran
UK gathers more than 40 countries to plot ways of reopening the Strait of Hormuz | 650 CKOM
UK, France to host meeting of defense ministers on Hormuz, amid Iran threats | The Times of Israel
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.











