چرا بخشی از حاکمیت ایران با توافق هستهای مخالف است؟ این مقاله با بررسی اقتصاد تحریمی، رقابت نخبگان سیاسی، نقش سپاه پاسداران و ابعاد ایدئولوژیک، دلایل مخالفت با توافق هستهای را تحلیل میکند.

واکاوی اقتصاد سیاسی، ایدئولوژی و رقابت قدرت در حکومت جمهوری اسلامی
مقدمه
روابط حکومت جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا طی چهار دهه گذشته یکی از محوریترین و تعیینکنندهترین محورهای سیاست داخلی و خارجی رژیم ایران بوده است. از زمان انقلاب ۱۳۵۷، تقابل با ایالات متحده به یکی از ارکان هویتی نظام سیاسی تبدیل شد و بخش مهمی از مشروعیت سیاسی حاکمیت از طریق گفتمان «مقاومت» ـ یا در تحلیل دقیقتر، گفتمان ضدسرمایهداری و ضدنفوذ غرب ـ بازتولید شده است.
در چنین چارچوبی، تجربه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ موسوم به «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) نشان داد که در درون ساختار قدرت ایران اجماع کامل و یکپارچهای درباره نحوه تعامل با ایالات متحده وجود ندارد. در واقع، سیاست خارجی حکومت ایران نه محصول اراده یکپارچه دولت، بلکه نتیجه تعامل پیچیده و رقابت میان مراکز متعدد قدرت است.
در سالهای اخیر و همزمان با تلاشها برای احیای مذاکرات هستهای، شکافهای درون حاکمیت بار دیگر آشکار شده است. بخشی از نخبگان سیاسی، کاهش تحریمها و عادیسازی نسبی روابط خارجی را ضرورتی برای خروج از بحران اقتصادی میدانند، در حالی که بخش دیگری از ساختار قدرت با هرگونه توافق گسترده مخالفت میکند.

پرسش اصلی این مقاله آن است که:
چرا بخشی از حاکمیت ایران با توافق هستهای مخالفت میکند؟
فرضیه اصلی این پژوهش چنین است:
مخالفت با توافق صرفاً ناشی از اختلافات ایدئولوژیک نیست، بلکه حاصل همپوشانی سه عامل اساسی است:
۱. منافع اقتصادی ناشی از «اقتصاد تحریمی»
۲. رقابت نخبگان سیاسی بر سر قدرت
۳. تداوم گفتمان ضدآمریکایی بهعنوان بخشی از مشروعیت سیاسی نظام
ساختار قدرت در حکومت جمهوری اسلامی و تضاد با توافق هستهای
یکی از ویژگیهای بنیادین نظام جمهوری اسلامی وجود مراکز متعدد قدرت در ساختار سیاسی است. برخلاف دولتهای کلاسیک متمرکز، در این نظام تصمیمگیری صرفاً در اختیار دولت یا رئیسجمهور نیست، بلکه مجموعهای از نهادهای رسمی و غیررسمی در آن نقش دارند؛ از جمله:
ولی فقیه، سپاه پاسداران ، شورای عالی امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، و شبکههای گسترده سیاسی و مذهبی.
از منظر نظری، این ساختار را میتوان نوعی «دولت چندمرکزی» یا «چندقطبی درونحاکمیتی» دانست که در آن قدرت میان بازیگران مختلف توزیع شده است. در چنین ساختاری، سیاست خارجی نه نتیجه تصمیم یک نهاد واحد، بلکه حاصل چانهزنی و رقابت میان مراکز قدرت است.
در برخی تحلیلهای انتقادی، ساختار نظام جمهوری اسلامی به عنوان ساختاری «ناهمزمان از نظر تاریخی» توصیف میشود؛ به این معنا که در رأس آن نوعی الگوی اقتدار سنتی و ایدئولوژیک ارتجاعی قرار دارد، در حالی که بدنه مدیریتی و اجرایی آن تا حدی با منطقهای مدرن بوروکراتیک و حتی سرمایهداری تطبیق یافته است. این شکاف ساختاری، به شکلگیری تنشهای دائمی در سیاستگذاری منجر میشود.
در نتیجه، در موضوعاتی مانند پرونده هستهای، نوعی «ناهماهنگی ظاهری» مشاهده میشود. با این حال، این ناهماهنگی الزاماً نشانه آشفتگی نیست، بلکه بخشی از سازوکار درونی نظام برای مدیریت رقابت میان جناحهای مختلف محسوب میشود.
رقابت نخبگان سیاسی و مسئله توافق هستهای
نظریه رقابت نخبگان سیاسی (Elite Competition Theory) بیان میکند که سیاست در جوامع پیچیده، عرصه رقابت میان گروههای قدرتمند برای کنترل منابع قدرت است. در این چارچوب، سیاست خارجی صرفاً ابزار تأمین منافع ملی نیست، بلکه به ابزاری برای تقویت یا تضعیف جناحهای داخلی تبدیل میشود.
در حکومت جمهوری اسلامی ، پرونده هستهای همواره فراتر از یک موضوع فنی یا دیپلماتیک بوده است. موفقیت یا شکست مذاکرات میتواند بهطور مستقیم جایگاه سیاسی جناحهای مختلف را تغییر دهد.
جریانهای میانهرو و عملگرا معمولاً توافق را ابزاری برای کاهش فشارهای اقتصادی، افزایش مشروعیت داخلی و جلوگیری از تشدید بحرانهای اجتماعی میدانند. در مقابل، جریانهای تندرو و محافظهکار نگران آن هستند که موفقیت مذاکرات موجب افزایش نفوذ رقبای سیاسی و کاهش جایگاه نیروهای امنیتی و ایدئولوژیک شود.
بنابراین، مخالفت با توافق را نمیتوان صرفاً ناشی از باورهای ایدئولوژیک دانست؛ بلکه این مخالفت بخشی از رقابت گستردهتر بر سر توزیع قدرت در درون ساختار سیاسی است.
اقتصاد سیاسی مخالفت با توافق هستهای
اقتصاد تحریمی و شکلگیری منافع جدید
تحریمهای گسترده طی دو دهه گذشته ساختار اقتصادی ایران را بهطور بنیادین دگرگون کردهاند. در کنار اقتصاد رسمی، شبکههایی از فعالیتهای اقتصادی مرتبط با دور زدن تحریمها شکل گرفتهاند که در حوزههای تجارت خارجی، انرژی، حملونقل، مبادلات مالی و واردات فعالیت میکنند.
در ادبیات اقتصاد سیاسی، این وضعیت با عنوان «اقتصاد تحریمی» شناخته میشود؛ یعنی اقتصادی که در آن برخی بازیگران از استمرار محدودیتهای بینالمللی سود میبرند. این گروهها معمولاً از انحصارهای اقتصادی، تجارت غیرشفاف و دسترسی ویژه به منابع بهرهمند هستند.
از این منظر، رفع تحریمها تنها به معنای گشایش اقتصادی نیست، بلکه میتواند به معنای از بین رفتن بخشی از رانتها و مزیتهای ساختاری موجود باشد. بنابراین بخشی از مخالفت در برابر توافق را باید در چارچوب حفظ منافع اقتصادی تحلیل کرد.
بازتوزیع قدرت اقتصادی
هرگونه توافق گسترده با غرب میتواند پیامدهایی بنیادین به همراه داشته باشد، از جمله:
- افزایش سرمایهگذاری خارجی
- تقویت بخش خصوصی
- افزایش شفافیت اقتصادی
- گسترش رقابت در بازار
- کاهش نقش شبکههای غیررسمی اقتصادی
- گسترش تغییر فرهنگ و سپس تغییر حکومت و طراز شدن با جامعه جهانی
در نتیجه، توافق هستهای صرفاً یک مسئله دیپلماتیک نیست، بلکه نوعی بازتوزیع قدرت اقتصادی در ساختار داخلی کشور محسوب میشود. به همین دلیل، مخالفت با آن در بسیاری موارد به معنای دفاع از نظم اقتصادی موجود است.
سپاه پاسداران و مسئله توافق هستهای
سپاه پاسداران طی سه دهه گذشته از یک نهاد صرفاً نظامی به یک بازیگر چندبعدی در حوزههای امنیتی، سیاسی و اقتصادی تبدیل شده است. حضور گسترده این نهاد در پروژههای عمرانی، انرژی، مخابرات و تجارت خارجی موجب شده است که به یکی از مهمترین بازیگران اقتصاد سیاسی رژیم ایران تبدیل شود.
برخی تحلیلگران معتقدند توافقی که منجر به عادیسازی روابط اقتصادی و کاهش تحریمها شود، میتواند وزن نسبی بخش خصوصی و دولت را افزایش داده و در نتیجه توازن کنونی قدرت را تغییر دهد.
البته سپاه یک بازیگر کاملاً یکپارچه نیست و در درون آن نیز دیدگاههای متفاوتی درباره سیاست خارجی وجود دارد. با این حال، نگرانی از کاهش نفوذ نهادی و اقتصادی یکی از عوامل مهم بدبینی نسبت به توافق محسوب میشود.

ابعاد ایدئولوژیک مخالفت با توافق هستهای
در کنار عوامل اقتصادی و سیاسی، مخالفت با توافق دارای ابعاد ایدئولوژیک نیز هست. بخش مهمی از مشروعیت حکومت جمهوری اسلامی بر گفتمان صدور بنیادگرایی، مقابله با نفوذ خارجی و مقاومت در برابر ایالات متحده ـ بهعنوان نماد نظام سرمایهداری جهانی ـ استوار است.
در این چارچوب، برخی تحلیلها تأکید میکنند که ساختار ایدئولوژیک نظام از ابتدا بر نوعی تقابل بنیادین با نظم سرمایهداری غربی بنا شده است؛ تقابلی که در سیاست خارجی، از جمله تسخیر سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸، بهصورت عملیاتی نیز نمود یافت. هدف این رویکرد، جلوگیری از هرگونه نفوذ مستقیم غرب در ساختار سیاسی و اقتصادی ایران بوده است.
برای جریانهای محافظهکار و تندرو، برنامه هستهای صرفاً یک پروژه فنی نیست، بلکه نمادی از حاکمیت ملی، استقلال سیاسی و مقاومت در برابر فشار خارجی محسوب میشود. از این منظر، هرگونه محدودیت بلندمدت بر برنامه هستهای میتواند به عنوان عقبنشینی در برابر فشارهای خارجی تلقی شود.
همچنین بسیاری از مخالفان توافق بر این باورند که تجربه خروج ایالات متحده از برجام در سال ۲۰۱۸ نشان داد که توافقهای بینالمللی فاقد ضمانت اجرایی کافی هستند.
رسانهها و بازتولید گفتمان بنیادگرایی و صدور ارتجاع
رسانههای نزدیک به جریانهای محافظهکار نقش مهمی در شکلدهی افکار عمومی پیرامون مذاکرات ایفا میکنند. این رسانهها اغلب توافق را در قالب مفاهیمی مانند «امتیازدهی»، «عقبنشینی» یا «نفوذ سیاسی» بازنمایی میکنند.
در چارچوب نظریه «هژمونی» (به معنای سلطه فرهنگی و فکری)، رسانهها صرفاً ابزار اطلاعرسانی نیستند، بلکه در بازتولید گفتمان مسلط و تثبیت نظم سیاسی نقش دارند. از این منظر، مخالفت رسانهای با توافق بخشی از تلاش برای حفظ مشروعیت گفتمان مقاومت محسوب میشود.
تحولات امنیتی و تشدید رویکردهای سختگیرانه
در فضای تنشآلود سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، افزایش درگیریهای منطقهای، حملات نظامی و فشارهای خارجی موجب تقویت رویکردهای امنیتی در بخشی از حاکمیت شده است.
در چنین شرایطی، بسیاری از تصمیمگیران امنیتی بر این باورند که برنامه هستهای، توان موشکی و شبکههای منطقهای بخشی از ابزارهای بازدارندگی رژیم ایران هستند و نباید در قالب توافقهای گسترده محدود شوند.
این رویکرد امنیتی موجب شده است که حتی در صورت پذیرش مذاکرات، تمایل به توافقهای محدود، تدریجی و تاکتیکی بیشتر از توافق جامع و ساختاری باشد.
پرسش درباره برنامه هستهای و منطق بازدارندگی
اصرار حکومت جمهوری اسلامی بر ادامه برنامه هستهای، حتی در شرایط تحریمهای شدید، ریشه در مجموعهای از محاسبات امنیتی، سیاسی و ایدئولوژیک دارد.
از دیدگاه حاکمیت، این برنامه بخشی از سیاست «بازدارندگی راهبردی» است؛ یعنی ایجاد سطحی از توانمندی که مانع حمله مستقیم دشمنان شود.
برخی نمونههای تاریخی مانند لیبی و عراق در ادراک امنیتی نخبگان حکومتی نقش مهمی داشتهاند. در این تحلیل، کنار گذاشتن کامل برنامه هستهای میتواند به تضعیف بازدارندگی و افزایش آسیبپذیری سیاسی منجر شود.
در نتیجه، رژیم خود را در وضعیت «کشور آستانهای هستهای» تعریف میکند؛ یعنی کشوری که توان فنی لازم برای ساخت سلاح را دارد، اما بهصورت رسمی آن را تولید نکرده است.
مسئله اسرائیل در گفتمان حکومت جمهوری اسلامی
در گفتمان رسمی حکومت جمهوری اسلامی، اسرائیل همزمان هم یک مسئله ایدئولوژیک و هم یک ابزار سیاسی است.
از منظر ایدئولوژیک، اسرائیل بهعنوان نماد اشغالگری و «نظم نامشروع» در منطقه معرفی میشود. این نگاه ریشه در ایدئولوژی بنیادگرایی حکومتی و مفهوم «مقاومت در برابر نظام سلطه» دارد.
در سطح عملیاتی، حمایت از گروههای نیابتی منطقهای بخشی از سیاست خارجی رژیم ایران محسوب میشود که هدف آن افزایش عمق استراتژیک و بازدارندگی غیرمستقیم است.
در عین حال، این گفتمان نقش مهمی در مدیریت سیاست داخلی دارد؛ زیرا وجود یک «دشمن خارجی» میتواند موجب انسجام داخلی و انتقال بخشی از نارضایتیهای اجتماعی به بیرون شود.
جمعبندی و نتیجهگیری
بررسی مخالفت بخشی از حاکمیت ایران با توافق هستهای نشان میدهد که این پدیده را نمیتوان صرفاً به سطح اختلافات ایدئولوژیک تقلیل داد. این مخالفت نتیجه همزمان سه سطح از عوامل است:
در سطح نخست، شبکههای اقتصادی مرتبط با اقتصاد تحریمی قرار دارند که از تداوم وضعیت موجود سود میبرند.
در سطح دوم، رقابت میان نخبگان حکومتی و نهادهای قدرت برای حفظ یا افزایش نفوذ وجود دارد.
در سطح سوم، گفتمان ایدئولوژیک ضدآمریکایی و بنیادگرایی قرار دارد که بخشی از هویت سیاسی نظام را تشکیل میدهد.
بر این اساس، مخالفان توافق را باید ائتلافی ناهمگون از بازیگران امنیتی، اقتصادی، سیاسی و رسانهای دانست که هر یک انگیزههای متفاوتی دارند، اما در مخالفت با تغییر توازن قدرت ناشی از توافق اشتراک پیدا میکنند.
در نهایت، سرنوشت هرگونه توافق احتمالی میان رژیم ایران و غرب نه تنها به روند مذاکرات خارجی، بلکه به آرایش نیروها، منافع و موازنه قدرت در درون ساختار سیاسی حکومت ایران نیز وابسته خواهد بود؛ ساختاری که در آن سیاست خارجی همواره امتداد مستقیم رقابتهای درونی قدرت است.
عباس تبریزی
منابع:
How Iran Plans to Destroy Israel | AEI
The Iranian Nuclear Threat: Why it Matters | ADL
Security Council Adopts Resolution on Iran Nuclear Deal | UN Photo
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










