گروگانگیری جمهوری اسلامی چگونه به ابزاری برای باجگیری سیاسی، فشار دیپلماتیک، صدور بحران و سرکوب داخلی تبدیل شد؟ بررسی ریشهها، اهداف، ابعاد انسانی و پیامدهای سیاسی دیپلماسی گروگان در ایران.
گروگانگیری دولتی ایران؛ ابزاری برای باجگیری سیاسی، صدور بحران و تثبیت سرکوب داخلی
مقدمه؛ تعریف و ماهیت استراتژی
باجگیری دیپلماتیک یا «دیپلماسی گروگان» به استفاده سیستماتیک یک دولت از بازداشت خودسرانه شهروندان خارجی یا دوتابعیتی، با اتهامات ساختگی مانند جاسوسی یا تهدید امنیت ملی، بهمنظور کسب امتیازات سیاسی، اقتصادی یا دیپلماتیک اشاره دارد. حکومت جمهوری اسلامی یکی از برجستهترین نمونههای جهانی این استراتژی است که آن را از یک تاکتیک فرصتطلبانه به ابزاری پایدار، سازمانیافته و برنامهریزیشده تبدیل کرده است.
این رویکرد، نقض فاحش حقوق بینالملل ـ از جمله کنوانسیون وین درباره روابط کنسولی ـ محسوب میشود و در ادبیات سیاسی و حقوقی جهان با عنوان «گروگانگیری دولتی» شناخته میشود. هدف اصلی این سیاست، جبران ضعفهای ساختاری رژیم، از جمله تحریمهای اقتصادی، انزوای دیپلماتیک و ناکارآمدی داخلی، از طریق استفاده از «اهرم فشار انسانی» است.
رژیم جمهوری اسلامی از ابتدای تأسیس خود، گروگانگیری را بهعنوان یکی از پایههای سیاست خارجی و داخلیاش به کار گرفته است. نمونه برجسته و اخیر آن، پرونده زوج بریتانیایی «کریگ و لیندسی فورمن» است که در ژانویه ۲۰۲۵، هنگام سفر موتورسیکلت جهانی خود در ایران بازداشت شدند، به جاسوسی متهم گشتند و در فوریه ۲۰۲۶ به ۱۰ سال زندان در اوین محکوم شدند. آنها اکنون در اعتصاب غذا بهسر میبرند و خانوادهشان از قطع ارتباط و نگرانی عمیق خبر میدهند.
این پدیده که در ادبیات بینالمللی به «دیپلماسی گروگانگیری» معروف شده، فراتر از یک اقدام فرصتطلبانه سیاسی است؛ بلکه استراتژی سیستماتیکی برای باجگیری سیاسی ـ اقتصادی از کشورهای غربی ـ از جمله آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان و دیگر کشورها ـ و همزمان ابزاری برای ایجاد بحران خارجی بهمنظور توجیه سرکوب داخلی به شمار میرود.
با این حال، اصلیترین گروگانهای این رژیم، خود مردم ایران هستند. جمهوری اسلامی با نگه داشتن مردم در شرایط دشوار معیشتی و مبادله «آب و نان» در برابر سکوت و چشمپوشی از آزادی، جامعه ایران را به گروگان گرفته تا هرگز به تغییر و آزادی نیندیشد. اما تاریخ معاصر ایران نشان میدهد که مردم این سرزمین بارها زندگی شرافتمندانه را بر بقای در ذلت ترجیح دادهاند و با فداکاریهای بیشمار، عزم خود را برای دستیابی به آزادی اثبات کردهاند.
ریشههای تاریخی؛ بحران گروگانگیری سفارت آمریکا در ۱۹۷۹
الگوی مدرن گروگانگیری جمهوری اسلامی با بحران ۴۴۴ روزه اشغال سفارت آمریکا در تهران، از نوامبر ۱۹۷۹ تا ژانویه ۱۹۸۱، آغاز شد. در این رویداد، دانشجویان موسوم به «پیرو خط امام» سفارت آمریکا را اشغال کردند و ۵۲ دیپلمات آمریکایی را به گروگان گرفتند.
این اقدام با حمایت مستقیم روحالله خمینی، به ابزاری برای تحکیم قدرت بنیادگرایی، تحقیر آمریکا و کسب امتیازات سیاسی و مالی ـ از جمله آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران ـ تبدیل شد.
بحران گروگانگیری سفارت آمریکا نهتنها الگویی برای استفاده از اتباع خارجی بهعنوان اهرم فشار ایجاد کرد، بلکه نشان داد چگونه میتوان از مفهوم «دشمن خارجی» برای بسیج داخلی، حذف رقبا و سرکوب مخالفان استفاده کرد. از آن پس، گروگانگیری از یک اقدام تاکتیکی به بخشی پایدار از راهبرد امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شد.
تحول گروگانگیری؛ از فرصتطلبی به استراتژی سازمانیافته
تحلیلهای سیاسی و امنیتی نشان میدهد که حکومت جمهوری اسلامی، بهویژه از حدود سال ۲۰۱۴ به بعد، گروگانگیری را از یک رفتار واکنشی به ابزاری استراتژیک و محاسبهشده تبدیل کرده است. این امر بدلایل زیر صورت گرفت:
- مذاکرات هستهای،
- تشدید تحریمها،
- افزایش نقش سپاه در اداره کشور و سپردن منابع اقتصادی به این ارگان سرکوبگر.
رژیم عمدتاً شهروندان دوتابعیتی یا خارجی ـ بهویژه ایرانیان مقیم غرب ـ را هدف قرار میدهد، آنها را با اتهامات مبهمی چون «جاسوسی» یا «تهدید امنیت ملی» بازداشت میکند، در دادگاههای فرمایشی محکوم میسازد و سپس از آنها بهعنوان ابزار چانهزنی سیاسی و اقتصادی استفاده میکند.
جدول زمانی پروندههای مشهور گروگانگیری جمهوری اسلامی
سال |
نام / پرونده |
تابعیت |
اتهام اعلامشده |
نتیجه / هدف احتمالی |
|---|---|---|---|---|
۱۹۷۹–۱۹۸۱ |
گروگانگیری سفارت آمریکا |
آمریکایی |
«جاسوسی» |
بحران ۴۴۴ روزه، تثبیت اولیه نظام |
۲۰۰۹ |
رکسانا صابری |
ایرانی-آمریکایی |
جاسوسی |
آزادی پس از فشار بینالمللی |
۲۰۱۴ |
جیسون رضائیان |
ایرانی-آمریکایی |
جاسوسی |
تبادل زندانی همزمان با برجام |
۲۰۱۶ |
نازنین زاغری-رتکلیف |
ایرانی-بریتانیایی |
اقدام علیه امنیت ملی |
آزادی پس از تسویه بدهی بریتانیا |
۲۰۱۷ |
انوشه آشوری |
ایرانی-بریتانیایی |
جاسوسی برای اسرائیل |
آزادی در تبادل زندانیان |
۲۰۲۲ |
مراد طاهباز |
ایرانی-آمریکایی |
همکاری با دولت متخاصم |
بخشی از مذاکرات تبادل |
۲۰۲۳ |
تبادل زندانیان ایران و آمریکا |
چند تابعیتی |
اتهامات امنیتی |
آزادسازی ۶ میلیارد دلار دارایی ایران |
۲۰۲۵–۲۰۲۶ |
کریگ و لیندسی فورمن |
بریتانیایی |
جاسوسی |
محکومیت به ۱۰ سال زندان در اوین |
بررسی این جدول زمانی نشان میدهد که گروگانگیری در جمهوری اسلامی نه یک رفتار مقطعی، بلکه بخشی از یک الگوی مستمر حکمرانی امنیتی و دیپلماسی بحران است؛ الگویی که در آن انسانها به ابزار معامله سیاسی و اقتصادی تبدیل میشوند.
اهداف چندلایه گروگانگیری جمهوری اسلامی
باجگیری اقتصادی و مالی
یکی از اهداف اصلی این سیاست، آزادسازی داراییهای بلوکهشده یا دریافت امتیازات اقتصادی است. از جمله میتوان به آزادسازی ۶ میلیارد دلار دارایی ایران در سال ۲۰۲۳ در چارچوب توافق با آمریکا، یا پرداخت بدهی قدیمی ۴۰۰ میلیون پوندی بریتانیا اشاره کرد. حتی اگر این مبالغ تحت عنوان «کمکهای انسانی» پرداخت شوند، در عمل به تقویت اقتصاد بحرانزده رژیم کمک میکنند.
فشار سیاسی بر غرب
جمهوری اسلامی از گروگانگیری برای ایجاد اختلال در سیاست خارجی کشورهای غربی، کاهش حمایت آنها از اسرائیل یا مخالفان ایرانی و کسب امتیاز در مذاکرات هستهای استفاده میکند.
صدور بحران و انحراف افکار عمومی داخلی
ایجاد بحران خارجی مداوم، به رژیم اجازه میدهد که «دشمن خارجی» را عامل اصلی مشکلات معرفی کند. این روایت، ابزار مهمی برای توجیه سرکوب اعتراضات داخلی ـ از جمله اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» ـ و منحرف کردن افکار عمومی از بحرانهای اقتصادی، فساد ساختاری و مطالبات آزادیخواهانه مردم ایران است.
ارعاب فعالین سیاسی خارج از کشور
بازداشت شهروندان دوتابعیتی، پیامی تهدیدآمیز برای دیاسپورای ایرانی در خارج از کشور دارد. این سیاست، تعامل ایرانیان مهاجر با جامعه داخل کشور را محدود میکند و بسیاری را از فعالیت سیاسی یا انتقاد علنی از حکومت بازمیدارد.
الگوی عملیاتی جمهوری اسلامی در گروگانگیری
هدفگیری شهروندان خارجی و دوتابعیتیها
گردشگران، خبرنگاران، دانشگاهیان و فعالان مدنی از جمله اهداف رایج این سیاست هستند. زوج فورمن نیز در جریان سفر موتورسیکلت جهانی خود بازداشت شدند و به جاسوسی متهم گشتند.
اتهامات مبهم و دادگاههای فرمایشی
اتهاماتی نظیر «همکاری با دولت متخاصم»، «تبلیغ علیه نظام» یا «جاسوسی» معمولاً بدون ارائه اسناد معتبر و در دادگاههایی فاقد استانداردهای دادرسی عادلانه مطرح میشوند.
استفاده از زندان اوین بهعنوان ابزار فشار
شرایط سخت زندان زندان اوین ـ شامل سلول انفرادی، قطع ارتباط با خانواده و فشارهای روانی ـ برای تسریع روند امتیازگیری سیاسی به کار گرفته میشود.
حفظ «ذخیره گروگان» برای معاملات آینده
جمهوری اسلامی معمولاً بخشی از زندانیان خارجی یا دوتابعیتی را برای تبادلهای احتمالی آینده نگه میدارد تا در زمان بحران یا مذاکره، از آنها بهعنوان ابزار فشار استفاده کند.
نمونههای شناختهشده گروگانگیری
از جمله مشهورترین نمونهها میتوان به پروندههای زیر اشاره کرد:
- نازنین زاغری-رتکلیف
- انوشه آشوری
- جیسون رضائیان
موارد مشابهی نیز درباره شهروندان فرانسوی، آلمانی، کانادایی و دیگر کشورها ثبت شده است. جمهوری اسلامی حتی شهروندان دوتابعیتی را صرفاً «ایرانی» تلقی میکند و از آنها برای ارعاب جامعهای استفاده میکند که بیرون از کشور زندگی میکند اما همچنان بر تحولات داخل ایران اثرگذار است.
ابعاد انسانی و اخلاقی؛ انسان بهمثابه ابزار معامله
این استراتژی، انسانها را به کالایی سیاسی تبدیل میکند. بازداشتشدگان سالها در وضعیت بلاتکلیف، همراه با فشارهای جسمی و روانی، اعتصاب غذا و تهدیدهای امنیتی زندگی میکنند. خانوادههای آنان نیز در اضطراب و رنج دائمی بهسر میبرند.
از منظر اخلاقی و حقوق بشری، این سیاست مصداق آشکار «ابزارسازی از رنج انسانی» است و کرامت ذاتی انسان را نقض میکند. زندان، انزوا، قطع ارتباط و شکنجه روانی، بخشی از سازوکار فشار جمهوری اسلامی برای کسب امتیاز سیاسی است.
مردم ایران؛ بزرگترین گروگانهای حکومت جمهوری اسلامی
در این میان، مردم ایران خود قربانیان اصلی این چرخه هستند؛ رژیمی که با ایجاد بحران اقتصادی، ناامنی، سرکوب و فقر ساختاری، جامعه را در موقعیتی قرار داده که بخش بزرگی از انرژی مردم صرف بقا و معیشت روزمره شود و امکان مطالبه حقوق بنیادین کاهش یابد.
با وجود این، مردم ایران بارها نشان دادهاند که زندگی شرافتمندانه را بر زیستن در شرایط تحقیرآمیز ترجیح میدهند. از اعتراضات دیماه ۱۳۹۶ تا خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ و اعتراضات گسترده سال ۱۴۰۴، ایرانیان بارها با شعارهایی رادیکال علیه کلیت نظام به خیابان آمدهاند.
هزاران نفر در این مسیر جان خود را از دست دادهاند، اما این مقاومت اجتماعی نشان میدهد که جامعه ایران همچنان خواهان آزادی، عدالت، کرامت انسانی و تغییرات بنیادین سیاسی است.
چرخه گروگانگیری اتباع خارجی به جمهوری اسلامی کمک میکند تا مشروعیت ایدئولوژیک خود را با شعار «مقاومت ضداستکباری» حفظ کند، اقتصاد تحریمزده را موقتاً تسکین دهد و مخالفان را سرکوب نماید؛ اما مقاومت مستمر مردم ایران، این محاسبات را بارها با چالش مواجه کرده است.
ضرورت یک پاسخ استراتژیک
گروگانگیری جمهوری اسلامی صرفاً یک رفتار مقطعی یا ناهنجاری دیپلماتیک نیست، بلکه بخشی از ستون فقرات سیاست «صدور بحران» و بقای سیاسی این رژیم بهشمار میرود.
مقابله مؤثر با این سیاست، نیازمند رویکردی هماهنگ و چندلایه از سوی جامعه جهانی است؛ از جمله:
- تحریم مقامات مسئول در پروندههای گروگانگیری،
- جلوگیری از پرداخت مستقیم باج سیاسی،
- افزایش هزینههای بینالمللی این رفتار،
- حمایت واقعی از جامعه مدنی ایران،
- و تقویت نیروهای دموکراسیخواه و مخالف استبداد.
پرونده زوج فورمن، همانند صدها پرونده مشابه و همچنین میلیونها ایرانی که در ساختار سرکوب و بحران گرفتار شدهاند، یادآور این واقعیت تلخ است که پشت اتهامات «جاسوسی» و «امنیتی»، راهبردی عمیق برای حفظ قدرت سیاسی نهفته است.
این الگو ریشه در ایدئولوژی اولیه جمهوری اسلامی و تفکر روحالله خمینی دارد. آزادی فوری زندانیان بیگناه، از جمله فورمنها، و مهمتر از آن حمایت از مطالبات مشروع مردم ایران برای پایان دادن به این «گروگانگیری بزرگ»، ضرورتی انسانی و اخلاقی است.
مردم ایران با تاریخ طولانی مقاومت و مبارزه خود نشان دادهاند که آیندهای آزادتر، انسانیتر و روشنتر را مطالبه میکنند و برای دستیابی به آن از تلاش بازنخواهند ایستاد.
اعدام در ایران پس از آتشبس؛ ابزار قضایی در خدمت ماشین سرکوب سیاسی
چرا باید دولت موقت، جمهوری دمکراتیک برای انتقال قدرت به مردم را تشکیل بدهد؟
بنیادگرایی رژیم ایران، تهدید جهانی
عباس تبریزی
منابع:
British couple on hunger strike in Iranian jail, family say










