قائم حسینی، یکی دیگر از متهمان پرونده میدان علیخانی اصفهان، صبح پنجشنبه در اصفهان اعدام شد؛ ۹ متهم دیگر این پرونده نیز همچنان در خطر اعدام قرار دارند.
قائم حسینی نیز به جوخه سپرده شد
صبح پنجشنبه، ۲۹ مرداد، نام دیگری به فهرست بلندبالای قربانیان ماشین اعدام در ایران افزوده شد. قائم حسینی، جوانی که مسئولان حکومتی او را با نام مستعار «آرین» میشناختند، در زندان اصفهان به دار آویخته شد. او پنجمین متهمی است که در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» جان خود را از دست میدهد، در حالی که نُه نفر دیگر همچنان زیر سایه سنگین حکم اعدام نفس میکشند و هر روز را با ترس از اجرای حکم آغاز میکنند.
اتهاماتی که در دادگاههای بیاعتبار شکل گرفت
مرکز رسانه قوه قضاییه حکومتی، قائم حسینی را به «محاربه»، «افساد فیالارض»، «اقدام علیه امنیت ملی» و «تخریب اموال عمومی» متهم کرده بود؛ اتهاماتی که سازمانهای حقوق بشری بارها نسبت به کاربرد گسترده و ابزاری آنها توسط جمهوری اسلامی برای سرکوب معترضان هشدار دادهاند. به گفته این نهاد، حسینی در جریان رویدادهای ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در میدان علیخانی اصفهان حضور داشته؛ رویدادی که به مرگ چهار مأمور یگان ویژه انجامید. حکومت مدعی شده او با سلاح سرد در صحنه حاضر بوده و به پیکر یکی از مأموران کشتهشده لگد زده است. او همچنین به مشارکت در آتش زدن یک مرکز خیریه متهم شده بود.
اما پرسش بنیادین همچنان بیپاسخ مانده: در دادگاههایی که وکیل مستقل، رسانه آزاد و ناظر بینالمللی راهی به آنها ندارد، چگونه میتوان از «عدالت» سخن گفت؟ سازمانهای حقوق بشری بارها نشان دادهاند که اعترافات در چنین پروندههایی اغلب زیر شکنجه یا فشار روانی گرفته میشود و روند دادرسی از ابتداییترین استانداردهای دادرسی عادلانه فاصلهای بعید دارد.
اعدام قائم حسینی تحت عنوان تبعه خارجی
قوه قضاییه، قائم حسینی را «تبعه خارجی» توصیف کرده است. پیشتر نیز گزارش شده بود که گلمحمد محمدی، یکی دیگر از متهمان همین پرونده و پسرعمه حسینی، تبعه افغانستان بوده است. این جزئیات، که در بیانیههای رسمی حکومتی بهسردی و در یک جمله کوتاه بیان میشوند، در واقع روایتگر یک تراژدی انسانی عمیقتر هستند: خانوادهای که در یک پرونده، بیش از یک عضو خود را به دار میبیند؛ جوانانی مهاجر یا دارای ریشه مهاجرت که در نظام قضایی ایران با آسیبپذیری مضاعف روبهرو میشوند و اغلب دسترسی کمتری به وکیل و حمایت حقوقی دارند.
پشت هر شماره در این پرونده، یک نام، یک خانواده و یک زندگی نیمهتمام قرار دارد. کسانی که تا همین چند ماه پیش شاید رؤیای سادهای برای آینده داشتند و اکنون تنها در گزارشهای خبری، بهعنوان رقمی در فهرست اعدامشدگان یاد میشوند.
پرونده میدان علیخانی، پروندهای که همچنان جان میگیرد
پرونده میدان علیخانی، که پس از جانباختن چهار مأمور یگان ویژه در جریان اعتراضات ۱۸ دی سال گذشته در اصفهان تشکیل شد، تاکنون جان پنج نفر را گرفته است. رادیو فردا در گزارشهای پیشین خود جزئیات این پرونده را دنبال کرده و اکنون تأیید میکند که نُه متهم دیگر همچنان در معرض خطر جدی اعدام قرار دارند.
این الگو -اعدامهای پیدرپی در یک پرونده واحد، بدون شفافیت درباره روند دادرسی و بدون امکان نظارت مستقل- بار دیگر این پرسش را پیش میکشد که آیا مجازات اعدام در جمهوری اسلامی ابزاری برای اجرای عدالت است، یا وسیلهای برای ارعاب جامعه و بستن پروندههای اعتراضی با کمترین هزینه سیاسی برای حاکمیت؟
صدای اعتراض جهانی همچنان بلند است
سازمانهای حقوق بشری بینالمللی و گزارشگران ویژه سازمان ملل بارها نسبت به روند رو به رشد اعدام در ایران، بهویژه در پروندههای مرتبط با اعتراضات، هشدار دادهاند. ایران همچنان در صدر آمار اعدام جهانی قرار دارد و بخش قابل توجهی از این احکام، بدون رعایت حداقل استانداردهای دادرسی منصفانه صادر و اجرا میشوند.
مرگ قائم حسینی، مانند بسیاری از قربانیان پیش از او، بیصدا از میان خواهد رفت مگر آنکه جهان بیرون از مرزهای ایران، این خبر را بشنود و بازگو کند. تا زمانی که نُه متهم باقیمانده این پرونده در سلولهای انفرادی چشمانتظار سرنوشت خود هستند، سکوت، خود نوعی همدستی است.
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید











