سه‌شنبه, سپتامبر 8, 2026
کالج آزادی
Advertisement Banner
  • خانه
  • یادداشت روز
  • اعتراضات ایران
  • رژیم ایران و آمریکا
  • اخبار
    • اخبار اجتماعی
    • اخبار سیاسی
    • نقض حقوق بشر
  • مقالات و یادداشت‌ها
    • مقالات اجتماعی
    • مقالات اقتصادی
    • مقالات سیاسی
    • مقالات وارده
  • آلترناتیو و مقاومت
    • مسعود رجوی
    • مریم رجوی
  • تاریخی
    • تاریخ ایران
    • تاریخ جهان
    • مناسبت‌ها
  • آموزش
    • انقلاب دمکراتیک ایران
    • آموزه‌های اقتصادی
    • آموزه‌های اجتماعی
    • آموزه‌های سیاسی
  • زنان
    • زنان پیشتاز
    • زنان تاریخساز
  • فرهنگ و دانش
    • هنر و ادب
    • تازه‌های علمی
نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه نتایج
  • خانه
  • یادداشت روز
  • اعتراضات ایران
  • رژیم ایران و آمریکا
  • اخبار
    • اخبار اجتماعی
    • اخبار سیاسی
    • نقض حقوق بشر
  • مقالات و یادداشت‌ها
    • مقالات اجتماعی
    • مقالات اقتصادی
    • مقالات سیاسی
    • مقالات وارده
  • آلترناتیو و مقاومت
    • مسعود رجوی
    • مریم رجوی
  • تاریخی
    • تاریخ ایران
    • تاریخ جهان
    • مناسبت‌ها
  • آموزش
    • انقلاب دمکراتیک ایران
    • آموزه‌های اقتصادی
    • آموزه‌های اجتماعی
    • آموزه‌های سیاسی
  • زنان
    • زنان پیشتاز
    • زنان تاریخساز
  • فرهنگ و دانش
    • هنر و ادب
    • تازه‌های علمی
نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه نتایج
کالج آزادی
نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه نتایج
صفحه اصلی آموزه‌های سیاسی

جنگ ایران و عراق؛ بحران‌سازی و نقش ایدئولوژی در سیاست جمهوری اسلامی (۱)

در ۱۳ شهریور ۱۳۵۹ بیست روز قبل از حمله عراق شهرهای خانقین و مندلی در عراق با خمپاره توسط سپاه پاسداران هدف قرار گرفت

16می2026
جنگ ایران و عراق

تحریکهای خمینی پنج ماه قبل از شروع جنگ با عراق

Share on FacebookShare on Twitter

جنگ ایران و عراق نه فقط به‌عنوان یک رویارویی نظامی، بلکه به‌عنوان بخشی از سازوکار سیاسی و ایدئولوژیک حکومت جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار گیرد؛ سازوکاری که جنگ، بحران و فضای امنیتی را در خدمت بقای قدرت سیاسی قرار می‌دهد.

فهرست مطالب مقاله

Toggle
  • مقدمه
  • ایران پس از انقلاب؛ از امید به آزادی تا شکل‌گیری بحران سیاسی
  • وعده‌های انقلاب و شکل‌گیری انتظارات عمومی
  • از گشایش سیاسی تا تمرکز قدرت
  •  بحران‌های داخلی و درگیری در مناطق پیرامونی
  •  جامعه ایران در آستانه جنگ
  •  زمینه‌های شکل‌گیری بحران خارجی
  • مقدمه‌های شروع جنگ بین ایران و عراق
    • «از گفتمان صدور انقلاب تا آغاز درگیری‌های مرزی و ورود به جنگ منطقه‌ای
    • تحولات سیاسی سال‌های نخست انقلاب و روند تدریجی تشدید بحران میان تهران و بغداد
    • پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و نوشیدن جام زهر
  • چرا خمینی عراق را برای جنگ انتخاب کرد؟
    • خودمختاری چیست و چه تفاوتی با فدرالیسم دارد؟ کاربرد آن در کشورهای متنوع
    • «ولایت فقیه» پایه و اساس فاشیسم مذهبی در حکومت جمهوری اسلامی ایران
  • چرا خمینی از آغاز حکومتش به دنبال دخالت در عراق بود؟
  • چند نمونه از خواست خمینی برای شروع جنگ با عراق
  • امپراتوری اسلامی آرزوی خمینی
  •  آغاز جنگ ایران و عراق
  •  جمع‌بندی تحلیلی
    • ۱. سطح اجتماعی:

مقدمه

در این سلسله مقالات، هدف ما بازگویی صرفِ تاریخ جنگ ایران و عراق یا مرور اختلافات مرزی و سیاسی دو کشور نیست؛ زیرا درباره پیشینه روابط ایران و عراق، قراردادها، تنش‌های مرزی و آغاز جنگ، منابع فراوانی در اینترنت و آثار تاریخی و سیاسی منتشر شده و هر جریان سیاسی یا پژوهشگر، از زاویه نگاه خود به این موضوع پرداخته است.

آنچه در این مجموعه مورد توجه قرار می‌گیرد، بررسی ماهیت ایدئولوژیک حکومت جمهوری اسلامی و نقش بحران، جنگ و تنش خارجی در تداوم ساختار قدرت آن است. پرسش اصلی این است که چگونه حکومت برآمده از اندیشه‌های روح‌الله خمینی، از نخستین سال‌های شکل‌گیری خود، جنگ و بحران را نه صرفاً یک حادثه ناخواسته، بلکه ابزاری سیاسی و ایدئولوژیک برای تثبیت قدرت و ادامه حاکمیت تلقی کرد.

این رویکرد را می‌توان نه‌تنها در جنگ ۸ ساله ایران و عراق، بلکه در سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی در دهه‌های بعد نیز مشاهده کرد؛ سیاستی که بر پایه ایجاد تنش مستمر، گسترش نفوذ ایدئولوژیک و امنیتی‌سازی فضای داخلی و خارجی استوار بوده است. از همین منظر، مناقشه بر سر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی و تنش‌های مداوم آن با کشورهای منطقه و غرب، از سوی بسیاری از منتقدان و تحلیلگران، ادامه همان الگوی بحران‌محور ارزیابی می‌شود.

در جهان امروز، بسیاری از دولت‌ها با وجود اختلافات سیاسی و رقابت‌های منطقه‌ای می‌کوشند از جنگ و بی‌ثباتی اجتناب کنند تا منابع کشور صرف توسعه اقتصادی، رفاه اجتماعی و بهبود زندگی مردم شود. اما جمهوری اسلامی، از آغاز شکل‌گیری خود، نوعی حکومت ایدئولوژیک مبتنی بر «صدور انقلاب» و گسترش نفوذ مذهبی در منطقه را دنبال کرده است؛ رویکردی که منتقدان آن را دارای ویژگی‌های حکومت‌های تمامیت‌خواه و ایدئولوژیک قرن بیستم می‌دانند.

تجربه تاریخی نشان داده است که حکومت‌های ایدئولوژیک و تمامیت‌خواه، برای حفظ انسجام درونی خود، معمولاً بر دو پایه حرکت می‌کنند: ایجاد بحران و دشمن خارجی، و سرکوب نیروهای مخالف و آزادی‌خواه در داخل. در چنین ساختارهایی، جنگ و فضای امنیتی، به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به سرکوب، حذف مخالفان و تمرکز قدرت تبدیل می‌شود. از این منظر، برخی تحلیلگران میان الگوهای رفتاری حکومت جمهوری اسلامی و نمونه‌هایی از حکومت‌های فاشیستی و اقتدارگرای قرن بیستم، از جمله حکومت بنیتو موسولینی Benito Mussolini در ایتالیا و حکومت آدولف هیتلر Adolf Hitler در آلمان، شباهت‌هایی مشاهده می‌کنند؛ با این تفاوت که در جمهوری اسلامی، این ساختار با پوششی مذهبی و ایدئولوژیک همراه شده است.

با چنین نگاهی، در این سلسله مقالات تلاش خواهد شد جنگ ایران و عراق نه فقط به‌عنوان یک رویارویی نظامی، بلکه به‌عنوان بخشی از سازوکار سیاسی و ایدئولوژیک حکومت جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار گیرد؛ سازوکاری که جنگ، بحران و فضای امنیتی را در خدمت بقای قدرت سیاسی قرار می‌دهد.

ایران پس از انقلاب؛ از امید به آزادی تا شکل‌گیری بحران سیاسی

پس از سقوط حکومت پهلوی در سال ۱۳۵۷، جامعه ایران وارد مرحله‌ای از تحول عمیق سیاسی و اجتماعی شد. فضای عمومی کشور در ماه‌های نخست پس از انقلاب، با نوعی امید گسترده به آزادی‌های سیاسی، عدالت اجتماعی و مشارکت عمومی همراه بود. ساختار امنیتی پیشین از هم پاشیده بود و در بسیاری از شهرها، فضای سیاسی به‌طور بی‌سابقه‌ای باز شده بود.

در این دوره، نیروهای مختلف سیاسی از طیف‌های گوناگون—از گروه‌های چپ تا نیروهای ملی و مذهبی—در فضای عمومی فعال شدند. نشریات متعدد منتشر می‌شد، تجمعات سیاسی شکل می‌گرفت و دانشگاه‌ها به یکی از مهم‌ترین مراکز بحث سیاسی تبدیل شده بودند. این وضعیت در ادبیات سیاسی به‌عنوان دوره‌ای از «گشایش انقلابی» شناخته می‌شود.

وعده‌های انقلاب و شکل‌گیری انتظارات عمومی

در همین فضای پرتحرک، روح‌الله خمینی که در آن زمان رهبری انقلاب را ربوده بود، مجموعه‌ای از وعده‌های سیاسی و اجتماعی را مطرح کرد که بخش مهمی از انتظارات عمومی را شکل داد.

از جمله این وعده‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • آزادی کامل مطبوعات و فعالیت احزاب
  • مشارکت سیاسی گسترده و پایان فضای اختناق
  • تدوین قانون اساسی از طریق مجلس مؤسسان
  • بهبود وضعیت معیشتی عمومی، از جمله وعده‌هایی درباره ارزان‌سازی یا رایگان شدن برخی خدمات عمومی مانند آب و برق
  • تأکید بر حقوق اجتماعی برابر برای زنان در چارچوب جدید سیاسی

این وعده‌ها در فضای پس از انقلاب، نوعی انتظار عمومی برای گذار به یک نظام سیاسی بازتر ایجاد کرد؛ نظامی که قرار بود با فاصله گرفتن از ساختار امنیتی پیشین، بر پایه مشارکت عمومی بازسازی شود.

از گشایش سیاسی تا تمرکز قدرت

با گذشت زمان و تثبیت تدریجی ساختار جدید قدرت، مسیر تحولات سیاسی ایران به سمت تمرکز قدرت در قالب نظام «ولایت فقیه» حرکت کرد. این تحول، پیامدهای مستقیم بر فضای سیاسی کشور داشت.

در عمل، بخشی از نیروهای سیاسی فعال در دوره انقلاب که انتظار مشارکت گسترده در ساختار جدید را داشتند، به‌تدریج با محدودیت‌های سیاسی مواجه شدند. فضای رسانه‌ای نیز که در ماه‌های نخست انقلاب بسیار متکثر بود، به سمت کنترل و محدودسازی حرکت کرد.

در ادبیات علوم سیاسی، این روند اغلب به‌عنوان «گذار از انقلاب به تثبیت اقتدار سیاسی» تحلیل می‌شود.

 بحران‌های داخلی و درگیری در مناطق پیرامونی

در کنار تحولات مرکز، ایران در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب با مجموعه‌ای از بحران‌های داخلی نیز مواجه شد. یکی از مهم‌ترین این بحران‌ها، درگیری‌های سیاسی و نظامی در مناطق کردنشین کشور بود.

در این دوره، تنش میان نیروهای دولت مرکزی و برخی گروه‌های سیاسی فعال در کردستان به درگیری‌های گسترده منجر شد. این وضعیت، بخشی از فرآیند پیچیده شکل‌گیری دولت جدید و تثبیت کنترل سیاسی در مناطق پیرامونی تلقی می‌شود.

این درگیری‌ها در حافظه سیاسی آن دوره، به‌عنوان یکی از جدی‌ترین چالش‌های داخلی حکومت جدید ثبت شده است.

اعدام در کردستان ۱۳۵۸
اعدام صحرایی مردم کردستان توسط سپاه پاسداران سال ۵۸

 جامعه ایران در آستانه جنگ

در فاصله سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹، جامعه ایران در وضعیت پیچیده‌ای از نظر سیاسی و اجتماعی قرار داشت. از یک سو، بخش‌هایی از جامعه همچنان درگیر شور انقلابی و امید به تحول بودند و از سوی دیگر، فضای سیاسی کشور به‌تدریج به سمت قطبی‌شدن و منازعه داخلی حرکت می‌کرد.

در این دوره، شکاف میان «وعده‌های اولیه انقلاب» و «واقعیت‌های در حال شکل‌گیری ساختار قدرت» به یکی از محورهای اصلی تنش اجتماعی تبدیل شده بود.

تیر خلاص زدن به مردم کردستان
تیرخلاص زدن به اعدام‌شدگان در کردستان سال ۵۸

 زمینه‌های شکل‌گیری بحران خارجی

در سطح سیاست خارجی، جمهوری اسلامی در حال تعریف یک چارچوب جدید ایدئولوژیک برای نقش منطقه‌ای خود بود. مفهوم «صدور انقلاب» در این دوره به‌عنوان یکی از عناصر اصلی گفتمان سیاسی مطرح شد.

این رویکرد، در کنار اختلافات تاریخی و ژئوپلیتیک با عراق، به افزایش حساسیت‌های منطقه‌ای منجر شد و فضای روابط دو کشور را به سمت تنش بیشتر سوق داد.

مقدمه‌های شروع جنگ بین ایران و عراق

«از گفتمان صدور انقلاب تا آغاز درگیری‌های مرزی و ورود به جنگ منطقه‌ای

خمینی از فروردین ۵۸، شروع به دخالت در امور عراق کرد. رژیم می‌گفت در عراق باید یک جمهوری اسلامی مانند جمهوری اسلامی ایران تشکیل شود.

جنگ ایران و عراق، طولانی‌ترین جنگ متعارف کلاسیک در قرن بیستم بود که خسارات جبران‌ناپذیر انسانی و مادی به دو کشور ایران و عراق وارد کرد؛ این جنگ بعد ازظهر روز یکشنبه ۳۱شهریور، ۱۳۵۹ با بمباران فرودگاه مهرآباد و چند پایگاه هوایی دیگر توسط عراق آغاز شد.

۱۵ روز بعد از انقلاب ضد‌ سلطنتی روزنامه کیهان از قول خمینی نوشت: «امام خواستار تشکیل دولت جهانی اسلام شد».[۱] این پیام هشداری برای کشورهای همسایه‌ی ایران بود.

پس از انقلاب، صدام حسین با ارسال پیام تبریکی خواهان دوستی با ایران شد، اما خمینی با جمله «والسلام علی من اتبع الهدی» به او پاسخ داد. این عبارت در فرهنگ اسلامی نوعی پاسخ منفی به طرف مقابل است. ۶ ماه قبل از شروع جنگ ایران و عراق روزنامه کیهان از قول خمینی نوشت: امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.[۲]

تحولات سیاسی سال‌های نخست انقلاب و روند تدریجی تشدید بحران میان تهران و بغداد

در ۱۳ شهریور ۱۳۵۹ بیست روز قبل از حمله عراق شهرهای خانقین و مندلی در عراق با خمپاره توسط سپاه پاسداران هدف قرار گرفت. [۳][۴]

سرانجام عراق با بمباران فرودگاه مهر‌آباد در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ جنگ را آغاز کرد، اما ۷ روز پس از شروع جنگ قطعنامه ۴۷۹ شورای امنیت سازمان ملل متحد با نام «بررسی وضعیت میان ایران و عراق» به اتفاق آرا تصویب و از طرفین جنگ خواسته شد، اختلافات فی‌مابین را با اتکا به اصول عدالت و حقوق بین‌الملل حل و فصل کنند. عراق این قطعنامه را پذیرفت اما خمینی آن را رد کرد.[۵]

وی چندین قطعنامه دیگر را که از طرفین خواهان صلح می‌شد به رغم پذیرش عراق رد کرد. از جمله هنگامی که خرمشهر آزاد شده و عراق از خاک ایران عقب‌نشینی کرد، خمینی قطعنامه ۵۱۴ را که می‌توانست به جنگ خاتمه دهد، ‌رد کرد. به گفته‌ی مقامات جمهوری اسلامی، جنگ، عامل بقای نظام پس از انقلاب بود و به همین علت خمینی آن‌را ادامه می‌داد. جنگ خارجی، سرکوب مخالفان در داخل را مشروع و مطالبات مردمی را خاموش می‌نمود.

جواد منصوری اولین فرمانده سپاه پاسداران می‌گوید:

«اگر جنگ نشده بود من فکر می‌کنم انقلاب اسلامی از بین رفته‌بود…[جنگ به ما] قدرت داد، تجربه داد…خیلی ما نتایج جنگ برامون عالی بود، با جنگ بود توانستیم ضدانقلاب داخل رو سرکوب کنیم، گروهکها رو سرکوب کنیم.»[۶]

پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و نوشیدن جام زهر

یک سال پس از صدور آخرین قطعنامه در راستای آتش‌بس، (قطعنامه ۵۹۸) خمینی بدون هیچ توضیحی در تاریخ ۱۷ تیر قطعنامه را پذیرفت و رژیم ایران روز ۲۹ تیرماه ۱۳۶۷ رسما آن‌ را اعلام کرد. خمینی پذیرش قطعنامه را به «نوشیدن جام زهر» تشبیه کرد و گفت دلیل آن‌را نمی‌تواند بگوید. روز ۲۹ مرداد ماه با اعلام توافق عراق جنگ هفت‌ساله رسما پایان یافت. سا‌ل‌ها بعد برخی از فرماندهان ارشد سپاه از جمله اسماعیل کوثری گفتند، مدت کوتاهی پیش از پذیرش جام زهر، ‌مجاهدین خلق عملیاتی مقدماتی برای تسخیر تهران انجام داده و شهر مهران را تسخیر کردند. ما مجبور به پذیرش آتش‌بس شدیم تا حرکت بعدی را خنثی کنیم.[۷]

خمینی از پذیرش آتش‌بس بسیار اندوهگین بود. حاج عیسی خادم او می‌گوید وی پس از آن تا دو روز چیزی نخورد و تا پایان عمر لبخند نزد

رژیم برای دخالت در عراق، نیاز به عراقیانی داشت که آنها را مزدور خود کرد و آموزشهای مختلف نظامی و تروریستی و امکانات زیادی به آنها میداد. از طرف دیگر استانداری خوزستان وسائل و امکانات لازم را در نیمة دوم سال ۵۸ در اختیار مزدوران عراقی قرار میداد تا در عراق دست به اقدامات تروریستی بزنند. در رأس ایادی رژیم در عراق، حزب الدعوه قرار داشت. که نوری المالکی بعنوان یکی از رهبران این حذب کاملا مورد اعتماد رژیم جمهوری اسلامی بود. در زمستان ۵۸ هنگامی که یکی از مقامات عراقی در دانشگاه مستنصریة بغداد سخنرانی می‌کرد، مزدوران رژیم با پرتاب چند نارنجک ۳ نفر را کشته و چند نفر را مجروح نمودند.

روزنامه کیهان در ۷ اسفند ۱۳۵۷ نوشت: «امام خواستار تشکیل دولت جهانی اسلام شد». خمینی بطور مشخص برای دخالت، کشور عراق را انتخاب کرد.

چرا خمینی عراق را برای جنگ انتخاب کرد؟

در این رابطه در صفحات ۳۳۸ و ۳۳۹ کتاب گزارش مسئول شورای ملی مقاومت ایران به مردم ایران آمده: «در ميان همسايگان آنروز ايران، عراق بهترين سوژة خميني بود. بخصوص كه عراق خود مسئول تجاوز و تهاجم گستردة آخر شهريور 59 بود و خميني به لحاظ شخصي نيز خرده حسابها از زعماي آن كشور در دل داشت. از اين مهمتر اکثریت عظيم شيعيان عراق و همچنين وجود مراقد ائمة اطهار در آن كشور به مثابة زيارتگاه هاي انگيزندة شيعيان ايران و جهان بود، نه شاه و نه خميني نه مي خواستند و نه مي توانستند في المثل به تركيه چپ نگاه كنند!

خميني معني بين المللي چپ نگاه كردن به تركيه يا پاكستان و يا طمعكاري بيش از حد در بارة افغانستان را خيلي خوب مي فهميد اما در مورد عراق وضع فرق مي كرد، بخصوص كه عراق بر خلاف تبليغات خميني كه عراق را دست نشاندة آمريكا و اسراييل مي خواند، در مقايسه با ساير دولتهاي منطقه ”نا وابسته“ ترين آنها بود. به اين ترتيب عراق بهترين طعمه براي سياست جنگ افروزانه و فوق ارتجاعي صدور به اصطلاح انقلاب خميني بود».

مطالب در ارتباط


خودمختاری چیست و چه تفاوتی با فدرالیسم دارد؟ کاربرد آن در کشورهای متنوع


«ولایت فقیه» پایه و اساس فاشیسم مذهبی در حکومت جمهوری اسلامی ایران

چرا خمینی از آغاز حکومتش به دنبال دخالت در عراق بود؟

خمینی مرزی برای کشورها به رسمیت نمی‌شناخت، اما موضوع اصلی این بود که پس از سرنگونی دیکتاتوری سلطنتی، انرژیهای مردم در بهار آزادی، آزاد شده و خواستة‌ اصلیشان آزادی و عدالت اجتماعی بود. خمینی نمی‌توانست به این خواستة برحق مردم پاسخ بدهد و مجبور بود با مردم بجنگد اما جنگ افروزی یا جنگ خارجي يك پوشش براي منحرف كردن مردم از جنگ داخلي بود.

اين جنگ به خميني امکان می‌داد تا در مقابل خواسته هاي برحق مردم بايستد و آنها را با گفتن این که دشمن خارجی داریم، سرکوب کند. این دقیقا همان کاری است که خامنه‌ای با دامن زدن به جنگ در منطقه ادامه داد.

چند نمونه از خواست خمینی برای شروع جنگ با عراق

روزنامه جمهوري اسلامی در ۱۸ شهريور سال ۵۹، يعني ۱۲ روز قبل از آغاز جنگ، اعلام كرد: «به فرمان امام، نيروهاي انقلاب آمادگي خود را براي تصرف عراق با پشتيباني مسلمين اعلام كردند»

در آن زمان، روزنامه جمهوری اسلامی تحت اشراف خامنه‌ای که عضو شورای انقلاب خمینی بود، منتشر می‌شد. رژیم بطور روشن مشخص کرد که هدف «تصرف عراق» با «پشتیبانی» مزودوران رژیم در آن کشور است.

چند روز پس از شروع جنگ ایران و عراق، ابراهيم يزدي، وزیرخارجه خمینی در آن زمان در مصاحبه‌ای در ۵ مهر ۵۸ در کیهان منتشر شده بود گفت: «ما كه آمديم روي كار، محور اول اين بود كه يك سفير وارد به اوضاع عراق نصب كنيم كه قادر باشد ارتباطات سري را با گروههاي مسلمان مخالف رژيم عراق، در داخل عراق برقرار كند. سياست ما هم عليه عراق وساير اعراب بود خصوصاً در رابطه با مردم عراق اجراي برنامه هاي تبليغاتي به زبان عربي بود». پس هیچ تردیدی نیست که خمینی جنگ را به مردم ما تحمیل کرد.

ابراهیم یزدی، خمینی
ابراهیم‌ یزدی از همراهان خمینی در نوفل‌لوشاتو فرانسه که بعدا مغضوب خمینی شد

امپراتوری اسلامی آرزوی خمینی

خمینی در اندیشه‌اش به دنبال ایجاد یک امپراتوری اسلامی شبیه امپراتوری عثمانی‌ بود؛ وی در سال ۱۳۲۳ درباره‌ی مرزهای جغرافیایی گفته‌ بود:

«این دیوارها که دور دنیا کشیدند و به نام کشور و وطن خواندند، از فکر محدود بشر پیدا شده! دنیا، وطن توده بشر است».[۱۰]

یعنی تقسیم‌بندی جغرافیایی را اساساً قبول نداشت، پس از انقلاب ضد سلطنتی که خمینی قدرت را بدست گرفت؛ تمام تلاشش را برای ایجاد امپراتوری اسلامی بکار گرفت. خمینی در روز ۷ اسفند ۱۳۵۷ فقط ۱۵ روز پس از سرنگونی شاه، در دیدار با هیأتی از شیعیان کویت که به ریاست فردی به نام «مُهری» به دیدار او آمده بودند گفت:

«یک دولت بزرگ اسلامی باید بر همه جهان غلبه کند».[۱۱]

دولت کویت اقدامات مُهری را دخالت در امور داخلی این کشور تلقی کرد و مُهری و ۱۹ نفر از اطرافیان وی را در ۵ مهر ۱۳۵۸ از کویت اخراج کرد.[۱۲] روزنامه‌‌ی رأی‌العام کویت نوشت:

«چنین معلوم است که تهران مایل است به نام اسلام یک امپراتوری را دوباره ایجاد نماید».[۱۳]

ده‌ها کشته و زخمی در جنگ ایران و عراق

در خصوص آرزوهای خمینی، کیهان در اسفند ۱۳۵۷ نوشت:

«امام خواستار دولت جهانی اسلام شد».[۱۴]

همچنین به دعوت فرمانده سپاه پاسداران، هیأت انقلاب اسلامی جزیرة‌العرب (عربستان‌سعودی، یمن، قطر، عمان و امارات متحده‌ی عربی) وارد تهران شدند، این هیأت با خمینی دیدار داشت و خمینی از آنها خواست که دولت متبوع خودشان را سرنگون سازند.[۱۵]

خمینی در نخستین سالگرد انقلاب ضد سلطنتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۸ صریحاً به موضوع صدور انقلاب اسلامی تأکید ورزید و گفت:

«ما باید به هر قیمت شده انقلاب خود را به تمام ممالک اسلامی و تمام جهان صادر کنیم.»[۱۶]

وی در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ از قم به تهران آمد و در جماران مستقر شد؛ در دیدار با مردم آن محله تصریح کرد که:

«شما باید اسلام را به پیش ببرید و انشاءالله اسلام را به تمام دنیا صادر کنید و قدرت اسلام را به تمام ابرقدرت‌ها بفهمانید.» [۱۷]

بدین ترتیب روشن شد که نیت خمینی زنده کردن یک امپراتوری قدرتمند به اسم اسلام بود.

 آغاز جنگ ایران و عراق

در نهایت، در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، جنگ میان ایران و عراق آغاز شد. این جنگ که بعدها در ادبیات بین‌المللی به‌عنوان یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های متعارف قرن بیستم شناخته شد، پیامدهای گسترده‌ای در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی داشت.

در روزهای ابتدایی جنگ، سازمان ملل با صدور قطعنامه ۴۷۹ خواستار توقف فوری درگیری‌ها شد، اما روند جنگ به سرعت از یک درگیری مرزی به یک جنگ فرسایشی گسترده تبدیل شد.

 جمع‌بندی تحلیلی

از منظر تحلیل سیاسی–تاریخی، دوره پس از انقلاب ایران تا آغاز جنگ ایران و عراق را می‌توان در سه سطح اصلی تحلیل کرد:

۱. سطح اجتماعی:

گذار از امید گسترده به آزادی به سمت ناامیدی و قطبی‌شدن سیاسی

۲. سطح داخلی:
تثبیت تدریجی ساختار قدرت و محدود شدن فضای مشارکت سیاسی

۳. سطح منطقه‌ای:
افزایش تنش‌های ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک و ورود به منطق درگیری خارجی

در این چارچوب، جنگ ایران و عراق نه صرفاً یک رخداد نظامی، بلکه بخشی از یک فرآیند پیچیده تحول سیاسی در ایران پس از انقلاب قابل تحلیل است.

عباس تبریزی

  • سایت کالج آزادی در شبکه‌های اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب

لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.

اشتراکتوئیتاشتراک
پست قبلی

ناو فرانسه در تنگه هرمز؛ شارل دوگل به دریای عرب نزدیک می‌شود

پست بعدی

۵ شرط اصلی امریکا برای ایران؛ ادامه آتش‌بس یا بن‌بست تازه در مذاکرات توقف جنگ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تأسیس سازمان مجاهدین

تأسیس سازمان مجاهدین؛ ۱۵ شهریور؛ شصت‌ویک سال از آن تصمیم تاریخی

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ فروپاشی توافق و اوج‌گیری جنگ ایران و آمریکا

تهران

تهران چگونه پایتخت ایران شد؟ تصمیمی که تاریخ ایران را تغییر داد

فروپاشی اقتصادی ایران

فروپاشی اقتصادی ایران؛ بهای جنگ‌طلبی و «محور مقاومت»

قیمت دلار

قیمت دلار؛ از هفت تومان تا ۲۰۴ هزار تومان، روایت یک سقوط

دلار ۲۰۰ هزار تومان

دلار ۲۰۰ هزار تومان؛ جنگی که پایانی برای بحران اقتصادی ندارد

تحریم‌های جدید امریکا علیه ایران

تحریم‌های جدید امریکا علیه ایران؛ بسنت: شریان‌های اقتصادی تهران را قطع می‌کنیم

دستگیری مجاهدین

دستگیری مجاهدین در اول شهریور؛ وقتی سرکوب شاه به آغاز مقاومتی تازه انجامید

اهمیت تنگه هرمز

اهمیت تنگه هرمز؛ گلوگاهی که دیگر تنها راه نیست

قائم حسینی

قائم حسینی اعدام شد؛ یک متهم دیگر پرونده میدان علیخانی اصفهان

  • خانه
  • یادداشت روز
  • اعتراضات ایران
  • رژیم ایران و آمریکا
  • اخبار
  • مقالات و یادداشت‌ها
  • آلترناتیو و مقاومت
  • تاریخی
  • آموزش
  • زنان
  • فرهنگ و دانش

© ۲۰۲۴ - کالج آزادی. استفاده از مطالب مندرج در سایت با ذکر منبع بلامانع است.

نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه نتایج
  • خانه
  • یادداشت روز
  • اعتراضات ایران
  • رژیم ایران و آمریکا
  • اخبار
    • اخبار اجتماعی
    • اخبار سیاسی
    • نقض حقوق بشر
  • مقالات و یادداشت‌ها
    • مقالات اجتماعی
    • مقالات اقتصادی
    • مقالات سیاسی
    • مقالات وارده
  • آلترناتیو و مقاومت
    • مسعود رجوی
    • مریم رجوی
  • تاریخی
    • تاریخ ایران
    • تاریخ جهان
    • مناسبت‌ها
  • آموزش
    • انقلاب دمکراتیک ایران
    • آموزه‌های اقتصادی
    • آموزه‌های اجتماعی
    • آموزه‌های سیاسی
  • زنان
    • زنان پیشتاز
    • زنان تاریخساز
  • فرهنگ و دانش
    • هنر و ادب
    • تازه‌های علمی

© ۲۰۲۴ - کالج آزادی. استفاده از مطالب مندرج در سایت با ذکر منبع بلامانع است.