«اینترنت طبقاتی» در ایران چگونه به ابزار سانسور، سرکوب و تبعیض اجتماعی تبدیل شد؟ بررسی پیامدهای اقتصادی، سیاسی و انسانی قطع اینترنت و دسترسی ویژه حکومت به اینترنت آزاد.
فهرست مطالب
-
اینترنت طبقاتی در ایران؛ سانسور دیجیتال و جامعهای دوپاره
اینترنت طبقاتی؛ تولد یک آپارتاید دیجیتال
قطع اینترنت؛ جداسازی مردم ایران از جهان
فقر دیجیتال و نابودی مشاغل اینترنتی
اینترنت قطع شد؛ سرکوب و اعدامها افزایش یافت
اینترنت طبقاتی و تبعیض دیجیتال؛ شکاف اجتماعی و فرسایش اعتماد عمومی
اینترنت طبقاتی در ایران؛ از امتیاز دیجیتال تا پیام سیاسی قدرت
اینترنت طبقاتی و بحران اجتماعی؛ از انباشت نارضایتی تا مهار اعتراضات
اینترنت طبقاتی در ایران؛ سانسور دیجیتال و جامعهای دوپاره
در جهان امروز، اینترنت دیگر یک ابزار ارتباطی نیست؛ بلکه بخشی از زیست اجتماعی، اقتصادی، آموزشی و حتی روانی انسان معاصر محسوب میشود. قطع یا محدودسازی اینترنت در هر کشوری، بهویژه زمانی که به شکل سازمانیافته حکومتی و طبقاتی اجرا شود، میتواند جامعه را وارد مرحلهای از انزوای دیجیتال، فروپاشی اقتصادی و سرکوب سیاسی کند. آنچه امروز در ایران تحت عنوان «اینترنت طبقاتی» یا «اینترنت پرو» در حال اجراست، نمونهای آشکار از تبدیل اینترنت به ابزار تبعیض و کنترل اجتماعی است.
گزارشهای متعدد داخلی و خارجی نشان میدهد که حکومت ایران پس از آغاز جنگ و افزایش بحرانهای داخلی، دسترسی اکثریت مردم به اینترنت جهانی را محدود کرده، در حالی که گروههایی وابسته به ساختار قدرت، نهادهای حکومتی، برخی اصناف خاص و افراد نزدیک به حکومت همچنان از اینترنت آزاد و بدون فیلتر برخوردارند. این وضعیت، شکاف دیجیتال را به شکلی بیسابقه در ایران گسترش داده است.

اینترنت طبقاتی؛ تولد یک آپارتاید دیجیتال
در روزهای اخیر تصویب آییننامهای تازه در شورای عالی فضای مجازی ایران، بار دیگر نگرانیها درباره اجرای سیاست «اینترنت طبقاتی» را افزایش داده است؛ مدلی که دسترسی به اینترنت را برای برخی اقشار جامعه آزادتر و برای دیگران محدودتر تعریف میکند.
آییننامه «تسهیل فعالیت کسبوکارهای اقتصاد رقومی (دیجیتال)»، که در جلسهای با حضور مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به تصویب رسید، با هدف اعلامشده «حمایت از اقتصاد دیجیتال» تدوین شده است، اما برخی کارشناسان آن را گامی تازه در جهت رسمیت دادن به دسترسی نابرابر اینترنت برای گروههای مختلف تلقی کردهاند.
طرح «اینترنت پرو» که ابتدا با عنوان حمایت از کسبوکارها و دانشگاهیان معرفی شد، در عمل به نوعی «امتیاز ویژه دیجیتال» برای اقشار منتخب تبدیل شد. اعضای اتاق بازرگانی، برخی پزشکان، اساتید دانشگاه، شرکتهای وابسته به حکومت و افراد دارای مجوزهای خاص، امکان دسترسی پایدارتر و کمفیلترتر به اینترنت جهانی را پیدا کردند؛ در حالی که میلیونها شهروند عادی در فضای بسته، کند و سانسورشده اینترنت داخلی گرفتار شدند.
منتقدان این سیاست معتقدند حکومت ایران در حال بازتعریف مفهوم «حق دسترسی به اینترنت» با ایجاد اینترنت طبقاتی است؛ حقی که در بسیاری از اسناد بینالمللی، بخشی از حقوق بنیادین بشر تلقی میشود. در چنین ساختاری، اینترنت دیگر یک حق عمومی نیست، بلکه به امتیازی طبقاتی برای نزدیکان قدرت تبدیل میشود.
این وضعیت یادآور نظامهای اقتدارگرایی است که دسترسی به اطلاعات را بر اساس وفاداری سیاسی یا موقعیت اجتماعی توزیع میکنند. در نتیجه، جامعه به دو بخش تقسیم میشود:
- اقلیتی برخوردار از اینترنت آزاد و ارتباط جهانی
- اکثریتی محروم، سانسورشده و منزوی

قطع اینترنت؛ جداسازی مردم ایران از جهان
یکی از مهمترین پیامدهای این سیاست، ایجاد نوعی «دیوار دیجیتال» میان مردم ایران و جهان خارج است. گزارشهای سازمان پایش اینترنت نتبلاکس نشان میدهد که ایران یکی از طولانیترین قطعیهای اینترنت در تاریخ معاصر را تجربه کرده و در برخی دورهها، دسترسی عمومی به اینترنت جهانی تقریباً به صفر رسیده است .
این محدودسازی صرفاً فنی نیست؛ بلکه بخشی از یک راهبرد سیاسی برای کنترل جریان اطلاعات است. در دورههای اعتراضات یا بحرانهای امنیتی، حکومت با قطع اینترنت:
- مانع انتشار تصاویر و اخبار اعتراضات میشود،
- ارتباط شهروندان با رسانههای خارجی را قطع میکند،
- امکان سازماندهی اجتماعی را کاهش میدهد،
- و روایت رسمی حکومت را به تنها روایت قابل دسترس تبدیل میکند.
پژوهشهای دانشگاهی منتشرشده درباره خاموشی اینترنت در ایران نشان میدهد که حکومت از ساختار متمرکز شبکه و «null-routing» برای ایزولهسازی سراسری کاربران استفاده میکند؛ روشی که عملاً مردم ایران را به یک اینترانت ملی محدود میکند.
فقر دیجیتال و نابودی مشاغل اینترنتی
اقتصاد دیجیتال ایران طی سالهای اخیر به یکی از معدود مسیرهای درآمد برای میلیونها جوان، فریلنسر، فروشگاه آنلاین، تولیدکننده محتوا و استارتاپها تبدیل شده بود. اما قطع اینترنت و محدودسازی گسترده، ضربهای ویرانگر به این بخش وارد کرد.
بر اساس گزارشها، تنها در دو ماه نخست قطعی اینترنت، اقتصاد ایران بیش از ۱.۸ میلیارد دلار خسارت متحمل شد.
همچنین گزارشهایی درباره تعدیل هزاران نیرو در شرکتهای اینترنتی از جمله دیجیکالا منتشر شد؛ موضوعی که هرچند بهطور رسمی تأیید نشد، اما بسیاری از کسبوکارهای آنلاین از کاهش شدید درآمد، اخراج نیروها و توقف فعالیت سخن گفتهاند.
پیامدهای اقتصادی اینترنت طبقاتی شامل موارد زیر است:
- نابودی فروشگاههای آنلاین کوچک،
- افزایش بیکاری در حوزه فناوری،
- مهاجرت متخصصان دیجیتال،
- کاهش سرمایهگذاری در استارتاپها،
- و گسترش فقر در طبقه متوسط شهری.
در واقع، حکومت با محدودسازی اینترنت نهتنها آزادی اطلاعات، بلکه نان و معیشت مردم را نیز هدف قرار داده است.
قطعی اینترنت در ایران در میان جنگ خارجی و سرکوب داخلی
اخراج گسترده کارگران؛ اقتصاد جنگزده و بنبست فاشیسم مذهبی
اینترنت قطع شد؛ سرکوب و اعدامها افزایش یافت
تجربه سالهای اخیر در ایران نشان داده است که هرگاه اینترنت بهطور گسترده توسط حکومت قطع میشود، همزمان شدت سرکوب خیابانی، بازداشتها و اعدامها نیز افزایش مییابد. قطع ارتباط مردم با جهان خارج، هزینه سیاسی سرکوب را برای حکومت کاهش میدهد.
در جریان اعتراضات سالهای گذشته نیز حکومت ایران بارها از خاموشی اینترنت بهعنوان «پوشش امنیتی» برای سرکوب استفاده کرده بود. گزارشهای حقوق بشری نشان میدهد که نبود اینترنت آزاد، مستندسازی خشونتهای حکومتی را دشوار میکند و امکان اطلاعرسانی فوری را از خانوادهها، خبرنگاران و فعالان حقوق بشر میگیرد.
در چنین شرایطی، جامعه وارد نوعی تاریکی اطلاعاتی میشود؛ وضعیتی که در آن شهروندان نهتنها از اخبار جهان، بلکه حتی از سرنوشت نزدیکان خود نیز بیخبر میمانند.
اینترنت طبقاتی و تبعیض دیجیتال؛ شکاف اجتماعی و فرسایش اعتماد عمومی
یکی از مهمترین پیامدهای اینترنت طبقاتی، احساس تحقیر و تبعیض در میان مردم است. زمانی که شهروند عادی برای خرید چند گیگ اینترنت یا VPN باید هزینههای سنگین پرداخت کند، اما برخی افراد وابسته به حکومت بدون محدودیت به اینترنت جهانی دسترسی دارند، احساس بیعدالتی به شدت تشدید میشود.
اینترنت طبقاتی امروز به نماد جدید شکاف اجتماعی در ایران تبدیل شده است؛ شکافی که فقط اقتصادی نیست، بلکه سیاسی و روانی نیز هست. حتی برخی انجمنهای صنفی و حرفهای هشدار دادهاند که این تبعیض دیجیتال میتواند موجب افزایش اضطراب اجتماعی، احساس طردشدگی و کاهش اعتماد عمومی شود.
در واقع، اینترنت طبقاتی بهتدریج به یکی از عوامل اصلی فرسایش سرمایه اجتماعی در ایران تبدیل شده است.
اینترنت طبقاتی در ایران؛ از امتیاز دیجیتال تا پیام سیاسی قدرت
در واقع، حکومت با اینترنت طبقاتی پیامی روشن به جامعه میدهد:
«دسترسی آزاد به جهان، حق همه نیست؛ بلکه امتیازی برای نزدیکان قدرت است.»
این پیام تنها یک سیاست ارتباطی نیست، بلکه بازتعریف رابطه قدرت و شهروند در عصر دیجیتال است؛ جایی که دسترسی به اطلاعات به ابزار طبقهبندی اجتماعی تبدیل شده است.
در این چارچوب، اینترنت طبقاتی نهتنها یک سیاست فنی، بلکه نشانهای از نابرابری ساختاری در توزیع حق دسترسی به جهان بیرون است.
اینترنت طبقاتی و بحران اجتماعی؛ از انباشت نارضایتی تا مهار اعتراضات
تجربه اعتراضات چند سال اخیر در ایران نشان میدهد که جامعه ایران به مرحلهای از انباشت نارضایتی رسیده که هر بحران معیشتی، اجتماعی یا سیاسی میتواند به جرقهای برای انفجار خشم عمومی تبدیل شود. از قیام آبانماه ۱۳۹۸ که افزایش ناگهانی قیمت بنزین جرقه آن را زد، تا اعتراضات ۱۴۰۱ که با مطالبه آزادیهای اجتماعی و اعتراض به سرکوب شکل گرفت، و سپس بحرانهای ۱۴۰۴ که ریشه در سقوط ارزش پول ملی، تورم افسارگسیخته و فروپاشی معیشت مردم داشت، همگی نشان میدهند که ساختار سیاسی و اقتصادی ایران در وضعیتی شکننده قرار گرفته است.
اما همزمان، حاکمیت بهخوبی میداند که بستر اجتماعی ایران همچنان مستعد اعتراضات گسترده بعدی است؛ به همین دلیل، کنترل اینترنت و ایجاد ساختار اینترنت طبقاتی تنها یک پروژه فنی یا امنیتی نیست، بلکه بخشی از راهبرد پیشگیرانه حکومت برای مهار اعتراضات آینده محسوب میشود. حکومت تلاش میکند با محدودسازی ارتباطات، کنترل جریان اطلاعات و قطع ارتباط مردم با رسانههای مستقل و شبکههای اجتماعی، امکان سازماندهی اعتراضات و همبستگی اجتماعی را کاهش دهد.
در نتیجه، اینترنت در ایران به یک میدان تقابل مستقیم میان جامعه و قدرت تبدیل شده است؛ جایی که هرچه بحرانهای اقتصادی و اجتماعی عمیقتر میشود، کنترل دیجیتال نیز شدیدتر میگردد.

جمعبندی
در جمعبندی میتوان گفت «اینترنت طبقاتی» در ایران صرفاً یک سیاست ارتباطی یا مدیریتی نیست، بلکه بخشی از یک ساختار گستردهتر تبعیض، کنترل و مهندسی اجتماعی است که در دل یک نظام توتالیتاریستی مذهبی شکل گرفته و بازتولید میشود. این سیاست با ایجاد دسترسی نابرابر به اینترنت، عملاً جامعه را به دو طبقه دیجیتال تقسیم کرده است: اقلیتی برخوردار از ارتباط آزاد با جهان و اکثریتی محروم، سانسورشده و گرفتار هزینههای سنگین برای دسترسی به اطلاعات.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که در ساختار کنونی، مسئله آزادی اینترنت و آزادی رسانهها صرفاً یک مطالبه جزئی یا اصلاحپذیر درونسیستمی نیست، بلکه به مسئلهای بنیادیتر در سطح ساختار قدرت گره خورده است. تا زمانی که سازوکار سیاسی مبتنی بر تمرکز قدرت، سانسور سیستماتیک و تبعیض در دسترسی به اطلاعات باقی بماند، امکان تحقق آزادی پایدار در حوزه دیجیتال و رسانهای بسیار محدود خواهد بود.
از این منظر، برخی تحلیلها به این جمعبندی میرسند که تحقق واقعی آزادی اینترنت، آزادی رسانهها و رفع تبعیض دیجیتال، در نهایت بدون یک تغییر بنیادین در ساختار سیاسی موجود که آن را یک نظام اقتدارگرا و ایدئولوژیک توصیف میکنند، امکانپذیر نخواهد بود؛ زیرا ریشه این محدودیتها نه در ابزارها، بلکه در ماهیت قدرت و نحوه توزیع آن در کل نظام سیاسی نهفته است.
عباس تبریزی
منابع:
Tiered Internet Rolled Out After 53 Days of Shutdown
How Iran’s Government Shut Off the Internet | WIRED
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










