تحلیلی درباره چشمانداز قیام در ایران در سایه بحران اقتصادی، اعدامها، تنش جنگ ایران و آمریکا و فعالیتهای دیپلماتیک مقاومت ایران در اروپا.
چشمانداز قیام در ایران و رژیم در تنگنای سهگانه
رژیم حاکم بر ایران این روزها خود را در نقطهای بیسابقه از آسیبپذیری میبیند؛ نقطهای که در آن، برخلاف چهار دهه گذشته، دیگر نمیتواند با تکیه بر یکی از دو ابزار همیشگیاش سرکوب داخلی یا مانورهای دیپلماتیک خارجی از بحران عبور کند. اینبار رژیم بهطور همزمان از سه جهت زیر فشار قرار گرفته است: از درون، با شعلهور شدن دوبارهی خشم خیابانی و آمادهشدن هستههای مقاومتی برای دوری تازه از رویارویی؛ از بیرون، با تهدید از سرگیری و ادامه جنگ ایران و امریکا و تشدید فشار اقتصادی در قالب آنچه واشنگتن آن را «عملیات خشم حماسی» مینامد؛ و از جبههی سوم، با تهاجم دیپلماتیک و افشاگرانهی شورای ملی مقاومت ایران و شخص مریم رجوی در پایتختهای اروپایی، از پاریس تا رم.
جبهه اول: خیابانهایی که در انتظار جرقهاند
بر اساس گزارشی که نیویورکپست بهتازگی از دو منبع فعال در شبکهی مخالفان داخل ایران یک روزنامهنگار مستقل و یک تن از رهبران محلی اعتراضها منتشر کرده، فضای شهرهای ایران به نقطهی جوش نزدیک شده است. این دو فعال که تنها از طریق تماس اینترنتی رمزگذاریشده حاضر به گفتوگو شدند، تأکید کردند که «انقلاب میتواند هر روز رخ دهد»، چرا که مردم همچنان زخم سرکوب خونین دیماه (ژانویه) را با خود حمل میکنند؛ سرکوبی که به گفتهی دونالد ترامپ جان بیش از پنجاهودو هزار نفر را گرفت.
به گفتهی این منابع، فعالان اکنون بهجای هجوم بیبرنامه، مشغول جمعبندی درسهای اعتراضات پیشیناند: کدام تاکتیکها مؤثر بود، کدام نقطه از شهر برای تجمع امنتر و کدام خطرناکتر است. در کنار این آمادهسازی تاکتیکی، ادعای درخور توجهی نیز مطرح شده: در نقاط گوناگون کشور، ابزارهای ابتدایی دفاعی آجر، سنگ، چوبدستی، صندلی و لاستیک برای مسدودسازی معابر از پیش انبار شده، و در کنار آن، شبکههای کوچک و پنهانی در حال آمادهسازی سلاح گرم برای توزیع میان معترضاناند؛ سلاحهایی که بخشی از منابع داخلی و بخشی دیگر گفته میشود از خارج قاچاق شده است. هیچیک از دو منبع مشخص نکردند تأمینکنندهی این سلاحها کیست، اما لحن هر دو نشان میدهد که تجربهی تلخ دیماه اراده به «رفتن مسلحانه به خیابان در دور بعد» را در میان بخشی از معترضان تقویت کرده است.

چشمانداز قیام در ایران؛ خشم انباشته و ترس از سرکوب
این فعالان همچنین به دو عامل بازدارنده اشاره کردند که تاکنون از گسترش سریع قیام جلوگیری کرده: نخست، تروما و ترس ناشی از کشتار گستردهی دیماه که تقریباً هر خانوادهای در آن داغدار شده؛ و دوم، حضور فزایندهی نیروهای مزدور خارجی از عراق، افغانستان و پاکستان که به گفتهی این منابع اکنون در شهرهای ایران با معترضان همچون اشغالگر رفتار میکنند، آنها را از خودروها پیاده و بازرسی بدنی میکنند. نگرانی دیگر، گزارشهایی است مبنی بر مسلحشدن نوجوانان سیزده و چهارده ساله توسط رژیم برای گشتزنی در محلهها؛ روندی که به گفتهی یکی از این منابع «فاجعهای در انتظار وقوع» است.
اعدامها و بحران معیشت؛ سوخت تازه خشم عمومی
نشانههای ترکخوردگی در بدنهی سرکوب نیز از هماکنون آشکار شدهاند. تنها چند هفته پیش، اعدام علنی دو معترض در اصفهان ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسینآبادی با واکنش گستردهی مردمی و تجمع اعتراضی چند هزار نفره روبهرو شد؛ رخدادی که شورای ملی مقاومت نیز آن را در بیانیههای خود بهعنوان جنایتی «قرونوسطایی» محکوم کرد. همزمان، تورم افسارگسیخته و کمبود سوخت و آب در استانهای جنوبی، حتی طبقهی متوسط شهری را به حذف وعدههای غذایی روزانه واداشته است؛ وضعیتی که به گفتهی روزنامهنگار یادشده، خشم عمومی علیه «ملاها» را هر روز شعلهورتر میکند.

جبهه دوم: جنگ ایران و آمریکا؛ سایه فشار خارجی بر رژیم
همزمان با التهاب خیابانی، رژیم زیر فشار مستقیم واشنگتن نیز قرار دارد. اگرچه دونالد ترامپ شنبهی گذشته اعلام کرد که آخرین ضربهی نظامی برنامهریزیشده علیه اهداف رژیم را به دلیل پیشرفت ظاهری در مذاکرات صلح متوقف کرده، اما این توقف را نباید بهمعنای پایان تهدید دانست. کارزار فشار حداکثری آمریکا که ناظران آن را «عملیات خشم حماسی» نام نهادهاند، همچنان در ابعاد اقتصادی و نظامی فعال است، و تنشها در تنگهی هرمز و پیرامون آن، از جمله در پی حملات پهپادی در کویت، بار دیگر رو به افزایش نهاده است.
بلاتکلیفی جنگ و تأثیر آن بر فضای اعتراضی
فعالان داخل کشور بهروشنی از این بلاتکلیفی گلهمندند: نه میدانند حملات ادامه مییابد یا نه، و نه میدانند جنگ اقتصادیای که بیش از پنج ماه است ادامه دارد، چه زمانی به فروپاشی نهایی ساختار اقتصادی رژیم میانجامد. برای بسیاری از معترضان، همین بلاتکلیفی خود به عاملی برای تسریع آمادهسازی داخلی بدل شده: تصور غالب این است که هر تحول منطقهای، از جمله تشدید احتمالی درگیری نظامی، میتواند جرقهی نهایی قیام سراسری باشد.
جبههی سوم: دیپلماسی مقاومت در اروپا
مریم رجوی و طرح راهحل سوم برای ایران
در حالی که رژیم از درون در محاصرهی خشم مردمی و از بیرون زیر فشار نظامی-اقتصادی آمریکاست، شورای ملی مقاومت ایران و شخص مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیدهی دوران انتقال، جبههی سومی را در عرصهی دیپلماسی و افکار عمومی بینالمللی گشودهاند. در سیام خرداد امسال، با وجود آنکه پلیس فرانسه به بهانهی نگرانیهای امنیتی از برگزاری گردهمایی سالانهی «ایران آزاد» در پاریس ممانعت کرد ممانعتی که مقامات شورا آن را نتیجهی مستقیم فشار و شانتاژ رژیم تهران بر دولت فرانسه خواندند دهها هزار تن از هواداران مقاومت و خانوادههای ایرانی در میدان ووبان و نقاط دیگر پاریس گرد آمدند تا پیام قیام مردم ایران را به گوش جهانیان برسانند. مقاومت همچنین موفق شد در همان بازه، نشستها و گردهماییهای موازی را در اوور-سورواز، مقر شورای ملی مقاومت، برگزار کند؛ تلاشی که بسیاری آن را نشانهی ناکامی رژیم در خاموشکردن صدای مقاومت در اروپا ارزیابی کردند.

دیپلماسی مقاومت؛ از پاریس تا رم
تنها چند هفته پس از این رویداد، مریم رجوی سفر مهمی به ایتالیا داشت که بازتاب گستردهای در محافل سیاسی اروپا یافت. او در نشست کمیتهی حقوقبشر سنای ایتالیا سخنرانی کرد و با اشاره به روند رو به تزاید اعدامها، از رقمی نزدیک به دوهزاروچهارصد اعدام از زمان آخرین سخنرانیاش در همان کمیته خبر داد.
او همچنین در کنفرانس بینالمللی «ایران فراتر از جنگ؛ قدرت مردم بهعنوان راهحل» و در نشست بنیاد لوئیجی اینائودی سخنرانی کرد؛ رویدادهایی که با حضور چهرههای سیاسی برجسته از جمله دو نخستوزیر پیشین ایتالیا و نمایندگان مجلس ایتالیا برگزار شد. در این نشستها بار دیگر بر همان خط سیاسی تأکید شد که شورای ملی مقاومت از دو دهه پیش آن را «راهحل سوم» مینامد: نه ادامهی حکومت آخوندی، نه بازگشت به سلطنت، بلکه سرنگونی رژیم بهدست مردم ایران و مقاومت سازمانیافتهی آنان و استقرار جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین از حکومت.
بنبست رژیم و چشمانداز وقوع دوباره قیام
آنچه از کنار هم گذاشتن این سه جبهه به دست میآید، تصویری از رژیمی است که دیگر فضای مانور چندانی برای خود باقی نمانده نگذاشته است.
در داخل، اعدامهای علنی و فروپاشی معیشتی بهجای مهار خشم عمومی، آن را انباشته میکنند؛ در سطح منطقهای و بینالمللی، جنگ ایران و امریکا، هرچند موقتاً متوقف شده همچنان بر سر رژیم سایه افکنده و فشار اقتصادی بیوقفه ادامه دارد؛ و در میدان دیپلماسی و افکار عمومی جهانی، مقاومت سازمانیافتهی ایران با وجود تلاش رژیم برای مسدودکردن صدای آن از طریق فشار بر دولتهای اروپایی، همچنان در حال گسترش پایگاه سیاسی خود در پارلمانها و نهادهای تصمیمگیر غربی است.
تحلیلگران این وضعیت را دقیقاً همان بنبست سهگانهای میدانند که رژیم اسلامی طی چهار دههی گذشته کوشیده با ترکیبی از سرکوب داخلی، بازی دوگانه در سیاست خارجی، و انزوای دیپلماتیک مخالفانش از آن بگریزد اما اکنون، برای نخستینبار، هر سه ابزار بهطور همزمان به کار افتادهاند. همانطور که یکی از رهبران اعتراضها به نیویورکپست گفت: «ما میدانیم چه بر سرمان میآید؛ یا رژیم میرود، یا ما.» این جمله، بهتنهایی، شاید بهتر از هر تحلیلی، عمق ناامنیای را نشان دهد که اکنون بر ساختار قدرت در تهران سایه افکنده است
عباس تبریزی
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










